X
تبلیغات
ره ولاء

 
دکتر احمدی نژاد هنگام دریافت هدیه از جانب سفیر جدید تایلند، در برابر خبرنگاران و عکاسان اقدام به باز کردن و نمایش جعبه هدیه کرد تا به هرگونه شایعه و حرف و حدیث احتمالی پایان دهد.

 

 



ارسال توسط حاجی

مرحوم آيت الله العظمي بهجت و مرحوم آيت الله مجتهدي تهراني


برچسب‌ها: آيت الله بهجت, آيت الله مجتهدي

ارسال توسط حاجی
سردار شریف در پاسخ به ادعای یک نماینده مجلس:


سپاه در انتخابات مجلس هیچ دخالتی نداشته است/ پیگیری حقوقی ادعای اتهام زنندگان



 مسئول روابط عمومی کل سپاه در پاسخ به ادعای یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر دخالت سپاه در امر انتخابات مجلس و حمایت از برخی کاندیداها هر گونه دخالت در انتخابات را رد کرد.

سپاه در انتخابات مجلس هیچ دخالتی نداشته است/ پیگیری حقوقی ادعای اتهام زنندگان

به گزارش سپاه نیوز، سردار سرتیپ دوم پاسدار رمضان شریف مسئول روابط عمومی کل سپاه با رد هر گونه دخالت سپاه در انتخابات اخیر مجلس اظهار داشت: سپاه وامدار هیچ جریان و جبهه سیاسی نبوده و هرگز خود را در دایره محدود آنها تعریف نکرده و نخواهد کرد.

سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه سپاه وصایای امام راحل (ره) و منویات و تأکیدات مقام معظم رهبری در زمینه عدم دخالت نظامیان در سیاست را همواره نصب العین خود قرار داده است، خاطر نشان کرد: تجربه به ما آموخته است بعد از برگزاری هر انتخابات در کشور اشخاص و جریان های سیاسی ادعای دخالت سپاه را مطرح می کنند و بر این اساس در انتخابات اخیر مجلس قبل از مرحله اول و نیز در آستانه مرحله دوم رسماً عدم جانبداری خود از اشخاص و جناح های سیاسی را به اطلاع افکار عمومی رسانده است که مستندات آن نیز در سایت خبری رسمی سپاه [سپاه نیوز] موجود است، البته توقع آن بود که شاهد تکرار چنین ادعاهایی نباشیم.

وی افزود: اینکه هر از گاهی برخی اشخاص و جریان ها با طرح ادعاهای غیر واقعی و نخ نما شده ، فرصتی را برای ضد انقلاب و رسانه های بیگانه فراهم آوردند تا هجمه علیه سپاه را مهندسی و عملیاتی کنند اقدام نا پسندی است که علاقمندان به انقلاب و نظام به آن به دیده تأمل و تردید نگاه می کنند.

مسئول روابط عمومی کل سپاه با اشاره به باز بودن راه قانون برای رسیدگی و برخورد با تخلفات انتخاباتی تصریح کرد: در کشور ما ساز و کارهای لازم برای برخورد قانونی با هر نوع تخلف انتخاباتی پیش بینی شده است و از کسانی که مدعی دخالت سپاه در امر انتخابات هستند به قاطعیت می خواهد مستندات خود را ارائه کنند.

سردار شریف در پایان از مجلس محترم شورای اسلامی که با هوشمندی و درایت همواره در برابر اتهامات و هجمه های رسانه ای دشمن، مدافع و پشتیبان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده و فرزندان ملت ایران در این نهاد مردمی و انقلابی را مورد حمایت قرار داده است قدر شناسی و تأکید کرد: بدیهی است سپاه حق پیگرد حقوقی مدعیان دخالت سپاه در انتخابات را برای خود محفوظ می داند.



ارسال توسط حاجی
حمید رسایی نماینده مردم تهران در تذکری به انتقاد از سخنان مطهری که سپاه پاسداران را متهم کرده بود، پرداخت.

به گزارش فارس، حمید رسایی نماینده مرم تهران در مجلس شورای اسلامی امروز (یکشنبه) طی تذکری در صحن علنی مجلس اظهار داشت: تذکر من برای دفاع از یکی از نهادهای مؤثر نظام جمهوری اسلامی ایران است که حق زیادی به گردن همه دارد.

وی افزود: امام خمینی (ره) در مورد این نهاد فرمودند اگر سپاه نبود، کشور هم نبود؛ چه در دوره جنگ سخت و چه در دوره جنگ نرم ما شاهد بودیم که سپاه پاسداران یکی از مهمترین وظایفش را دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی دانسته است.

رسایی ادامه داد: متأسفانه برخی از دوستان از جمله آقای مطهری امروز در نطقش مجددا اتهامی را متوجه این نهاد کرد؛ قبل از این هم آقای مطهری در مسئله وزیر نفت اتهامی را متوجه سپاه کرده و گفته بود که سپاه قصد بدست گرفتن تمام قدرت‌های کشور را دارد که رئیس مجلس هم در آن روز جواب محکمی به این موضوع داد.

نماینده مردم تهران گفت: جا داشت که رئیس مجلس امروز نسبت به این موضوع تذکر می‌داد چراکه تریبون مجلس جایی نیست که هرکسی هر چیزی دلش خواست از پشتش بگوید و این موضوع به یک وسیله برای رسانه‌های بیگانه تبدیل شود تا نهادهای مقدس را محکوم کند.

وی اضافه کرد: اتهام دخالت سپاه پاسداران در موضوع انتخابات اتهامی بود که در گذشته هم بعداز مرحله اول انتخابات در مجلس مطرح شد و این بار دوم بود که این اتهام در مجلس عنوان شد؛ این درست نیست که چنین اتهاماتی را به سپاه وارد کنیم چر که همیشه چنین اتهاماتی متوجه سپاه، شورای نگهبان ودستگاه‌های نظارتی بوده و رسانه‌های بیگانه هم در مورد آن اظهارنظر کردند.

رسایی اظهار داشت: از تریبون مجلس که حاصل خون شهداست، نباید این مسائل مطرح شود؛ اگر هم در گوشه و کناری کسی اقدامی کرده، این مسئله مربوط به کل سپاه پاسداران نمی‌شود؛ در مجلس هشتم هم همین شائبه در مورد لیست اصولگرایان در تهران بود و می گفتند که لیست جبهه متحد اصولگرایان در تهران مورد حمایت سپاه بوده؛ من از آقای مطهری می‌پرسم که چرا آن روز آقای مطهری به این حرف‌ها اعتراض نکرد؛ آیا دلیلش این بوده که در این دوره آقای مطهری در لیست نبوده و به همین دلیل حرفی را که رسانه‌های بیگانه می‌زنند، از پشت تریبون مجلس بیان می‌کنند؟

 نماینده مردم تهران همچنین گفت: جالب آنجاست که برخی افراد پشت این لیست‌ها بودند و سعی می‌کردند لیست‌ها را به اسم سپاه تمام کنند که اولا ولخرجی‌های زیادی از بیت‌المال در انتخابات تهران کردند و هیچ کدام از کاندیداهای منتخبشان هم وارد مجلس نشدند.

سیدشهاب‌الدین صدر که ریاست جلسه علنی مجلس را بر عهده داشت، در پاسخ به تذکر رسایی گفت: البته نطق‌های میان دستور تذکر ندارد و نظر هیئت رئیسه این است که نمی‌توان به نطق میان دستور نمایندگان تذکر داد، ‌البته از اینکه شما در دفاع از سپاه صحبت کردید، خیلی ممنونیم.


برچسب‌ها: رسایی, مطهری, مجلس, سپاه

ارسال توسط حاجی
خیلی‎ها ندیده راجع به فیلم‎ها قضاوت میکنند و همچنان هم این سیاق ادامه دارد. شایعاتی برای فیلم ساخته اند که چنین نیست و این شایعه سازی همچنان هم ادامه دارد.

امین حیایی از بازیگران جوان، اما با تجربه سینمای ایران است. بازیگری که هم میتوان رد پایش را در سینمای بدنه دنبال و هم در آثار جدی سینمای ایران، همچون «شب» و یا «میهمان مامان» جنس بازیاش را تحسین کرد.

حضور او در مجموعه «قلب یخی» و پس از آن دو فیلم «اخراجیها3» و «قلاده‎های طلا» بهانه‎ای شد تا از او درباره ارتباطش با تولیدات سیاسی در سينماي ايران بپرسیم؛ او هم به رغم مشغله بسیارش با حوصله پاسخگوی سؤالات ما شد. حیایی در اين گفت وگوی كوتاه با پنجره حرف‎های جالب توجهی را درباره قلاده‎های طلا و اساسا سینمای ایران طرح کرده است.

پیش از فیلم «قلاده‎های طلا»، فیلمی شبه سیاسی با همین مضمون ساخته شده بود که به وقایع پس از انتخابات سال 88 میپرداخت، البته تجربه ناموفقی بود و خسران معنوی فراوانی برای بازیگرانش رقم زد؛ دامنه این آسیب‎ها نيزبیشتر گریبان بازیگر اصلی این فیلم را گرفت؛ با توجه به این‎که قلاده‎ها چنین مضموني داشت، فکر نمیکردید این آسیب‎ها گریبان شما را هم بگیرد؟

موقعی که وارد بحث فیلم‎نامه شدیم، با آقایان طالبی، شریفی نیا و سایرعوامل به این نتیجه رسیدیم که می‌خواهیم فیلمی مردمی بسازیم. فیلمی که حرف و پیام مردم در آن منعکس شود و کل محصول برای خود مردم باشد. البته با توجه به شرایط فعلی، نمیدانم چه بگویم، خیلی‎ها ندیده راجع به فیلم‎ها قضاوت میکنند و همچنان هم این سیاق ادامه دارد. شایعاتی برای فیلم ساخته اند که چنین نیست و این شایعه سازی همچنان هم ادامه دارد. ما طی صحبت‎هایی که انجام دادیم، قرار بود واقعیت‎هایی را بر اساس تحقیقات آقای طالبی بود تبدیل به یک اثر سینمایی کنیم و کلیت فیلم بر اساس واقعیت استوار بود. واقعیت‎هایی که در آن مقطع تاریخی در کشور اتفاق افتاد. وسواس هم به حدی بود که وقتی در مرحله تحقیقات، به چند شایعه رسیدیم ابوالقاسم طالبی از آوردن آن‎ها به‎شدت پرهیز کرد.

کلا هر گونه شایعه و شنیده صرف، از خط اصلی داستان و فلیمنامه حذف شد و مورد پرداخت قرار نگرفت. آقای طالبی مي‎گفتند بر اساس شایعات فیلم ساختن درست نیست! رسالت ما این است که حقیقت را به مردم نشان بدهیم، مردم حقیقت را دوست دارند و با ریاکاری مخالفند و خود ما هم مخالف بودیم. خود ما هم بخشی از مردم هستیم و نگاه شخصی بنده بدین صورت است که اگر در اثری ریا، تظاهر و شعار باشد، آن را دوست ندارم. ما بر اساس واقعیات و حقیقت پیش رفتیم و تحقیقات هم مبنای حقیقی و واقعی داشت؛ فیلم «قلاده‎های طلا» بر اساس اسناد ساخته شدهاست. از طرف دیگر نقش من هم در این فیلم نقش متفاوتی بود و دوست داشتم یک الگوی تازه را از اشخاصی که در وزارت اطلاعات فعالیت میکنند نشان دهم.

 چه وجوهی از کاراکتر ساسان در اجرا برای شما حائز اهمیت بود؟

من احساس کردم كه او، شخصيت آرمانخواه و ملی‌گرایی است که عاشق وطنش است و خیانت را نمیپذیرد. تلاش میکند تا متوجه شود خائن واقعی چه‎کسی است و این تلاش در فینال فیلم به یافتن خائن هم منجر میشود.

 روزی که فیلم‎نامه را مرور میکردید، متوجه شدید برای‎تان فرصتی فراهم شده تا نوع دیگری از بازیگری را تجربه کنید؛ به نظر بازی فیزیکی را که در سینمای ما تقریبا فراموش شدهاست، بار دیگر در یک فیلم پر تحرک تجربه کردید...

من دوست داشتم بعد از این همه آثار طنز و کمدی، یک فیلم متفاوت کار کنم كه نقد جدی و موقعیت جدی در آن اثر پررنگ باشد و این اتفاق در قلاده‎ها ممکن شد. به وجوه سیاسی فیلم دقت نکردم، چون من وارد سیاست و بحث‎های سیاسی نمیشوم. اما پیشنهاد‎های که دادم این بود که این فیلم را برای مردم بسازیم. فارغ از جبهه بندیها، قلاده‎های طلا از حزب و گروهی خاص جانب‎داری نمیکند، واقعیت و حد وسط را گرفتیم تا با مردم باشیم و از زوایه دید مردم به این حوادث نگاه کنیم. بازهم اشاره میکنم، مردم حقیقت را دوست دارند، ریا نکنیم شعار ندهیم. خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد و من فکر میکنم خیلی فیلم جذابی شدهاست. دوستانی هم که با یک نگاه دیگر رفتند فیلم را دیدند، به من گفتند: فیلم را که دیدیم واقعا خوش‎مان آمد. فیلم خوش‎ساختی بود و در طرح واقعیت‎ها دچار لکنت نبود و دغدغه‎های جمعی را مطرح کرده بود.

شما غیر از اکت حسی صورت و دیالوگ، آمادگی جسمانی خود را هم کماکان حفظ كرده ايد، من تاکنون از شما و یا از علیرام نورایی، فيزيك نامناسب ندیده ام. پس از سال‎ها که سینمای اکشن در ایران به فراموشی سپرده شده، در این فیلم بازیگرانی را میبینیم که در جلوی دوربین به خوبی میدوند و اکت فیزیکی مناسبی دارند.

واقعیت این است که قلاده‎ها فرصت‎های تاز‎ه‎ای در زمینه بازیگری برای من فراهم آورد. سال‎ها چنین فرصتی در سینمای ایران نصیبم نشده بود، اگر هم بوده دیده نشده و در سال‎های قبل اتفاق افتاده است؛ یعنی حتي اگر نقشي شبیه این را هم بازی کرده باشم، اما فرصت اکت این‎گونه را نداشته‎ام. موقعیت‎هایی که در این فیلم وجود داشت، به قهرمانپروری کمک میکرد. اما با اين حال سعی نکردیم قهرمانپردازی کنیم و خودمان را شبیه چکیجان و قهرمان‎های فرنگی کنیم و دست به کار‎های محیرالعقول بزنیم. میخواستیم بار رئالیستي اثر را حفظ کنیم. من از تعاریف دوستان میتوانم حدس بزنم که مردم از کلیت بازی‎ها و فیلم راضی هستند.

 نگاه‎های مرموز، رفتاری است که معمولا به اکت‎های ویژه نیاز دارد؛ این اتفاق در قلاده‎های به خوبی  رخ دادهاست. دلیل این سطح متفاوت بازیگری را در چه میدانید؟

خدا را شکر که این‎گونه بودهاست. این حاصل همدلی گروهی بود و سرصحنه که بودیم، همیشه به کل صحنه کمک میکردیم. بنده هم به سهم خودم، همه تلاشم را به كار بردم تا حاصل كار همان چیزی شود که دوستان همکار میخواهند. اگر مجموعه همکاران دقیق كار كنند، کار من ديده میشود. حتی بازیگر مقابل و هنروران هم باید کارشان را درست انجام بدهند تا کار سایرین دیده شود. این دیده شدن حاصل زحمت جمعی همکاران است. در کل کار، بين همكاران همدلی و همسانی وجود داشت و همه با لذت کار می‎کردند، خود آقای طالبی هم خیلی همراه بود و با ایده‎های خوب مخالفتی نمي‎كرد. چه بسا خود ایشان هم ایده‎های خوبی در اجرا داشتند و بر بازی‎ها سوار بودند.

 دخالت هم میکردند؟

خیر نظرشان را میگفتند و اغلب در مورد لینک کردن کار بازیگران و حفظ راکورد‎ها نظر میدادند.

 با توجه به این‎که سریال قلب یخی هم یک تم سیاسی پنهان در خود داشت و اخراجی‎ها هم لایه‎های سیاسی مشابه با قلاده‎ها دارد. به نظر شما در سینمای نحیف ایران تولید آثاری با مایه‎های صریح سیاسی، لزوما چه جذابیتی مي‎تواند داشته باشد؟

در سریال قلب یخی، تم نقد سیاست‎های جهانی و پشت پرده جریان‎های فراماسونی مورد کاوش قرار گرفت و اين متفاوت بودنش برای من جذابیت داشت. به اعتقاد من کار باید با آن‎چه پیش از این مردم در سینما دیدهاند، متفاوت باشد. اثری که کاراکترها، قصهها، دیالوگ‎ها و پرسوناژ‎های تکراری دارد، فاقد جذابیت است. اگر اثری با تمي سیاسی ساخته میشود و میخواهد ایجاد تنوع کند، باید بر اساس واقعیت‎ها باشد؛ نه این‎که حزبی خاص را حمایت کند. این آثار به خصوص سریال قلب یخی و یا فیلم قلاده‎های طلا، سیاست گروه خاصی را تبلیغ نمیکنند. بدین صورت اگر مبنا واقعیت باشد، آثار سیاسی با استقبال بیشتری مواجه میشوند. ضمن این‎که من بازیگرم و حرف‎های سیاسی فیلمی که در آن بازی میکنم، پیام سیاسی و شخصی بنده نیست. من طرفدار حزب خاصی نیستم، ضمن این‎که شخصیت خودم اصلا سیاسی نیست.

کاراکتر‎هایی هم که بازی کردم سیاسی نیستند و یا حداقل سیاست غلطی را ترویج نمیکنند. مثلا میگفتند اخراجی‎ها یک اثر سیاسی است در حالی‎که این‎گونه نیست؛ قسمت سوم این فیلم بیشتر به وقایع و تحولات انسان‎ها پس از هشت سال دفاع مقدس میپردازد. اصلا کاراکتر من در آن فیلم نمونه کسی است که جنگ رفته، اما تلاشی در راستای دفاع از میهنش انجام نداده است. در این فیلم شاهدیم که جنگ بر روی افرادی همچون بیژن تأثیری نگذاشته است؛ چراكه هنوز دزدی میکند و باج میگیرد. این حرف سیاسی نیست.

 فارغ از این مباحث، در یک نگاه کلی فکر میکنید فیلم‎های تولید شده سینمای ایران؛ در چند سال اخیر به فراخور حال تماشاگران و مخاطبان بوده است؟

فیلم‎هایی که در این سال‎ها تولید شده، به فراخور اتفاقاتی بوده که در جامعه ما اتفاق افتاده است. در زمان جنگ، فیلم جنگی ساختیم، و یا پیش از آن در سال‎های انقلاب، فیلم انقلابی میساختیم. بعدها هم كه  موقعیت سیاسی خاصی پیش آمد، فیلم سیاسی ساخته شد. سینمای ما در مجموع بر اساس تحولات جامعه پیش میرود و خط اصلی را از جامعه میگیرید و جلو میرود. سینماگران سعی میکنند فیلمی بسازند که پیام مردم در آن بازتاب داده شود.

 عوامل فیلم سینمایی قلاده‎های طلا مصرند که فیلم مردمی ساختهاند. با این پیش‎فرض، فکر میکنید این فیلم تا چه حد توانسته به رفع برخی سوءتفاهم‎ها در طول دو سال اخیر و ايجاد روشنگری برای مخاطبان کمک کند؟

ما قبل از انتخابات سال 88 با هم دوست بودیم، رفیق بودیم و واقعا نمیدانم بر سر این رفاقت‎ها چه آمد؟! خواهر و برادری که در فیلم قلاده‎ها میبینیم، دچار این بحران سیاسی میشوند. کارشان به جنگ و دعوا میرسد، نه این و نه آن! واقعا قبل از انتخابات همگي جور بودیم و با هم کنار میآمدیم، کاش بر گردیم به همان حال و روز؛ ما همه ایرانی هستیم. نباید بین ما جنگ شود، خارجی‎ها از دل سلیقه‎های متعدد سیاسی ما اختلاف به‎وجود آوردند تا به‎جای ماهیگیری کوسه از آب بگیرند! ما هم بیخودی به‎جان هم افتادیم و به این اختلافات تن دادیم. در صورتی که نباید، این‎طور باشد. به‎نظر من مگر ما چقدر زندهایم!؟ طبق پیشبینی برخی فرقه‎ها که همین سال 2012 همه چیز تمام میشود!

(می خندد) ما هم بالأخره اصول و باور‎های خودمان را داریم، اگر یک درصد به چنین موضوعاتی مثل آخرت و قیامت ایمان بیاوریم، آن‎وقت همه چیز درست می‎شود. واقعا فکر کنیم شش یا هفت ماه بیشتر وقت نداریم، درستتر و بهتر زندگی کنیم. به آن‎چه خدا به ما داده راضی باشیم، از انجام برخی رفتار‎های سوءتفاهم برانگیز چشم پوشی کنیم. من هم خودم را به خدا سپرده‎ام و به آن‎چه مقدر میشود تن می سپارم. من نشانه‎هایی را در زندگی دیدم که باید در قلاده‎ها حضور مییافتم در عین این‎که میتوانستم این نقش را ایفا نکنم، همین الان هم احساس می کنم باید در این پروژه حضور پیدا می کردم و این کار را انجام می دادم، دیدید که نتیجه اثر هم بسیار قابل دفاع است.


ارسال توسط حاجی
پاسداشت سی‌امین سالگرد فتح خرمشهر/



تصاویر/ آخوندی که کاسه سرش را با سرنیزه جدا کردند




وقتی شیخ روی زمین افتاد دشمنان خود را به او نزدیک کرده و با استفاده از سرنیزه فرق سرش را شکافتند و کاسه سرش را جدا کردند.

مشرق-  شیخ محمدحسن شریف قنوتی که در روزهای آغازین جنگ به « شیخ شریف » شهرت یافت به تاریخ ۳ تیر ۱۳۱۳ در روستای قصبه از توابع اروندرود آبادان متولد شد. شیخ در دوران کودکی به کسب علوم و معارف دینی روی آورد و مقدمات اسلام را نزد عمویش عبدالستار اسلامی آموخت و سپس ادامه دروس حوزوی را در حضور عبدالرسول قائمی در آبادان فراگرفت.

سپس برای تکمیل تحصیلات حوزوی وارد حوزه علمیه قم شد و محضر درس آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی و نیز امام خمینی (س) را درک کرد و تا مرتبه اجتهاد پیش رفت.
وی مبارزات سیاسی خود را از زمان فعالیت فدائیان اسلام آغاز نمود و همکاری های اندکی با آن گروه، به ویژه شهیـد سیـد مجتبی میرلوحی ( نواب صفوی ) داشت.

با شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی در ۱۳۴۲، فعالیت های سیاسی شریف قنوتی شدت بیشتری یافت. او با وجود جو خفقان حاکم در زمان پهلوی، در مساجد به سخنرانی و افشاگری می پرداخت و آشکارا به دفاع از امام خمینی پرداخته و اعلامیه ها و رساله ایشان را با یاری دیگر همرزمانش در بین مردم توزیع می کرد.

محمدحسن شریف قنوتی در ۱۳۵۵ خانواده اش را به بروجرد انتقال داد و خود با استفاده از نام مستعار « شریف طبع » فعالیت های سیاسی اش را ادامه داد.

شید شریف قنوتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به اردکان فارس رفت و بنا به درخواست مردم منطقه مسئولیت نمایندگی شورای شهر را عهده دار شد و با یاری آیات بهاءالدین محلاتی و عبدالرحیم ربانی شیرازی به فعالیت های عمرانی و اجتماعی مشغـول گردید. در اوایل سـال ۱۳۵۹ به بروجرد رفت و به عنوان نماینده ویژه دادستان انقلاب اسلامی بروجرد مشغول خدمت شد.

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شیخ ابتدا ستاد کمک رسانی به مناطق جنگی جنوب و غرب کشور را در بروجرد به راه انداخت و در ۳ مهر ۱۳۵۹ با کاروان آذوقه اهدایی مردم بروجرد به خرمشهر اعزام گردید.

پس از بازگشت ، در بسیج نیروهای مردمی و اعزام آنان به جبهه های نبرد فعال شد. در اواسط مهر به همراه تشکلی از جوانان بروجرد به خرمشهر رفت و خود لباس رزم پوشید و با تشکیل گروه های چریکی الله اکبر و گروهان های مقاومت، خرمشهر را برای چندمین بار از خطر سقوط حتمی نجات داد.

شیخ شریف علاوه بر فرماندهی برخی از محورها در خرمشهر و هدایت نیروها، مسئولیت تأمین مهمات نیروها را هم عهده دار بود. در روز ۲۴ مهر ۱۳۵۹، وی به هنگام رساندن مهمات به یکی از نقاط درگیری در خیابان چهل متری خرمشهر، به مقر عوامل بعثی وارد شد. نیروهای بعثی وانت ایشان را زیر رگبار گلوله بستند.

سرانجام شیخ بر اثر اصابت گلوله به آرنج ها و زانوها و گردن از پای درآمد. وقتی شیخ شریف روی زمین افتاد، دشمنان خود را به او نزدیک کرده و با استفاده از سرنیزه فرق سرش را شکافتند و کاسه سرش را جدا کردند.

روحمان با یادش شاد

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی(با عینک در تصویر مشخص هستند)

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی(سمت چپ تصویر)

شیخ محمدحسن شریف قنوتی (نفر چهارم از راست)

شیخ محمدحسن شریف قنوتی(نفر وسط)

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی(نفر اول از راست)

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی

شیخ محمدحسن شریف قنوتی در کنار فرزندانش

شیخ محمدحسن شریف قنوتی(نشسته نفر دوم از راست)

شیخ محمدحسن شریف قنوتی(در کنار فرزندانش)

مراسم ختم شیخ محمدحسن شریف قنوتی


برچسب‌ها: شیخ, شریف, قنوتی, خرمشهر

ارسال توسط حاجی

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسكرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.
پادگانی به نام سامرا

حضرت هادى عليه‌السّلام چهل‌ودو سال عمر كردند كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان كه از.. سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عرب‌ها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند.

در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند. اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند.

امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خون‌ريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى عليه‌السّلام هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌يى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌ى‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌يى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند.

۳۰/۰۵/۱۳۸۳

در زمان امام هادی شیعه قدرت گرفت

شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسكرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد.
۳۰/۰۵/۱۳۸۳

معلمی كه شاگرد شد

حديثى درباره‌ى كودكى حضرت هادى است، كه نمى‌دانم شنيده‌ايد يا نه؛ وقتى معتصم در سال ۲۱۸ هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن‌وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‌اش در مدينه ماند. پس از آن‌كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس‌وجو كرد و وقتى شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، على‌بن‌محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصى را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن‌جا كسى را كه دشمن اهل‌بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.

اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكى از علماى مدينه را به نام «الجنيدى»، كه جزو مخالف‌ترين و دشمن‌ترينِ مردم با اهل‌بيت عليهم‌السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن‌وقت بودند - براى اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذارى هيچ‌كس با او رفت و آمد كند و او را آن‌طور كه ما مى‌خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدى - در تاريخ ثبت است. حضرت هادى هم - همان‌طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‌توانست در مقابل آن مقاومت كند.

بعد از چند وقت يكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدى را ديد و از بچه‌يى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدى گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براى او بيان مى‌كنم، او باب‌هايى از ادب را براى من بيان مى‌كند كه من استفاده مى‌كنم! اين‌ها كجا درس خوانده‌اند؟! گاهى به او، وقتى مى‌خواهد وارد حجره شود، مى‌گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‌خواسته اذيت كند - مى‌پرسد چه سوره‌يى بخوانم. من به او گفتم سوره‌ى بزرگى؛ مثلاً سوره‌ى آل‌عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اين‌ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!

ارتباط اين كودك - كه على‌الظاهر كودك است، اما ولى‌اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» با اين استاد مدتى ادامه پيدا كرد و استاد شد يكى از شيعيان مخلص اهل‌بيت!

منبع: وبلاگ افسران جوان


ارسال توسط حاجی
"محمود احمدی ن‍ژاد" رییس جمهوری عصر روز یكشنبه با نمایندگان منتخب مجلس نهم در محل مجلس قدیم دیدار کرد.































برچسب‌ها: دیدار, منتخبین مجلس نهم, احمدی نژاد, دولت

ارسال توسط حاجی
جدولی از طلاب حوزه های علمیه در ایران که به داستان نویسی یا شاعری روی آورده اند.
 نویسنده وبلاگ "ستون خوانندگان" اقدام به انتشار فهرستی از طلاب داستان نویس و شاعر کرده است که این فهرست را از نظر می گذرانید:

داستان
مظفرسالاری قایق راندن به اقیانوس (رمان) سوره مهر
علی اصغر عزتی پاک آواز بلند(رمان) نشر سلمان پاک (موسسه شهرستان ادب)
مجید محبوبی ملاقات در شب مهتابی (مجموعه داستان) نشر تکا
محمد رودگر دیلمزاد(رمان) نشر سلمان پاک (موسسه شهرستان ادب)
مرتضی کربلایی لو قاراچوبان(رمان) نشر افراز
مهدی موسوی نژاد مرده بازی(مجموعه داستان) نشر افراز
ابراهیم اکبری دیزگاه چشمهایش گریان دستهایش خونی
(مجموعه داستان مینیمال)
نشر سلمان پاک (موسسه شهرستان ادب)
مهدی کفاش یکی بود سه تا نبود (رمان) نشر افراز
مهدی شریفی تن ها(رمان) نشر چشمه
مسلم ناصری آذرک (رمان نوجوان) افق
احمد شاکری انجمن مخفی(رمان) نشر اسناد انقلاب اسلامی

شعر

محسن حسن زاده لیله کوهی قناری مبهوت تکا
زکریا اخلاقی تبسمهای شرقی(غزل) مرکز فرهنگی هنری دفتر تبلیغات
روشن سلیمانی کُره افتو(دوبیتی لری بختیاری) ایده گستر
عبدالرضا رضایی نیا کوچه باران سوره مهر
تقی پور متقی شرشر شعر بارون (شعر خردسال) عموعلوی
محمد قاسم منتظری پاییز اتوکشیده (شعر سپید) هنر رسانه ی اردیبهشت
سید مهدی موسوی منهای جمع(غزل) دفتر شهر جوان
محمد حسین انصاری نژاد زمزمه‏ی کاشی ها (غزل) مرکز فرهنگی هنری دفتر تبلیغات
سید حبیب نظاری بیست و پنج دقیقه پیاده روی(دوبیتی) مرکز فرهنگی هنری دفتر تبلیغات
امید مهدی نژاد رجز- مویه ها سپیده باوران
ابراهیم اکبری دیزگاه بلبل و بولدزر عاشق(سپید) دفتر شعر جوان
سید بشیر حسینی محرنامه و صفر نامه (غزل) نسیم حیات
ابولقسم حسینی ژرفا چشم شرقی (غزل) تکا
یحیی علوی فرد محمد دوباره می‏آید (شعر نوجوان) نشر زائر

برچسب‌ها: طلبه, داستان نویس, شاعر

ارسال توسط حاجی
او پدر همه ی ماست....

عکس کمتر دیده شده از امام خامنه ای



برچسب‌ها: عکس, امام خامنه ای, دختران, گروه سرود

ارسال توسط حاجی

ادعاهای علی مطهری در نطق میان‌دستور خود به تیتر یک رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب تبدیل شد.

به گزارش فارس، نطق میان دستور علی مطهری نماینده تهران در جلسه علنی امروز مجلس به خبر برتر رسانه‌های ضدانقلاب و بیگانه بدل شد.

علی مطهری در نطق سیاسی جنسی امروز خود رئیس جمهور و دولت را متهم به آزاد کردن تحریک جنسی در جامعه کرده و مدعی شده که "‌احمدی‌نژاد ‌زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رسانده‌ که پوشش استاندارد شلوار و مانتوی آزاد تا زانو را تبدیل به وضعیت فعلی کرده‌اند و در واقع تحریک جنسی را آزاد کرده‌اند".

مطهری همچنین ‌رئیس جمهور را به "‌ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه" توصیه کرده ‌است.

این نماینده همچنین ‌مدعی دخالت سپاه پاسداران در ‌حوزه‌های انتخابیه شده و گفته که ‌"دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه به منظور حمایت جدی از کاندیداهای مورد نظر این واقعیت را تأیید می‌کند".

این ادعاهای مطهری بلافاصله در صدر اخبار رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب قرار گرفت و این رسانه‌ها بخش برتر سایت‌های خود را به پوشش این اظهارات مطهری اختصاص دادند.

بی‌بی‌سی فارسی رسانه وابسته به رژیم سلطنتی انگلیس خبر اول خود را به نطق علی مطهری اختصاص داد و با انتخاب تیتر "اعتراض علی مطهری به 'دخالت سپاه' در انتخابات مجلس نهم" نوشت: "علی مطهری، نماینده تهران در مجلس ایران با "مشهود دانستن" دخالت سپاه پاسداران در تعداد زیادی از حوزه‌های انتخابات مجلس گفت: "بسیاری از کاندیداهایی که چه در آن حوزه ها چه رای آوردند و چه رای نیاوردند این موضوع را تایید می‌کنند."

بی‌بی‌سی‌ فارسی همچنین نوشت: "انتقادات این نماینده مجلس، در شرایطی مطرح می‌شود که در پی برگزاری مرحله اول انتخابات نهمین دوره مجلس ایران، عده‌ای از نمایندگان مجلس هشتم در نطق‌های خود در صحن علنی به انتقاد از بروز "تخلف" در انتخابات پرداخته‌اند".



ارسال توسط حاجی
ادامه واکنش ها به اظهارات جنجالی مطهری؛


کوثری: آقای مطهری حرف زیاد می‏زند



نماینده مردم تهران در مجلس گفت: قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم باید نسبت به اظهارات غیر اخلاقی مطهری واکنش نشان داده و از وی بخواهد که اسناد خود را ارائه کند.

محمد اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس درباره سخنان امروز علی مطهری در صحن علنی مجلس اظهار داشت: آقای مطهری حرف زیاد می‌زند ولی عمل وی بر خلاف اظهارات اوست.

کوثری ادامه داد: مطهری معتقد است هر حرفی که می‌زند حق و هر حرفی که دیگران می‌زنند ناحق است،

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به اینکه مطهری نباید به ارگان‌های نظام ‌تهمت‌بزند، خاطرنشان کرد: بنابراین خود دستگاه‌ها باید نسبت به این مسئله حساسیت نشان دهند و قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم باید نسبت به اظهارات غیر اخلاقی مطهری واکنش نشان داده و از وی بخواهد که اسناد خود را ارائه کند.

وی یادآور شد: هیچ کس نباید به خاطر جایگاه پدرش اظهار نظرهای بی اساسی داشته باشد و جامعه چنین چیزی را نمی‌پذیرد.

نطق غیر اخلاقی امروز علی مطهری واکنش محافل سیاسی جامعه را برانگیخته است.



ارسال توسط حاجی

علی مطهری طی نطقی با ادعای این که رئیس جمهور تحریک جنسی را در جامعه آزاد کرده است ، مدعی شد:وضعیت پوشش فعلی موجب ایجاد عقده های روانی در جامعه شده ولذا احمدی نژاد باید به فکر تاسیس کاباره و کلوپ های شبانه باشد!
 
به گزارش فارس، علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی پیش از ظهر امروز طی نطقی با ادعای به اینکه در اثر تشویق و ترغیب‌های پیدا و پنهان آقای رئیس جمهور بدحجابی و بی‌حجابی اکنون به وضع اسفبار رسیده است، گفت: آقایان مشایی و احمدی‌نژاد دقیقا پاسخگو باشند که در مسئله پوشش آیا روش اسلام را قبول دارند که می‌گوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه ممنوع است و اقتضائات جنسی مربوط کادر خانواده است یا روش غربی را که می‌گوید هرگونه تحریک جنسی در سطح جامعه آزاد است و برای آنکه عقده‌های روانی پدید نیاید، اماکن ویژه ارضای غریزه جنسی هم برقرار است.

مطهری ادامه داد: ما نمی‌توانیم روش بینابینی را عمل کنیم که نه اسلام است و نه غرب و به تعبیر دیگر هم اسلام است و هم غرب، آقایان مشایی و احمدی‌نژاد که زیرکانه وضعیت پوشش اسلامی در جامعه را به اینجا رسانده‌اند که پوشش استاندارد شلوار و مانتوی آزاد تا زانو را تبدیل به وضعیت فعلی کرده‌اند، در واقع تحریک جنسی را آزاد کرده‌اند.

نماینده تهران با بیان اینکه این عمل موجب پدید آمدن عقده‌های روانی در بین جوانان شده‌ است، اضافه کرد: احمدی‌نژاد و مشایی به فکر بخش دوم کار خود یعنی ارضای جوانان از طریق تأسیس کاباره‌ها و کلوپ‌های شبانه نیز باشند، شاید آن زمان روحانیت و مردم متدین و حزب‌الهی که در دوره اصلاحات با یک صدم وضعیت کنونی کفن‌پوش به خیابان‌ها ‌ریختند، احساس مسئولیت کرده و اقدامی انجام دهند.

مطهری همچنین با اخطار به وزیر کشور برای تعلل در اجرای قانون حجاب و عفاف یادآور شد: کوتاهی و سستی کمیسیون فرهنگی مجلس قابل گذشت نیست و به وزیر کشور اخطار می‌کنیم اگر همچنان تعلل ورزد و بار دیگر این بهانه را تکرار کند که مشایی و احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهند او را در مجلس نهم استیضاح می‌کنیم و معنی ندارد که وزرا بگوید تحت فشار از بالا هستیم و این مسئله تحمیل شده است و کاری از من بیر نمی‌آید؛ ما وزرای منفعل و بی اراده نمی‌خواهیم.

نماینده تهران همچنین اشاره به حضور حداکثری در انتخابات افزود: حضور مردم در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلام نشان از رشد اجتماعی و سیاسی مردم به برکت تمرین مردم‌سالاری در طول 33 سال گذشته را دارد و این بدان معناست که دیگر نمی‌توان در پشت درهای بسته برای مردم تصمیم گرفت و فشار افکار عمومی اجازه این گستاخی را به دوستان نادان انقلاب نمی‌دهد.

وی مدعی دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه شد و آن را ‌از ‌نقاط ضعف انتخابات مجلس نهم دانست و ادعا کرد: دخالت سپاه پاسداران در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه به منظور حمایت جدی از کاندیداهای مورد نظر این واقعیت را تأیید می‌کند.

وی با اشاره به اینکه در مجلس نهم فراکسیون اصلاح‌طلبان  نخواهیم داشت، اضافه کرد: در مجلس نهم فقط فراکسیون اصولگرایان خواهیم داشت که در زیرمجموعه آن را جمعیت ایثارگران که بیشترین نقش را در ایجاد تفرقه بین اصولگرایان داشتند، جبهه پایداری که به نسبت جبهه اول صداقت بیشتری داشتند و فراکسیون اصولگرایان مستقل که دم از وحدت میان اصولگرایان می‌زنند، تشکیل می‌دهند.

نماینده تهران با بیان اینکه وحدت همواره باید حاکی از واقعیت خارجی باشد، اظهار داشت: وحدت مصنوعی و فرمایشی پایدار نیست و آنچه که واقعیت را تشکیل می‌دهد، این است که درون اصولگرایان سه بینش متمایز سیاسی و اجتماعی وجود دارد که طبعا در رفتار آنها مؤثر است.

مطهری افزود: در واقع اصولگرایان یک جبهه را تشکیل می‌دهند و نمی‌توانند آن را به یک حزب تنزل دهند، چگونه می‌توان گروهی را که اصولگرایی را تا مرز تملق و چاپلوسی پایین آورده‌اند و هرگونه انتقاد از حکومت و دفاع از حقوق مردم را ضدیت با نظام تلقی می‌کنند با گروهی که حق دفاع از حقوق زندانیان سیاسی را وظیفه خود و ناشی از اصولگرایان می‌دانند، یکی دانست.

وی با اشاره به مسئله انتخاب ریاست مجلس نهم تصریح کرد: امروزه تکاپوی زیادی برای این مسئله در جریان است ولی اولا به طور کلی عوامل خارج از مجلس نباید در این موضوع دخالت داشته باشد ثانیا به منتخبان مجلس نهم پیشنهاد دارم به کسی رأی بدهند که اقتدار مجلس را مظهر اراده مردم بداند و در فلسفه اصلی وجود مجلس که همانا جلوگیری از سرکشی دولت‌هاست، اعتقاد داشته و مجلس را سپر ولی فقیه کند نه ولی فقیه را سپر مجلس.

نماینده تهران با اشاره به مسئله بحرین خاطرنشان کرد: به عربستان هشدار می‌دهیم که اشتباه صدام را تکرار نکند، درباره آینده حکومت بحرین مردم این کشور باید تصمیم بگیرند نه هیچ عامل خارجی دیگر.

مطهری در پایان با اشاره به موضوع نام خلیج فارس گفت: دفاع از خلیج فارس ناشی از وجود اسناد تاریخی است نه تعصبات نژادی که عرب‌ها در این ارتباط ید طولانی نیز دارند،  و آنچه که ما به آن معتقدیم صرفا اسناد مسلم و موثق تاریخی ثبت شده است که باید ملاک واقع شود.



ارسال توسط حاجی

جمعی از کاربران فضای مجازی در بیانیه آغاز حرکت خود در (شبکه‌ اجتماعی افسران) نوشته اند:

«ما جمعی از کاربران فضای مجازی با توجه به گسترش برنامه ریزی شده و مدیریت شده توهین به مقدسات ادیان توحیدی در فضای مجازی تصمیم گرفتیم تا با فعالیت های خود جامعه جهانی را از این خطر و تبعات آن آگاه سازیم.

این حرکت خزنده با توهین به کلام الله، پیامبران، ائمه و شخصیت های مقدسی همچون حضرت مریم (س) سعی در انتشار ضلالت دارد و ما هم با توجه به کلام مقام معظم رهبری سعی داریم تا از این بستر فضای مجازی برای انتشار هدایت استفاده نماییم.

ما «فدائیان امام علی النقی (ع)» با کمک خبرگزاری ها، سایت ها و وبلاگ های فعال در عرصه فضای مجازی بنا داریم تا انشاء الله از تاریخ (۳۰ اردیبهشت ) تا تاریخ (۵ خرداد ماه) سال ۱۳۹۱ را به عنوان «هفته جهانی محکومیت توهین به مقدسات ادیان توحیدی» نام گذاری نماییم و در این هفته که منتهی به روز شهادت امام علی النقی (ع) می باشد، با تمام توان به تولید محتوا در قالب های مختلف در رابطه با این حرکت خواهیم پرداخت.

در این حرکت که در ادامه برگزاری «دهه بزرگداشت امام علی النقی (ع) در فضای مجازی» است باز هم اهتمام جدی به انتشار معارف اهل بیت علیهم السلام و بخصوص امام علی النقی (ع) خواهیم داشت. بی تردید مهمترین و موثرترین راه برخورد با این حرکت خزنده و مدیریت شده توهین به مقدسات، نشر معارف اهل بیت و پیامبران الهی می باشد که البته توجه به این راه هرگز به معنی نفی راه های دیگر نخواهد بود.»

بر اساس این گزارش، سوژه روز «هفته جهانی محکومیت توهین به مقدسات ادیان توحیدی» در شبکه اجتماعی افسران برای تجمیع این محتواها در نظر گرفته شده است.

گفتنی است، تاکنون خبرگزاری های نسیم و دانشجو، روزنامه وطن امروز، شبکه اجتماعی افسران، سایت های خبری جهان، رجا، فردا، مشرق، خبرنامه دانشجویان، صراط، شفاف، بی باک، ۵۹۸، پیمانه، وبلاگ نیوز، مجلس نهم، بهدخت، دی نیوز، تازه، وب خبر، تریبون، امت نیوز، زنان پرس و قاصد نیوز، سایت تحلیلی تبیینی برهان، سایت آوینی، تشکل حزب الله سایبر، جبهه وبلاگی غدیر،‌ خانه فعالان مجازی و دوهفته نامه باب الجواد(ع) به این حرکت پیوسته اند.



ارسال توسط حاجی

«بنده و جنابعالي در خارج كشور برخلاف توهم، هيچ نيستيم».

به گزارش کیهان، اين مطلب را داريوش سجادي (همكار سابق نشريات زنجيره اي) خطاب به تقي رحماني عضو گروهك ملي-مذهبي نوشت كه چند وقتي است به بهانه سازماندهي اپوزيسيون به پاريس گريخته است. سجادي در وبلاگ خود نوشت: اينكه آقاي رحماني مقيم اروپا شده، چيز غريب و عجيبي نيست و سالهاست كه كسري از اپوزيسيون و شبه اپوزيسيون به سنتي مسبوق به سابقه و بنا به هر دليل منطقي يا من درآوردي كشور را ترك و ضمن اقامت در خارج فعاليت سياسي خود را دنبال مي كنند. هر چند شخصا ماهيت اپوزيسيون خارج از كشور را از حيث اصالت و محتوا قابل مناقشه مي دانم اما فعلا وارد اين بحث نشده و روي سخن را تنها معطوف به چيستي مهاجرت نامفهوم جناب آقاي تقي رحماني مي دارم. آقاي رحماني بنده شما را نمي فهمم و اقدام شما را جو زدگي و هيجان زدگي مي دانم.

وی اضافه كرد: شما در مرقومه خود درباره چرايي تن دادن به هجرت بنقل از يك جوان هم سلول با خود در اوين فرموده ايد كه ايشان به شما گوشزد كرده «نبايد به زندان مي آمدي. بايد به خارج مي رفتي. زندان براي تو تكرار است. تو براي ما حرف ها و عمل نو داشتي. نسل من از تو چيزهاي نو و جديد ديده است و در خارج مفيدتر هستي». اما صادقانه اجازه فرمائيد برخلاف آن جوان اينجانب نيز به سهم خود و برادرانه و به تلخي نكته اي را خدمت تان گوشزد كنم. بنده و جنابعالي و ايضا ديگر افراد مقيم خارج از كشور كه هر يك به سهم و توان و بضاعت و استعداد خود گوشه اي از سياست را گرفته اند و گرفته ايم برخلاف توهم آن جوان كنج اوين، «هيچ» نيستيم. تنها ضريب هيچ بودن مان است كه ما را از يكديگر متفاوت مي كند و قطعا بيش ترين سهم از آن هيچ ها متعلق به اينجانب است.

سجادي نوشت: ان شاءالله خداوند به جنابعالي طول عمر با عزت و سلامت عطا بفرمايند اما باور بفرمائيد اگر مشيت خداوند بر اين قرار بگيرد كه همين لحظه جنابعالي و بنده جان را به جان آفرين تسليم كنيم! به قطع و يقين مطمئن باشيد هيچ خسراني در نظام خلقت واقع نخواهد شد و چرخ هستي از حركت نايستاده و جهان خود را مواجه با هيچ خلائي نخواهد ديد! قصد طعنه و تحقير نيست اما چاره اي جز تن دادن به واقعيت نيست و جنابعالي و قطعا بنده و ديگر خارج نشينان محلي از اعراب و جدي گرفته شدن را نداريم لااقل گوشزد هوشمندانه و مقرون به صحت همرزمتان جناب آقاي دكتر ملكي را پيش خود بازخواني فرمائيد كه به صراحت فرمودند؛ «اپوزيسيون خارج از كشور قصه است... اگر كسي مي خواهد واقعا مبارزه كند بايد در ايران مبارزه كند و هزينه اش را هم بپردازد».



ارسال توسط حاجی
فشنگ جنگی حسین شریعتمداری‌+عكس

تقي دژاكام در وبلاگ آب و آتش نوشت:

خوب این تیتر یک محشر امروز کیهان یعنی«توطئه ناممکن سعودی ها/ بحرین پاره تن ایران است» را همه دیده اند و به اندازه کافی درباره اش در فضاهای حقیقی و مجازی صحبت کرده اند. اما جالب است اگر بدانید که آقای شریعتمداری دیروز وقتی در شورای تیتر روزنامه مشغول نگارش «حرف آخر» بود، با چه قلمی آن را نوشت.


     

آنچه در ذیل می آید جسارت خبرنگاری من است وقتی که کار تیتر به پایان رسیده بود و می بینید که تنها گزینه موجود ، قلم مدیر مسئول کیهان است که دقیقاً شبیه یک فشنگ جنگی است.



برچسب‌ها: حسین شریعتمداری, تیتر یک محشر, روزنامه کیهان, فشنگ جنگی, تقی دژاکام

ارسال توسط مهدي يار2

انتشار عكسي جديد از صحنه اعدام عامل ترور شهيد عليمحمدي


باشگاه خبرنگاران ؛ انتشار عكس لحظه اعدام عامل ترور شهيد عليمحمدي كه به دليل برخي ملاحظات با حداقل شفافيت منتشر شده بود باعث شد تا برخي از عناصر ضد انقلاب سعي در ايجاد شبه در خصوص عكس صحنه اعدام داشته باشند.
باشگاه خبرنگاران در متن همين خبر عكس نماي نزديكتر از صحنه اعدام عامل موساد را منتشر كرده است و در صورت لزوم عكس هاي با وضوح كامل صحنه اعدام عامل موساد در ترور شهيد عليمحمدي را هم منتشر خواهد كرد.
 

گفتني است فيلم لحظه به دار آويخته شدن جمالي فشي در اختيار اين رسانه است كه با ادامه تبليغات منفي در سطح فضاي مجازي و شبكه هاي معاند ، اين فيلم در سايت باشگاه خبرنگاران منتشر خواهد شد.


برچسب‌ها: عکس, ترور, شهید علیمحمدی, جمالی فشی, موساد

ارسال توسط مهدي يار2

آیت‌الله بهجت حامل حقیقت ولایت امیر‌المؤمنین(علیه السلام) شدند



به گزارش ره ولاء به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین سید مهدی میرباقری، شامگاه 27 اردیبهشت ماه در مراسم سومین سالگرد عروج ملکوتی حضرت آیت‌الله بهجت در مسجد فاطمیه قم به ایراد سخنرانی پرداختند. اهم سخنان رئیس فرهنگستان علوم اسلامی در ادامه می آید:

رسیدن به مقام اخلاص و مقام توحید، موضوعی است که همه انبیاء ما را به آن دعوت کردند و آنچه که ما را در این مسیر کمک می‌کند همان دستوراتی است که اولیا خدا به ما آموختند.

در حدیثی قدسی آمده است که بندگان برای قرب به خدا باید راه محبوب او را طی کنند. شعاع محبت الهی است که بنده را به خدا نزدیک می‌کند. راهی برای تقرب الهی نیست جز جذب شدن به این شعاع‌ها و چیزی که خدا آن را دوست دارد واجبات است و اگر خدا مسأله‌ای را محبوب‌تر از واجبات می‌دانست در این حدیث ذکر می‌کرد.

همه قوایی که خدا به ما عطا کرده و نیروها و امکاناتی که داریم برای تقرب به خدا است و تنها راه تقرب هم این است که این قوا را در راه تقرب به خدا به کار بیندازیم و این مسأله شکر نعمت محسوب می‌شود.

مهمترین فریضه ما توحید و ورود به ولایت است و دومین قدم در وادی تقرب به خداوند، قرب نوافل است. فردی که این مراحل را طی کند، خداوند او را دوست می‌دارد و خداوند زبان او و گوش او و دست او می‌شود، عبد در مقامی قرار می‌گیرد که تمام کارهایی که انجام می‌دهد، الهی است و انسان تا سیر در صراط محبت نکند به این مرتبه نمی‌رسد.

مقام ولایت این است که همه قوای ظاهری و باطنی انسان تحت ولایت الله قرار می‌گیرد و این به معنای آن نیست که انسان اختیار ندارد، بلکه همه این امکانات تحت ولایت الله و با اختیار فرد به کار گرفته می‌شود. بالاترین درجه قرب این درجه است و کسانی که این وادی را به طور مستقل طی کردند اهل‌بیت(ع) هستند، افزود: در دعا داریم «لاحبیب الا هو و اهله» و این مرتبه اهل‌بیت(ع) را می‌رساند.

اهل‌بیت(ع) صراط ولایت الهی هستند و صراط آن‌ها صراط محبت است. صراط مستقیمی که در قرآن آمده است به این امر اشاره دارد. ما در سوره حمد از خدا درخواست می‌کنیم ما را همراه با صراط محبت قرار دهد و این صراط مستقیم وجود معصوم(ع) است.

در حدیث هست که صراط الذین انعمت علیهم،‌ شیعیان علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) هستند و اگر کسی وارد این وادی و صراط مستقیم شد، نعمتی که به او داده می‌شود همان نعمت صراط مستقیم است و دیگران نیز اگر می‌خواهند در این وادی راهی بیابند باید از طریق اهل‌بیت(ع) این کار را انجام دهند.

 اهل‌بیت(ع) هستند که تمام فرائض و نوافل وجودی خود را در راه محبت خدا قرار دادند ، اگر بنده‌ای ملتزم به شؤون ولایت معصوم شد، این بنده با توجه به ظرفیت خود دست معصوم(ع)، چشم معصوم(ع) و ... می‌شود. و فردی که به این مرتبه رسیده حصنی برای سایرین است. تا از نور وجود او استفاده کنند زیرا حامل علم و صبر و ... معصوم(ع) هستند.

انسان‌هایی که حامل علم امام می‌شوند نه تنها حامل صبر و حلم، بلکه بار سنگین علم امام را تحمل می‌کنند، با دیگران قابل مقایسه نیستند. من نمی‌دانم درباره آیت‌الله بهجت چه بگویم و گفتن من نقص ایشان محسوب می‌شود، آنچه که من می‌فهمم این است که وجود ایشان از همان وجودی است که در سیر در وادی ولایت ثبات قدم داشتند. ترک محرمات، محبوب‌ترین اعمال نزد خداست. کرامت‌های زیادی از ایشان نقل کردند اما به نظر من کرامت آیت‌الله بهجت یعنی همین ترک محرمات محسوب می‌شود.ایشان نمی‌توانستند، قول‌های مختلف را بگویند و آن‌ها را بررسی کنند. و این به خاطر تقوای ایشان بود.

ایشان از اشخاصی بودند که در وادی ولایت امیر‌المؤمنین قدم زده بودند، و این خصوصیت جامعیت شخصیت آیت‌الله بهجت را ممتاز می‌کند. جنبه فقاهتی و جنبه علمی ایشان مطرح نشده است. زیرا خودشان مایل نبودند که این ویژگی گسترش بیابد. من از شاگردان ایشان تقاضا دارم که این بخش از وجود ایشان را بیشتر تبیین و روشن بکنند.

کرامت‌های بسیاری از آیت‌الله بهجت نقل شده، اما عرض بنده این است که آیت‌الله بهجت شعبه‌ای از ولایت امیر‌المؤمنین(ع) بودند و کرامت یعنی این. یعنی یک انسانی هر کجا یاد او هست و نسیم وجودی او هست، قلب‌ها را متوجه خدای متعال بکند.

برخی هستند یادشان انسان را به خدا می‌رساند و یاد آن‌ها از یاد خدای متعال جدا نیست و نمی‌شود آن‌ها را نفسانی یاد کرد، یاد آیت‌الله بهجت یاد رحمانی است و این یعنی یک شخصیتی همه حالاتش حالات ذکر است زیرا این تأثیر را می‌گذارد و این موضوع را باید از آیت‌الله بهجت یاد بگیریم.

نکته‌هایی که از آیت‌الله بهجت می‌توان فراگرفت، ورود به ولایت امیر‌المؤمنین(ع) و تحمل این ولایت و پای امتحانات ایستادن و حامل این حقیقت شدن و همچنین دومین نکته پایداری در مسیر است و سپس حفظ این خط در جامعه شیعه، درس‌هایی است که از ایشان باید فراگرفت.

ایشان دعا کرده بود که اگر نماز جماعت هم نتوانستم بیایم، اما درس را تا آخر عمر ادامه بدهم و جمع میان این دو موضوع آن چیزی است که می‌توانیم از آن الگوگیری کنیم. مسیر سلوکی ایشان، مسیر خاصی بود. معلم انسان علمش است و باید به هرچه می‌داند عمل کند و بعد تکیه بر احتیاط می‌کردند و این قدم اول در این وادی است و دستورات خاص ایشان بحث دیگری است.

روش ایشان عمل، احتیاط و توسل بود، ایشان بیش از آن‌که در قول ما را دعوت کنند با عمل دعوت می‌کردند و این آن چیزی است که ما باید دنبال کنیم و بقیه مراتب ایشان شعاع و آثار عمل به این مسأله است و به دست آوردن عمل به معلومات بسیار دشوار است.

عزیزانی که خلأ ایشان را احساس می‌کنند اگر کسی مانند ایشان را یافتند به ما هم خبر بدهند. ایشان جزو استثاناءها هستند و خداوند به ما توفیق بدهد که مسیر ایشان را طی بکنیم و دعای خیر ایشان را شامل حال ما قرار بدهد.



برچسب‌ها: آیت الله بهجت, حامل حقیقت, ولایت امیرالمؤمنین, سید مهدی میرباقری

ارسال توسط مهدي يار2

یک کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه انتشار کتاب حسن روحانی برای تطهیر مواضع غلط اصلاحات در پرونده هسته‌ای صورت گرفته است، گفت: انتشار این کتاب در آستانه مذاکرات بغداد ابهام ‌برانگیز است.

محمدحسین استاد آقا کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس با اشاره به انتشار کتاب اخیر حسن روحانی که پیرامون پرونده هسته‌ای کشورمان به طور محدود منتشر شده است، اظهار داشت: آنچه حائز اهمیت می‌باشد اتفاقیست که در مناسبت‌های مختلف از سوی کسانی روی می‌دهد که مسئولیتی ندارند و در عین حال اظهارات آنها با برخی مواضع نظام منطبق نبوده است.
 
استادآقا بر همین اساس به اظهارات هاشمی در آستانه مذاکرات استانبول درباره رابطه با آمریکا اشاره و اضافه کرد: چاپ و انتشار کتاب حسن روحانی در آستانه مذاکرات بغداد نیز ابهام‌برانگیز است.
 
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: اگر آقای روحانی و دوستان وی معتقدند هرآنچه در دوره اصلاحات درباره پرونده هسته‌ای کشورمان اتفاق افتاده خارج از نظر آنها بوده است ما مثال‌های نقضی داریم.
 
* جزئیات پرونده هسته‌ای در دوران اصلاحات مورد تأیید رهبر معظم انقلاب نبود
 
وی بر همین اساس افزود: مقام معظم رهبری در این باره فرمودند "من جایی خودم وارد شدم و گفتم اگر اقدام نکنید خودم اقدام خواهم کرد" بنابراین جزئیات پرونده هسته‌ای در دوران اصلاحات مورد تأیید رهبر معظم انقلاب نبود و برخی خطوط کلی ایشان هم مورد توجه دولت خاتمی قرار نمی‌گرفت و حتی آنها جرأت اجرای آن را نداشتند.
 
استادآقا با اشاره به موضع‌گیری‌های مقام معظم رهبری در سخنرانی‌های عمومی درباره پرونده هسته‌ای کشورمان تصریح کرد: فرمایشات ایشان در برخی سخنرانی‌ها نشانگر نارضایتی‌شان از روند پیشرفت هسته‌ای در دولت هفتم و هشتم و رضایت معظم‌له از روند آن در دولت نهم است.
 
* انتشار کتاب روحانی برای تطهیر مواضع غلط اصلاحات است
 
این کارشناس مسائل سیاسی با تأکید بر اینکه انتشار این کتاب از سوی روحانی برای تطهیر اقدامات آنها در دولت اصلاحات صورت گرفته است، گفت: آنها در حال حاضر متهم هستند، چرا که مدعی بودند ما جز تعلیق راه دیگری نداریم از این رو می‌گفتند نه تنها سانتیفیوژها بلکه رشته فیزیک هسته‌ای نیز باید تعطیل شود، چرا که در غیر این صورت غرب ما را مؤاخذه خواهد کرد.
 
وی افزود: بنابراین وقتی در حال حاضر این موارد با قوت ادامه دارد، آنها متهم می‌شوند که چرا تأسیسات هسته‌ای کشور را تا پلمپ و تعلیق کردن پیش بردند در حالیکه ما توان پیشرفت در این زمینه را داشتیم.
 
استادآقا تأکید کرد: تن دادن دولت هشتم به خفت تعلیق و تعطیلی برخی رشته‌های مرتبط با پروژه هسته‌ای باعث شده این سؤال و ابهام در ذهن افکار عمومی مطرح باشد، لذا آنها برای تطهیر اشتباهات خود و ترسی که از مواجه با غرب داشتند چنین توجیهاتی را مطرح می‌کنند.


ارسال توسط حاجی

امجد : موضوع ارتداد از اساس اشتباه است!


به گزارش ندای انقلاب ، محمود امجد، که مدتی است بنا بر برخی دلایل خانوادگی به حمایت از عوامل ضد انقلاب و فتنه روی آورده است ، با بیان این که مراجع تقلیدی که حکم ارتداد شاهین نجفی را صادر کرده‌اند، فتوایشان «جاهلانه» است، فتوای امام خمینی (ره ) درباره ارتداد سلمان رشدی را نیز " اشتباه " خواند .



امجد در این گزارش مدعی می شود که ، موضوع ارتداد در اسلام ، امروز دیگر نمی تواند به عنوان یک موضوع فقهی مورد پیگیری قرار گیرد و از اساس آن اشتباه است !

با توجه به این نکته که ، علمای شیعه غالبا معتقد هستند که شکی نیست هرگونه اهانت و سبّ پیامبر(ص)، حضرت فاطمه زهرا و ائمه علیهم السلام موجب ارتداد است و هر کس مرتد شد حکم او اعدام است و این فرد نیز محکوم به ارتداد است ، به نظر می رسد محکوم کردن حکم ارتداد "نجفی " آن هم از سوی شخصی که خود را کارشناس علوم دینی معرفی می کند نوعی عناد و مبارزه علیه نظام جمهوري اسلامي به دلیل مسائل شخصی باشد .

از سویی به نظر می رسد آقای امجد که خود را یار روزهای سخت امام خمینی (ره) معرفی می کند ، نباید از این نکته غافل باشد که : امام خمینی (ره) در طول عمر خود با عزت زیست و هیچگاه حاضر نبود عزت اسلام زیر سوال برود و فتوای ایشان بر ارتداد سلمان رشدی نیز همینگونه بوده و نباید به این فتوای ایشان در رابطه با سلمان رشدی با دیده اشتباه زمانی نگاه کنیم، زیرا هرجا که امام عزت اسلام در خطر می دیدند دست به کار می شدند و این کار فقط مخصوص به حکم ارتداد سلمان رشدی نبوده است .

از سویی نیز بر اساس دیدگاه بسیاری از جامعه شناسان ، صدور چنین احکامی موجب هراس استکبار از اسلام می شود و موجی را به راه می اندازد که تا سال ها موجب جلوگیری از بی حرمتی به اسلام و شیعیان می شود .

در پایان لازم است  با توصیه ای کوتاه به آقای امجد یاد آور شویم تنها به علت یک مشکل کوچک سیاسی یا فامیلی با نظام اسلامی نمی توان تمام شریعت شیعه را زیر سوال برد يا نكته را گوش زد كرد كه چنین جبهه گیری هایی بیش از آنکه در جامعه روشنگری ایجاد نماید موجب انحراف در ذهن مردم خواهد شد .


برچسب‌ها: محمود امجد, ارتداد, حکم اشتباه, اسلام

ارسال توسط مهدي يار2
وصاياي امام (ره) در بيمارستان به امام خامنه ای

آنچه در پي مي‌آيد خاطره‏اي از رهبر معظم انقلاب اسلامي آيت‌الله خامنه‌اي درباره توصيه امام خميني(ره) به ايشان است؛ توصيه‏اي كه همچنان براي امروز ما درس‏ آموز است  
بهار سال ۱۳۶۵، روزى را كه امام (ره) در بستر بيمارى بودند، فراموش نمى‌كنم. ايشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقريباً ده، پانزده روزى در بستر بيمارى بودند.

در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن كردند و گفتند سريعاً به آن‌جا بياييد؛ فهميدم كه براى امام(ره) مسأله‌اى رخ داده است. آناً حركت كردم و پس از چند ساعت طى مسير، خود را به تهران رساندم. اولين نفر از مسؤولان كشور بودم كه شايد حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ايشان حاضر شدم.

خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى كه نزديك تخت ايشان رسيدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گريه كردم. ايشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه كردند. بعد چند جمله گفتند كه چون كوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بيرون آمدم و آنها را نوشتم.

در آن لحظاتي كه امام(ره) ناراحتى قلبى پيدا كرده بودند، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراين مهمترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى‌بايد در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ايشان فرمودند: «قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم» باشيد، و اگر با هم بوديد، هيچ‌كس نمى‌تواند به شما آسيبى برساند».

به نظر من، وصيت سى‌صفحه‌اي امام(ره) مى‌تواند در همين چند جمله خلاصه شود.

ارسال توسط مهدی یار1



ارسال توسط مهدی یار1












ارسال توسط مهدی یار1
یک نظرسنجی در سطح جهانی از نگرش منفی مردم جهان به رژیم اشغالگر قدس حکایت می کند که بر اساس ان، اکثریت شرکت کنندگان در این نظرسنجی، رژیم صهیونیستی را تهدید کننده امنیت و ثبات جهان می دانند.
به گزارش مشرق به نقل از مهر، روزنامه یدیعوت آحارونوت از نتایج یک نظرسنجی جهانی خبر داده است که بر اساس آن 85 درصد مصریها، رژیم صهیونیستی را تهدید کننده امنیت و صلح جهانی قلمداد کرده اند.

این روزنامه نوشت در یک نظرسنجی که در 22 کشور انجام شد و بیش از 24 هزار نفر درآن شرکت کردند، بیشتر ساکنان جهان بر این عقیده بودند که اسرائیل تاثیر منفی بر ثبات تمام جهان دارد.

نظرسنجی انجام شده از سوی مرکز "Globesan"  با مشارکت بی بی سی همچنین نشان داد 85 درصد مصریها، 50 درصد پاکستانی ها و 61 درصد اندونزیایی ها بر این باورند که اسرائیل تاثیر منفی بر امنیت جهانی دارد و ثبات آن را تهدید می کند.

بر اساس این نظرسنجی، 50 درصد از افراد شرکت کننده در آن معتقدند اسرائیل تاثیر منفی بر امنیت جهانی دارد.

این نظرسنجی نشان داد که 45 درصد از شرکت کنندگان در آن معتقدند سیاستهای اسرائیل در قبال کشورهای دیگر سبب شده است تا این اعتقاد درباره رژیم اشغالگر قدس وجود داشته باشد(که امنیت و ثبات جهان را تهدید می کند)

همچنین 74 درصد از کسانی که درکشورهای عضو اتحادیه اروپا در این نظرسنجی شرکت کرده اند، ابراز عقیده کرده اند که اسرائیل تاثیر منفی بر جهان می گذارد که بر این اساس، 65 درصد فرانسویها، 69 درصد آلمانی ها و 68 درصد انگلیسی ها همین اعتقاد را دارند که اسرائیل تاثیر منفی بر جهان دارد.

بر اساس این نظرسنجی، 65 درصد استرالیایی ها، 59 درصد کانادایی ها و 69 درصد شهروندان کره جنوبی معتقدند اسرائیل تاثیر منفی بر امنیت جهانی می گذارد.

همچنین در نظرسنجی به عمل آمده از شهروندان چهار قدرت آتی جهان یعنی چین، برزیل، هند و روسیه آمده است که 45 درصد چینی ها، 58 درصد برزیلیایی ها، 29 درصد هندی ها و 25 درصد روسها نگاه منفی نسبت به اسرائیل دارند.

برچسب‌ها: نگاه, جهانيان, اسرائيل, نظر سنجي

ارسال توسط مهدي يار2
تعداد بازدید :
 
فریبا داوودی مهاجر: من امروز الگو قرار دادن حضرت زهرا برای جامعه را 'بدون کارکرد' می بینم!!!
به گزارش مشرق به نقل از جام نیوز، تلویزیون دولتی "صدای آمریکا" (VOA) چهارشنبه 27اردیبهشت (May.16) با دعوت از سه فعال سیاسی فمینیست به برنامه گفتگو محور "افق" ، از آن ها خواست در مورد الگوسازی برای زنان اظهارنظر کنند. مجری این شبکه پرسید: «در حال حاضر از سوی جمهوری اسلامی گفتمانی مطرح است که در آن [حضرت] فاطمه دختر پیامبر اسلام، الگوی زن است. از منظر شما به عنوان فعال سیاسی زن، آیا دختر پیامبر اسلام الگوست؟»

"فریبا داوودی مهاجر" مشاور پیشین دولت اصلاحات، در حالی كه
 یک روسری را به دور گردن خود گره زده بود و با این حرکت معنادار، ماجرای کشف حجاب خود در یکی از برنامه های همین شبکه را یادآوری می کرد، گفت: «اصولاً الگوسازی که امروز صورت می گیرد، در واقع بهانه است. الگو قرار دادن دادن حضرت زهرا[س] برای زنان و حضرت علی[ع] برای مردان از طرف حکومت، بیشتر جنبه سیاسی دارد و کمتر بحث کارکردهای اخلاقی مطرح است. این به خاطر این است که حکومت جمهوری اسلامی به دنبال جلو بردن ائتلاف سلطانی خودش است.»!!


او در پاسخ به درخواست مجری برنامه برای اظهارنظر شفاف تر، ادامه داد: «ضمن احترامی که برای عقاید و ادیان مختلف قائلم، آنچه الآن برای من الگوست، دستیابی زنان و مردان به حقوق برابر و اصول حقوق بشر و پیوستن جامعه ایران به اعلامیه جهانی حقوق بشر است. یک زن و مرد 1400 سال پیش، ممکن است برای جامعه خودشان کارکردهایی داشته باشند، ولی من امروز الگو قرار دادن حضرت زهرا[س] برای جامعه را "بدون کارکرد" می بینم.»!!

میهمان دیگر این برنامه "رؤیا طلوعی" سردبیر نشریه توقیف شده "راسان" نیز در پاسخ به سؤال فوق تصریح کرد: «خیر، [حضرت زهرا] الگوی بنده نیستند. ایشان بانویی بودند متعلق به 1400 سال پیش و جامعه امروز با جامعه دیروز بسیار متفاوت است.»

"محبوبه عباسقلیزاده" روزنامه نگار و عضو فعال گروهک موسوم به "جامعه زنان مبارز" هم در این رابطه به رسانه دولتی آمریکا گفت: «اصولاً با الگو ایجاد کردن مخالفم، چون برای انسان ها چارچوب ایجاد می کند و اجازه نمی دهد آزاد باشند[!] به نظر من بحث الگو مطرح کردن اشتباه است و اساسا یکی از ویژگی های حکومت های اقتدارگرا، معرفی کردن الگو و ایجاد محدودیت در چارچوب این الگوهاست.»

وی با این حال نسبت به مشاور دولت اصلاحات انصاف بیشتری از خود نشان داد و افزود: «از نظر من حضرت فاطمه زهرا[س] یکی از زنان برجسته تاریخ اسلام است. من وقتی درباره ایشان مطالعه می کنم خیلی از کارهایی که کرده اند لذت می برم و ایشان را مثل خیلی از چهره های دیگری که وجود دارند، تحسین می کنم؛ اما با الگوسازی مخالفم.»

اما جا دارد نگاهی به سخنان "فریبا داوودی مهاجر" در سال 84 بیندازیم و گفته های اکنون او را با آن زمان مقایسه کنیم. وی در سال 84 که هنوز از کشور خارج نشده بود، از بانوان مشهور صدر اسلام به عنوان الگو یاد کرده و گفته بود: «...حضرت زینب[س] که پیام آور عاشورا نامیده می‌شود، زنی مستقل بود که در تمام صحنه های سیاسی-اجتماعی حضور داشت و بارها مورد مشورت برادرانش قرار می گرفت. ایشان که با چنان اقتداری با یزید صحبت کرد، علی ‌الأصول به لحاظ نفس مشارکت در جریان سیاسی وارد عرصه عاشورا شد. چه مشارکتی بالاتر از حضور در جنگ و عاشورا؟ ... درباره‌ ام‌ سلمه شنیده‌ ایم که زمانی که همه می‌ ترسیدند از علی[ع] صحبت کنند، او از ایشان سخن می‌گفت. تاریخ ما سرشار از زنانی است که باقی می ‌مانند و اگر آن ها نبودند، امروز نمی توانستیم سخنان امام حسین[ع] را بشنویم.»



برچسب‌ها: فریبا داوودی مهاجر, صداي امريكا, حجاب, حضرت زهرا, الگو

ارسال توسط مهدي يار2
رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از ایثارگران دوران دفاع مقدس:


نیازامروز تقوا و ایستادگی براصول/ دیدید در مسیر هرگاه بار مسئوليت را بر زمين نهادند فوراً جوان‌هاي با روحيه آن را برداشتند




حضرت آيت الله العظمی امام خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي، در ديدار جمعي از ايثارگران، سالهاي دفاع مقدس را به تابلويي زيبا و ظريف تشبيه و خاطرنشان كردند: راهی که با انقلاب اسلامی آغاز شد، ادامه خواهد یافت و براي اينكه زيبايي هاي روزهاي دفاع مقدس از نزديك براي مخاطب توصيف شود لازم است هزاران كتاب با معيارهاي هنري نگاشته شود تا جزئيات فداكاري رزمندگان براي مردم تشريح شود.

رهبر انقلاب اسلامي، كار رزمندگان را در سالهاي جنگ تحميلي، موفق، با ارزش، خيلي بزرگ و مبهوت كننده دانستند و افزودند: شما كه در دوران دفاع مقدس مسئوليتهاي مهم و حساسي برعهده داشتيد بدانيد پس از جهاد اصغر، نوبت به جهاد اكبر رسيده كه به مراتب دشوارتر و سخت تر است.

ايشان با تشريح و مقايسه ويژگي هاي جهاد اصغر و جهاد اكبر  تصريح كردند: در فضاي امروز كشور، اگر بر اصول و ارزشها پافشاري كرديد و تقوا را در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي رعايت كرديد، ارزش و اهميت والاتري دارد.

حضرت آيت الله خامنه اي در همين زمينه افزودند: امروز با دو دشمن، يكي استكبارِ خبيث و ديگر نفسِ درون مواجه هستيم كه اگر كسي بتواند با رعايت تقوا، گام بردارد و تصميم بگيرد، زمينه تعالي معنوي و پيشرفت مادي فراهم مي شود.

رهبر انقلاب اسلامي پرهيز از گناه را لازمه سلوك الي الله دانستند و خاطرنشان كردند: با گناه نكردن نيمي از راه پيموده مي شود، البته گناه كساني كه مسئوليت سياسي، اجرايي، مديريتي، تبليغي و مذهبي دارند، به مراتب ابعاد وسيع تري پيدا مي كند.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به اينكه حركت درست مسئولان موجب تسري آن در جامعه مي شود تصريح كردند: ما با ايستادگي و حركت درست، جامعه را هم تشويق مي كنيم و البته بايد بدانيم اين حركت ملت ايران با خستگي و بي حوصله گي برخي افراد دچار تزلزل و انحراف نمي شود.

رهبر انقلاب اسلامي در پايان سخنان خود افزودند: اين راهي كه با انقلاب اسلامي آغاز شده، ادامه پيدا خواهد كرد و شما ديديد كساني كه در جريان حركت عمومي ملت، بار مسئوليت را بر زمين نهادند فوراً جوانهاي با روحيه آن را بر داشتند و انشاء الله به منزل خواهند رساند.



ارسال توسط حاجی

خاطره امام خامنه ای از آیت الله بهجت


مقام معظم رهبری در جلسه درس خارج فقه در تاریخ ۲۱ دی ‌ماه سال ۸۹ مطابق با ششم صفر سال ۱۴۳۲ با

اشاره به حدیثی از امام صادق (ع) گفتند:

"قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اخْتَبِرُوا إِخْوَانَکُمْ بِخَصْلَتَینِ فَإِنْ کَانَتَا فِیهِمْ وَ إِلَّا فَاعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ ثُمَّ اعْزُبْ مُحَافَظَهٍ عَلَى الصَّلَوَاتِ

فِی مَوَاقِیتِهَا وَ الْبِرِّ بِالْإِخْوَانِ فِی الْعُسْرِ وَ الْیسْر"(شافی، صفحه‌ ۶۵۲)

فى الکافى، عن الصّادق (علیه‌السّلام): «اختبروا

اخوانکم بخصلتین». اخوان، منظور مطلق

معاشرین، على‌الظاهر نیست. یعنى آن کسانى

که می‌خواهید به عنوان برادران خود و افرادى که

با آن‌ها صداقت دارید، افراد نزدیک، کسانى را که

به این عنوان می‌خواهید انتخاب کنید، این دو

صفت را در آن‌ها حتماً ملاحظه کنید. «فان کانتا

فیهم»؛ اگر این دو صفت در آن‌ها بود، چه بهتر؛ «و

الّا فاعزب ثم اعزب ثم اعزب». عَزَبَ یعنى

فاصله‌گرفتن، از آن‌ها رو پوشاندن. [مثل] «لایعزب عنه مثقال ذرّه» که در قرآن کریم هست. دورى کنید از آن‌ها.

از آن‌ها رو بپوشانید و دورى کنید.

این دو صفت چیست؟ «محافظه على الصّلوات فى مواقیت‌ها». یکى این [که محافظ نماز باشند]. در مواقیت،

لابد مراد مواقیت فضیلت است؛ و الّا مطلق مواقیت اگر مورد نظر باشد، ولو آخر وقت، اینکه خب، اگر کسى نکند

این کار را «فاسق» است. می‌خواهند بفرمایند که اهل نماز در وقت خود باشد، یعنى وقت فضیلت. مرحوم آقاى

بهجت (رضوان‌الله علیه) ـ‌[که] مکرر این را از ایشان ما شنیدیم، هم خودمان شنیدیم، هم بالواسطه دیگران هم

نقل کردند‌ـ می‌گفتند استادشان ـ‌على‌الظّاهر مرحوم آقاى قاضى مثلاً‌ـ به ایشان گفتند که اگر کسى نماز اول

وقت را مراقبت بکند، من ضامنم براى نجات او، یا براى مثلاً رسیدن او به درجات بالا؛ یک همچین تعبیرى. بنده

یک وقت از ایشان پرسیدم که لابد نماز خوب دیگر؟ گفتند: خب، بله؛ نماز درست و حسابىِ با توجه، در اول

وقت. اگر این را کسى مراعات بکند، این خودش یک عاملى است که انسان را عروج می‌دهد و به مراتب بالاى

توحیدى می‌رساند. یکى این.

"و البرّ فى الاخوان فى العسر و الیسر". صفت دوم هم یک صفت اجتماعى است. اوّلى صفت فردى بود، بینه و

بین‌الله بود؛ این دومى بینه و بین‌النّاس است. کسى باشد که صفتش این باشد، که به برادرانش نیکى می‌کند؛

هم در عسر، هم در یسر. حالا این عسر و یسر، چه عسر و یسر خود انسان، ولو در عسر هم باشد، سختى

هم باشد، بالاخره کمک می‌کند؛ حالا تنگدستى دارد، مالى ندارد که کمک بکند، اما می‌تواند تسلا بدهد، با

زبان کمک کند، با آبرو کمک کند؛ هم ممکن است مراد عسر و یسر خود این کمک کننده باشد، هم عسر و

یسر آن کمک شونده باشد؛ چون بعضى‌ها هستند، به انسان حاضرند کمک کنند، وقتى که حال انسان خوب

است؛ وقتى اقبال به سمت کسى هست، حاضرند به او کمک کنند؛ محبت می‌کنند، کمک می‌کنند؛ به مجرد

اینکه اقبال از او رو برگرداند، این‌ها هم رو برمی‌گردانند. بله، وقتى که اقبال از او ادبار کرد، این‌ها هم ادبار

می‌کنند. نه، اینجور نباشد؛ در همه‌ى حالاتِ برادرش به او کمک کند و نیکى کند.


برچسب‌ها: امام خامنه ای, آیت الله بهجت, درس خارج, خاطره

ارسال توسط مهدي يار2

آیت الله بهجت:به پسرم بگو که یاسین مرا نفرستادی!



حجت‌الاسلام علی بهجت با اشاره به مواضع سیاسی آیت‌الله بهجت گفت: پدرم مخالف با دو دستگی بود. در زندگی شخصی نیز بسیار مخالف منیت بود و هیچ‌وقت دوست نداشت عکسی از خود داشته باشد. حتی رساله ایشان 7 بار بدون اسم چاپ شد.

خبرگزاری فارس: مواضع سیاسی و وصیت آیت‌الله بهجت/ رساله‌ای که 7 بار بدون اسم چاپ شد

به گزارش ره ولاء از خبرگزاری فارس، به مناسبت سالگرد رحلت حضرت آیت‌الله محمدتقی بهجت، گفت‌وگوی مشروحی با فرزند این فقیه ربانی انجام دادیم که بخش دوم و پایانی آن، تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود.

 

 

آیت‌الله بهجت به زیارت بسیار علاقه داشت

حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت در ابتدای بخش دوم گفت‌وگوی خود با فارس اظهار داشت: حضرت آیت الله بهجت به زیارت بسیار علاقه داشت. همین اواخر با ایشان به سفر مشهد رفتیم. وقتی ایشان به حرم می‌رفت و برمی‌گشت، خیلی حال او فرق می‌کرد. ما که همراه ایشان بودیم، با اینکه دو ـ سه ساعت بیدار بودیم، خسته می‌شدیم و دیگر حتی حال صبحانه خوردن نداشتیم.

وی افزود: ایشان حداقل پنج یا شش ساعت بیداری کشیده بود، ولی در راه برگشت از حرم انگار تازه همین الآن صبح اول وقت ایشان است. با همه شوخی می‌کرد و حالشان را می‌پرسید. آیت الله بهجت هر روز در تمام عمرشان دو ساعت به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می‌رفت. یکساعت و خرده‌ای را ایستاده نماز و زیارت می‌خواند و سپس می‌نشست. ما پاهایمان درد می‌گرفت و می‌نشستیم ولی ایشان نه.

وی ادامه داد: حتی روزی در مشهد یکی از اطرافیان گفت من چشمم شور است می‌خواهی آقا را چشم بزنم تا ایشان هم بنشیند؟ گفتم به ایشان چه کار داری؟ او گفت آخر آبروی ما می‌رود ما که جوانیم نشسته‌ایم ولی این پیر مرد ایستاده است. آیت الله بهجت در حرم شارژ می‌شد و به اصطلاح دوپینگ می‌کرد. ایشان در حرم سرمست می‌شد و گاهی یقین می‌کردیم در حرم چیزی گرفته‌اند که اینقدر سرحال هستند.

آیت‌الله بهجت: مرحوم نخودکی اصفهانی هنوز هم وساطت می‌کند

فرزند آیت‌الله بهجت گفت: ایشان در مشهد پس از زیارت به مزار علما می‌رفت و فاتحه می‌خواند. خصوصا به کنار مزار آقای نخودکی اصفهانی می‌رفتند و برای مردم دعا می‌کردند و می‌گفتند که مرحوم نخودکی هنوز وساطت می‌کند. لذا بنده از کودکی تجربه کرده بودم که پس از زیارت می‌شود یک سری حرف‌هایی را از ایشان پرسید و می‌پرسیدم چون بسیار سرحال بودند و می‌شد چیزی از زبانشان شنید.

آیت‌الله بهجت می‌گفت از کودکی در نمازم چیزهایی را می‌دیدم که فکر می‌کردم همه می‌بینند

وی بیان داشت: یکی از آقایان که الآن از مقامات است، سال‌ها قبل به من گفت روزی وقتی آقای بهجت از حرم آمد، به من گفت ما وقتی کودک بودیم و سالها قبل از بلوغ، هنگام خواندن نماز چیزهایی را می‌دیدیم که فکر می‌کردیم همه دارند می‌بینند. یعنی در نماز ایشان آن پرده‌های باطنی کنار می‌رفته است. این حرف مدرک هم دارد. خود ایشان در جایی اقرار کرده‌اند. البته آن هم برای اینکه مقام یک آقایی را اثبات کنند.

وی اضافه کرد: پدرم در خاطراتش می‌گوید که من روزی که به کربلا وارد شدم، دیدم آقایی نماز فوق‌العاده‌ای می‌خواند. در یک رواق کوچک که شاید دو تا فرش جا می‌گرفت عده‌ای نیز با ایشان نماز می‌خواندند. تصمیم گرفتم تا فردا صبح به اینجا بیایم. فردا صبح که آمدم، آنقدر کوچک بودم، که کنار چهار پایه‌ای که آنجا در صف اول بود و با آن چون برق نبود، شمع‌های حرم را روشن می‌کردند، ایستادم.

حجت‌الاسلام علی بهجت ادامه داد: فکر کردم که اگر بروم در چهار پایه جایم می‌شود. چون اگر بایستم اینجا مردم مرا بیرون می‌کنند و می‌گویند جا کم است. آخر به این نتیجه رسیدم که کنار چهار پایه بایستم تا اگر بیرونم کردند داخل چهار پایه بروم. اتفاقا کسی بیرونم نکرد. همان آقا برای نماز آمد و روز جمعه بود و ایشان سوره جمعه را خواند. خدا می‌داند در نمازش چه احوالاتی را سیر می‌کرد؛ نگفتنی ... این عین جمله پدرم است.

وی ادامه داد: آیت‌الله بهجت در آن موقع تازه یک سال و چند ماه بعد، پانزده ساله می‌شده. در آن سن ایشان آن احوالات و معراج آن آقا را در نماز درک کرده بود. پدرم می‌گفت چنان نمازی را در تمام عمرم جز برای دو سه نفر ندیدم. حتی شاگردان برجسته آن آقا که ده سال پیش ایشان درس خوانده و مرجع تقلید شدند، مثل آیات عظام خوئی و میلانی، خبر از احوالات آن آقا نداشتند. پدر از آنها پرسیده و فهمیده بود، خبر ندارند و برای آنها نگفته بود.

آیت‌الله بهجت دنبال روزی معنوی خود بود و برای آن کار هم می‌کرد

فرزند آیت الله بهجت تأکید کرد: آیت‌آلله بهجت در اثر عبادت به اصطلاح عرفا، سالک مجذوب بود و خودش راه افتاده بود. ایشان مرتب به نماز آن آقا می‌رفته تا آن احوالات را ببیند. پدرم همه عشقش نمازش شده بود و در اثر کثرت این کار قبل از اینکه بالغ شود، آن بینایی کامل برایش محقق شده بود.

اگر کسی واقعا احتیاج به راهنما داشته باشد خداوند راهنما را می‌رساند

وی افزود: ایشان آمادگی قبلی داشته و وقتی از ایشان در مورد آشنایی با آقای قاضی می‌پرسیدیم و ایشان می‌گفت برادر علامه طباطبایی نام ایشان را آورد و مرا با ایشان آَشنا کرد، متوجه هدایت خدا می‌شدیم. خود پدرم نیز می‌گفت که اگر کسی به مراحلی از ترقی برسد که احتیاج به راهنما داشته باشد و چون بر خداوند روزی همه بندگان واجب است، به او می‌دهد.

فرزند آیت‌الله بهجت گفت: خداوندی که روزی کوچکترین موجودات عالم مثل کرم‌ها و ... را می‌دهد، آن وقت روزی انسانی را که غذایش اینها نیست و شکارش در آسمان است را نمی‌دهد؟ سپس با قاطعیت شدید تأکید می‌کرد اگر دنبالش باشید، یقینا خدا خواهد داد. هرگز نمی‌گفت مثلا گفته‌اند که خدا می‌دهد؛ نه بلکه با قاطعیت و یقین صد درصد می‌فرمود.

 بهجت ادامه داد: شما اگر چیزی را در آزمایشگاه خود آزمایش کنید، دقیقا می‌توانید بگویید که اگر این دو ماده با هم ترکیب شوند، فلان ماده بدست می‌آید. برای شما که آزمایش کرده‌اید، جای شکی نیست. ایشان نیز همیشه با باور می‌گفت کسی که خدا را یاد کند خدا همنشین اوست.

وی اشاره کرد: این مراتب را در کودکی طی کرده بود. آیت الله بهجت می‌گفت اگر کسی در معنویات به مرحله‌ای رسید که دیگر نمی‌داند کدام راه را برود، یقینا اگر آنجا برای خدا بایستد و حتی با نود درصد اطمینان نیز حرکت نکند غیر ممکن است که خدا برایش معلمی نفرستد و راه را نشانش ندهد.

آیت‌الله بهجت کسی بود که راه را با آقای قاضی تمام کرد

وی ادامه داد: روزی ایشان معنوی بود و به دنبال آن روزی بود و برایش کار هم انجام می‌داد. ما می‌بینیم که شاگردان معنوی آقای قاضی همه با ایشان استارت را زده و شروع کرده‌اند و آیت الله بهجت تنها کسی بود که راه را با استاد تمام کرد. لذا وقتی هنوز آنجا بوده دیگر درس استاد نمی‌رفته چون مراحل را تمام کرده بود.

وی اضافه کرد: استاد ایشان، آقای قاضی در نامه ای که به برادر علامه طباطبایی نوشته بود، گفته که «آقا شیخ محمد تقی، ترقیات فوق‌العاده کرده است». یعنی در حالت عادی نباید تا اینجا رفته باشد. ایشان به همه توصیه می‌کرد از نظر علمی چنان باید درس بخوانید که همه استاد باشید و بعد از اتمام این واحد درسی، استاد آن باشید و هیچ کم نیاورید. اگر کم آوردید دو مرتبه بخوانید.

وی گفت: به دو دلیل دوباره بخوانید: 1. تا وقتی را که در گذشته صرف آن کردید بیهوده نباشد 2. پایه آینده‌تان را محکم تر کنید. وقتی می‌خواهیم ساختمانی را بسازیم و علم را بر آن انبار کنیم، باید پایه ریزی آن محاسبه شده و محکم باشد. ایشان می‌گفت اگر مراتب علمی را پله پله طی می‌کنید، از انسانیت نیز عقب نمانید.

ملاک ارزیابی اعمال انسان، نماز است

حجت‌الاسلام علی بهجت افزود: انسانیت فقط به تحصیل علوم نیست. علوم ابزار است و با آن باید پرواز کنید. مراتب ترقی روحی را نیز باید پله پله بالا بروید. نشانه حرکت شما و اینکه به جایی رسیده اید، نماز شماست. نماز همان نمودار و تابلوی کارخانه شماست که اگر در جایی مشکل دارید آن را نشان می‌دهد. اگر نماز این ماه شما با ماه گذشته فرق کرد یعنی در حرکت هستید والا یا درجا زده‌اید و یا پایین آمده‌اید.

آیت‌الله بهجت با همه اهمیت دادن به نماز، وصیت کرد یک دور کامل نماز و روزه برایش بجا بیاورند

وی تأکید کرد: پدرم در نماز چنان بود که واقعا بی‌جان می‌شد. حتی در زمستان در هنگام نماز لباس ایشان خیس عرق می‌شد. نمازی که ایشان با این حالت می‌خواند و احساس می‌شد که اینقدر سختی و بی حالی به ایشان وارد می‌شود، آن وقت ببینیم حرفشان راجع به نماز چه بود. آیت الله بهجت می‌گفت: نماز لذیذترین لذایذ عالم هستی است.

وی گفت: خداوند در عالم هستی از نماز لذیذتر نیافریده است. اگر سلاطین عالم لذت نماز را چشیده بودند، به دنبال لذایذ دیگر و عشرتکده‌ها و شب نشینی‌ها و ... نمی‌رفتند. ایشان بعد از نماز تا چند دقیقه‌ای بی حال بود و کمی می‌نشست تا دوباره جان بگیرد. با وجود این نمازی که می‌خواند و درک می‌کرد، باز در وصیت خود گفت در کنار مراسم روضه‌ای که مداومت آن باید حفظ شود، یک دور کامل برای ایشان نماز و روزه بدهیم. اینقدر برای نماز اهمیت قائل بودند.

آیت‌الله بهجت «خود»ها را می‌کشت تا تنها «خدا» بماند

وی اینچنین ادامه داد: مریض‌هایی را پیش ایشان می‌آوردند ولی آیت الله بهجت هیچ گاه به آنها نگفت که برو دیگر خوب شدی. حتی اگر مطمئن می‌شدیم که برای آن مریض انجام داده است، حواس مریض را به جای دیگر متوجه می‌کرد. مثلا می‌گفت برو و آب زمزم تهیه کن و با تربت بخور و یا به حرم امام رضا علیه السلام و یا حضرت معصومه سلام الله علیها و یا جمکران برو، خوب می‌شوی.

فرزند آیت الله بهجت گفت: هر کسی را طوری توجه می‌داد تا توجه به خود او نباشد و «خود» او کشته شده باشد. خودش را محو می‌کرد و فقط می‌خواست تنها خدا باشد و ائمه که باب الله هستند.

آیت‌الله بهجت: تا به حال احدی را به خودم نخواندم

وی بیان داشت: در یک مجلس که آیت الله بهجت در محضر یکی از علما بود، پزشک جراحی هم  حضور داشت. وی، ایشان را خیلی در منگنه گذاشت و بارها و بارها پرسید که چرا من وقتی متوسل به خدا و معصومین شدم جواب نگرفتم. ولی در اوج جراحی که انجام می‌دادم و مشکلی پیش می‌آمد، تا می‌گفتم آیت الله بهجت و نام شما را می‌بردم، کارم حل می‌شد. این رسم را یاد گرفتم تا هر موقع دیگر در جراحی گیر می‌کنم، آقای بهجت را صدا می‌زنم.

وی ادامه داد: بنده فکر می‌کردم که این شخص پزشک 5-6 بار که من بودم پدرم را سوال پیچ کرد، ولی بعد خودش به من گفت که وقتی شما می‌رفتی تا چای بیاوری باز من می‌پرسیدم. خلاصه شاید ده باری پرسیده بود. در آن مجلس هم به خاطر حضور آن عالم پدرم نمی‌توانست آنجا را ترک کند و خلاصه تحت فشار شدید فقط یک جمله گفت و جواب آن پزشک را داد. آیت الله بهجت فرمود: «شاید سرّ آن در این باشد که تا به حال احدی را به خودم نخواندم».

وی تأکید کرد: بنده فکر می‌کنم شاید ما و بعضی از آدمها به آن مرحله نرسیدیم که مستقیم به بالا وصل شویم و باید با فیلتر به آنها نزدیک شویم و آن فیلتر آقای بهجت است. این پزشک شاید فکر کرده بود که آقای بهجت از آنها بالاتر است، ولی نه این طور نیست. این مسئله برای او حل نشده بود که آیت الله بهجت اتصال و واسط بوده است.

وی گفت: ما فهمیدیم در این 85 سال کار ایشان این است که تا کسی جلو می‌آید ایشان یک فلش می‌گذارد تا او را از توجه به خود دور کند. پدر من با اینکه به واقع از لحاظ رتبه علمی در بالاترین سطح ممکن بود، ولی در خانه حاضر نبود حتی بگوید مثلا در حد دیپلم هستم. برای خانواده هیچ وقت اقرار نکرد که من حتی دیپلم دارم حالا اجتهاد ایشان هیچ و نمی‌گفت که کسی هستم.

آیت‌الله بهجت: من تنها یک طلبه‌ام

حجت‌الاسلام بهجت افزود: موقعی می‌خواستم در جلسه‌ای شرکت کنم. پدرم به من گفت من یک طلبه‌ام . تو خودت آیت الله هستی باش. استاد حوزه‌ای باش. خودت را هر چه می‌خواهی بگویی من به تو کار ندارم ولی پدر تو یک طلبه بیشتر نیست. حق نداری بیشتر از آن، برایش جا باز کنی.

وی ادامه داد: لذا مجلسی که می‌خواهی بروی، اگر از طرف خودت می‌روی، هر کجای مجلس می‌خواهی بنشین. اگر از طرف پدرت می‌روی، پدر تو یک طلبه است پس پایین‌ترین جای مجلس بنشین. وقتی به آن مجلس رفتم و می‌خواستم یک جای متوسطی بنشینم، دیگران آمدند و اصرار کردند که باید بیایی و بالا بنشینی.

وی اضافه کرد: مرحوم پسر آیت‌الله اراکی آمد و بازوی مرا گرفت و تا جای مرا عوض کند. من گفتم که والله دستور آقاست که گفته برو و پایین‌ترین جا و کنار دست فلانی بنشین. یادم هست که اینها نتوانستند از خنده خود را نگه دارند و یکی از آنها از خنده نشست که آقا گفته برو زیر دست فلانی بایست.

وی این طور ادامه داد: مثلا آن فرد که ایستاده بود، جزء شاگرد شاگردان ما حساب می‌شد. کسی نمی‌توانست بپذیرد که کسی باشد که حاضر نباشد جایگاه خود را معرفی کند. اینقدر نگوید که زن و بچه‌اش هم خیلی باور نکنند که شاید او حتی علومی هم داشته باشد. ایشان اطلاعات چندانی به کسی نمی‌داد. اگر هم شخص کنجکاوی را می‌دید، از او فاصله می‌گرفت.

چرا نماز واقعی را نشان نمی‌دهید؟/ فیگور آقای بهجت برای تلویزیون مناسب نیست!

فرزند آیت الله بهجت در ادامه بیان کرد: ایشان خود وجودش را شکانده بود. لذا آیت الله بهجت از نظر ظاهری و آرایش لباس، خودش را به ساده ترین و پایین ترین مرتبه می‌رساند و در شأن خودش نبود. خیلی‌ها اصرار می‌کردند که چرا صدا و سیما نماز ایشان را نشان نمی‌دهد.

وی افزود: خیلی‌ها با دیدن یک نماز ایشان زندگیشان فرق کرده بود. بعد از رحلت پدرم آقایی گفت که چند سال قبل به معاونت صدا و سیما رفتم و به ایشان این اعتراض را کردم که شما که بهترین هر چیز را نشان می‌دهید پس چرا بهترین نماز که مثلا نماز آیت الله بهجت باشد را نشان نمی‌دهید؟ او در جوابم گفت آخر یک مشکلی هست که فیگور آقای بهجت برای تلویزیون مناسب نیست.

وی ادامه داد: آن آقا می‌گفت من یکدفعه انگار آتش گرفتم و خیلی ناراحت شدم و به او گفتم حالا من متوجه شدم. اگر در صدر اسلام هم شما متصدی نمایش بودید، حتما نماز علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام را نشان نمی‌دادید. چون ایشان لباس وصله دار می‌پوشید و دور آستین لباسش ریش ریش بود!

ماجرای فیلم‌گرفتن از آیت‌الله بهجت

وی اضافه کرد: من ایشان را اصلاح می‌کردم و در آرایش ظاهری تمیز و مرتب می‌کردم. این اواخر قیچی‌ها را از ایشان دور می‌کردم.

وی گفت: معمولا علما و روحانیون هر چه مسن‌تر می‌شوند، عمامه‌های بزرگتر و محاسن بلند‌تری دارند. ولی ایشان ساده بود و برعکس همه رفتار می‌کرد. عمامه ایشان اوایل 5/7 متر بود که ایشان اینقدر بریده بود تا به 5/4 متر رسانده بود. چند سال بود عمامه ایشان را من می‌بستم چون ایشان موقع بستن کوتاه می‌کرد. آیت الله بهجت تمام نشانه‌ها و برچسب‌ها و مسائلی را که اهل ظاهر می‌پسندد از خود دور می‌کرد.

وی اشاره کرد: آیت الله بهجت حتی به مقامات بزرگ مملکتی اجازه نمی‌داد تا دوربین را به منزل بیاورند. بنده یکی دو سال بعد از انقلاب دوربین عکاسی داشتم ولی نمی‌توانستم از ایشان عکس بگیرم. یکی دو تا عکس گرفتم آن هم به این صورت که یک عکس می‌گرفتم و فرار می‌کردم و تا چند ساعتی پیدایم نمی‌شد.

حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت گفت: در سال 75 دوربین خیلی پیشرفته ای به منزل ما آوردند که آقایی از پست سیاسی وزارت خارجه برایم آورده بود. آن زمان ورودش به ایران ممنوع بود. من روزها سعی داشتم از ایشان فیلم بگیرم و نمی‌شد. آنها گفته بودند که یک وضو و یا نماز از آیت الله بهجت را ضبط کن. من تشخیص دادم که در این فصل ایشان کنار حوض و رو به روی آفتاب می‌نشیند و وضو می‌گیرد.

وی افزود: من درست مقابل ایشان در اتاقی دوربین را پشت شیشه گذاشتم و شیشه را خوب تمیز کردم. راه اتاق از حیاط بود و می‌خواستم از حیاط رفت و آمد نکنم تا ایشان متوجه شود. لذا در دیگر اتاق را که به انباری بود، آن روز باز گذاشتم و از آن رفت و آمد کردم. آقا که آمد برخلاف همه روزها طرف دیگر حوض ایستاد و پشت به دوربین بود.

وی تأکید کرد: من تعجب کردم که بچه‌ها که در خانه از همه کنجکاوترند، متوجه کار من نشده بودند، آقا چه طور فهمیده بود. کنار ایشان رفتم و همین طور که صحبت می‌کردم، طوری که ایشان نفهمد آبی را که برای وضو تهیه کرده بود را در سمت دیگر گذاشتم تا ایشان به جای مود نظر برود.

وی ادامه داد: پدرم گفت آن را چرا از اینجا برداشتی؟ گفتم مگر جلوی آفتاب وضو نمی‌گیرید؟ پدرم گفت همین جایم نمی‌گذاری وضویم را بگیرم؟ گفتم آقا من به شما کاری ندارم. گفت بله هیچ کاری نداری...هیچ کاری نداری... گفتم آقا جان من با شما چه کار دارم؟ ایشان گفت خودت می‌دانی که چه کار داری! واقعا پیش رو و پشت سر برایش یکی بود.

مفقودالاثرهای خانه آیت الله بهجت

وی اضافه کرد: خلاصه نگذاشت تا فیلم بگیرم و بعد هم آن دوربین در خانه ما مفقود الاثر شد. مفقودالاثرها فقط در جبهه نبود. در خانه ما خیلی از این چیزها مفقود الاثر شد که کسی آنها را از خانه بیرون نبرد ولی دیگر در خانه نبود. مانند همان چمدان شخصیشان که قبل از رحلت از من گرفتند و نامه های علمای بزرگ به ایشان و اسناد و مدارکی در آن بود و دیگر پیدا نشد. دوربین هم مفقودالاثر شد.

وی گفت: بعدها هرچه به ایشان می‌گفتم این دوربین امانت است و مال کسی است و باید برگردانم، تا بلکه ایشان دوربین را برگرداند، فقط می‌گفت بله، حالا شما فلان ذکر را بگو تا پیدا شود. ایشان در تمام عمر چیزی از خود باقی نمی‌گذاشت.

مردم حدود 23 هزار عکس از آیت‌الله بهجت به ما فرستادند

وی اشاره کرد: آیت الله بهجت در طول عمرش برای گذرنامه‌ها و یا از بچگی اگر پدرشان به ایشان پولی می‌داد تا عکسی بگیرند، جمعا به اندازه انگشت‌های دست راضی نشده تا عکس بگیرد. یکبار جوانی آمد و گفت من پسر عم آقای مرعشی نجفی و ساکن سوئیس هستم. آنجا دنیای غفلت‌هاست و من در آنجا با شما خوش هستم.

فرزند آیت الله بهجت در ادامه گفت: او اجازه خواست تا عکس آقا را داشته باشد. پدرم گفت آقا عکس نمی‌خواهد. آن جوان اصرار کرد که من آنجا که هستم با دیدن عکس شما به یاد معنویات می‌افتم شما ناراحت می‌شوید؟ من برای خودم و در اتاق خودم می‌خواهم. این با شما بودن را می‌خواهم در آنجا نیز حس کنم. خلاصه آقا اجازه داد.

وی افزود: از ایشان عکس دیگری داریم که ایشان درست به دوربین نگاه می‌کنند. ولی هیچ کس نمی‌داند که آقا در آن زمان در بدنش نیست و در عوالم دیگری سیر می‌کند. درست وقت پرده‌برداری ضریح بود که ایشان چند دقیقه‌ای مبهوت بود و در آنجا این عکس گرفته شد.

وی ادامه داد: وقتی آیت‌الله بهجت رحلت کرد ما در سایت اعلام کردیم اگر کسی عکسی از ایشان دارد بفرستد و 17 هزار عکس آمد. جالب است کسی که حاضر نشده 17 تا عکس بگیرد حالا 17 هزار عکس از او آمده بود! حدود 6 هزار عکس دیگر هم بعدا آمد. پیدا کردن کسی که تا این حد خودش را مخفی می کند خیلی مشکل است.

یاسین مرا نفرستادی؟ مومنان بعد از مرگ نیز ارتباطشان را حفظ می‌کنند

وی تأکید کرد: هنوز مردم از ایشان چیزهایی می‌گویند و ارتباطاتی دارند که من اینها را ضبط نمی‌کنم و گرنه خیلی جالب است. مثلا در فروردین سال گذشته که من عراق بودم و به دنبال کسی یا نشانی از سالهای حضور پدرم به همه آن مکان‌ها رفتم، و بعد که برگشتم گاهی نمی‌شد سوره یاسینی را که هر شب برایشان می‌خواندم را بخوانم. البته نماز نجف یک سوره یاسین و الرحمانی دارد که من به پدرم هدیه می‌کردم.

وی گفت: روزی جوانی که کمک آشپزی در حوالی اراک بود پس از 5 بار مراجعه آمد و گفت که از پدرم پیغامی دارد. من آن جوان را دیدم و او سه پیغام داشت که دو تای اول درست بود و در پیغام سوم گفت آیت الله بهجت گفته به پسرم بگو که یاسین مرا نفرستادی! جوان از من پرسید یاسین کیست؟ و من گفتم منظور پدرم سوره یاسینی است که هدیه‌اش می‌کنم.

وی اضافه کرد: یک ماه بعد دوباره جوان را دیدم و گفت آیت الله بهجت را دیدم و از من تشکر کرد که پیغامم را رساندی ولی پسرم هنوز گاهی تخلف می‌کند (درخواندن یاسین) راست می‌گفت و خنده‌ام گرفت. خود ایشان می‌گفت که مومنین بعد از مرگشان هم ارتباطشان را حفظ می‌کنند.

مسائل سیاسی را نیز رسانه‌ای نمی‌کرد

وی اشاره کرد: آیت الله بهجت از لحاظ سیاسی هم مواضع اساسی داشتند.

وی تأکید کرد: ایشان با دو دستگی مخالف بود و صلاح نمی‌دانست و می‌گفت در برابر خارجی‌ها همه باید یک دست باشیم. البته اگر مطلب خاصی داشتند، تذکر می‌دادند و همان شخصی را که باید آگاه می‌کردند منتها از رسانه‌ای کردن خوششان نمی‌آمد.

فقط «العبد محمد تقی بهجت»

وی ادامه داد: ایشان حاضر نشد اسمش را حتی در یک هفته نامه و یا ماه نامه و در یک روستا ثبت شود. اگر می‌خواست در کتابی چیزی از استاد ایشان و به نقل از ایشان بنویسند، شرطشان این بود که نامی از ایشان برده نشود. حتی راضی نمی‌شد اسمش را روی رساله‌اش بنویسند. رساله 7 مرتبه بدون اسم چاپ شد!

وی افزود: تا اینکه مردم خیلی ناراحت شدند و گفتند مگر زمان ساواک است که اجازه نمی‌دادند کتابی به اسم روح الله موسوی خمینی چاپ شود و وقتی بدون اسم می‌آمد معلوم می‌شد کتاب ایشان است. مردم درک نمی‌کردند پدرم برای چه این کار را می‌کند و برایشان سوال بود. تا اینکه من با چه زحمتی توانستم فقط امضای ایشان را داشته باشم که برای چاپ هشتم رساله با این عنوان آمد: «العبد محمد تقی بهجت». فقط همین را راضی شد بنویسد.

ارتباط آیت الله بهجت با خانواده چگونه بود؟

حجت الاسلام علی بهجت گفت: ارتباط ایشان با همسر و اعضای خانواده خصوصا با نوه‌ها بسیار خوب بود. نوه‌ها در پناه ایشان آزادی خیلی بهتری داشتند و ایشان خیلی به آنها می‌رسیدند. عبارت ایشان در مورد نوه‌ها این بود که اینها جدیدالورود از عالم بالا هستند و معصومند و چون معصومند آدم را به خودشان جذب می‌کنند.

همه موجودات در پناه آیت الله بهجت بودند

وی اشاره داشت: نه تنها بچه‌ها که همه موجودات و جنبنده‌هایی که در خانه بودند در پناه ایشان آزادی داشتند. اصلا اجازه سم پاشی و کشتن موجودات را نمی داد و بارها بنده را توبیخ می‌کرد که مگر نگفتم مگس را نکش! در فصل بهار معمولا مگس به اتاق ایشان می‌آمد. صبحها هنگام کارها و مطالعاتشان بوسیله بادبزن و یا عصا مگس‌ها را این طرف و آن طرف می‌کردند.

وی گفت: گاهی بنده زودتر از ایشان می‌رفتم و حساب همه مگس‌ها را می‌رسیدم تا ایشان اذیت نشوند. یک بار به من توبیخ کردند که مگر نگفتم اینها نکش و فقط بیرونشان کن. من به شوخی گفتم نمی‌شود دانه دانه آنها را بگیری و بیرون کنی، باید چند نفر را بیاوریم که فقط اینها را بیرون کنند تازه دوباره از یک سوراخ دیگری به داخل می‌آیند. خوب من هم آنها را بیرون کردم فقط از هستی بیرونشان کردم. پدرم گفت پناه بر خدا.

وی افزود: وقتی با موجودات این طور بودند، بچه‌ها را که دیگر خیلی دوست داشتند. آیت الله بهجت خیلی سفارش می‌کرد که برای بچه کوچک چیزی بگیرید تا سرگرم باشند. چون مایل نبود بچه‌ها سرگرمی‌های تلویزیونی داشته باشند، می‌گفتند پرنده‌ای بگیرید تا مشغول باشند.

آیت‌الله بهجت می‌فرمود: خروس‌ها در سحر ندای قدوسی سر می‌دهند

وی بیان کرد: یکبار از مراسمی در خیابان می‌آمدیم و حاج آقا هم بودند و بچه‌ها گفتند و 3 جوجه برایشان گرفتم. این جوجه‌ها که به منزل ما آمدند حضورشان برای ما عذاب الیم شد. باید دائما و روزی چند بار احوالات اینها را به پدرم گزارش می‌دادیم.

وی ادامه داد: ایشان می‌پرسید آیا چیزی خورده‌اند یا نه، جایشان خوب است و ... اگر موقعی از احوال اینها می‌پرسیدند و ما جواب سردی می‌دادیم، خودشان گاهی در هوای سرد به حیاط می‌رفتند و از جای آنها خیالشان راحت می‌شد تا دورشان پوشیده باشد.

وی افزود: روزی به من گفت اینها را داخل بیاور. مبادا گربه آنها را بخورد. من هم گفتم پدر جان شاید اینها روزی گربه باشند. ما نباید روزی‌اش را بگیریم و ایشان گفت پناه بر خدا؛ سپس بلند شد و آنها را به داخل آورد. الان یکی از آنها مانده و تبدیل به یک خروس شده است.

وی گفت: ایشان مقید بود که در منزل یک خروس باید باشد. می‌فرمود اینها در سحرها ندای قدوسی سر می‌دهند منتها ما زبان آنها را نمی‌فهمیم. آنهایی که باید بفهمند، می‌فهمند. ایشان دوست داشت که خروس خوش‌صدا و سفید باشد و به موقع بخواند و مرغی هم کنار او باشد.


هدیه به روحشان صلوات/التماس دعا


برچسب‌ها: آیت الله بهجت, مصاحبه, جذاب, شیخ علی, یاسین

ارسال توسط مهدي يار2
عکس/ مزار شهيد گمنام در کف حوض


برچسب‌ها: شهید گمنام, عکس, مزار, کف حوض

ارسال توسط مهدي يار2

مردم بحرین خواستار بازگشت به ایران هستند


به گزارش ره ولاء حسین شریعتمداری در گفت‌وگو با فارس ضمن اشاره به طرح آل سعود و آل خلیفه برای الحاق بحرین به عربستان گفت: طرح الحاق بحرین به عربستان در چهار محور اطلاعاتی، امنیتی، اقتصادی و سیاست خارجی مطرح شده که البته این طرح از مدت‌ها پیش در شورای همکاری خلیج فارس برای الحاق تمامی اعضای این شورا عنوان شده بود اما هیچ‌یک از اعضای شورا با این طرح موافق نبودند.

وی ادامه داد: معتقدم که اگر این طرح الحاق در همین حد کم و تنها در مورد بحرین صورت می‌گرفت موجب تزریق انقلاب اسلامی بحرین به عربستان شده و آل سعود در عربستان با این کار به سقوط خود سرعت می‌بخشید.

وی با بیان اینکه جدایی بحرین از ایران طی توطئه و زد‌و‌بند سیاسی شاه ایران با کشورهای غربی صورت گرفته اظهار داشت: محمد‌رضا پهلوی طبق قانون اساسی وقت ایران (قانون اساسی مشروطه) حق انجام این کار را نداشته اما طبیعی هست که یک حکومت خودکامه که تحت امر آمریکا قرار دارد در این مورد نیز مطابق خواسته آن عمل کند.

مدیرمسئول روزنامه کیهان خاطرنشان کرد: مقرر شد تا طی رفراندمی در بحرین مشخص شود که آیا بحرین همچنان به عنوان یک استان ایران باقی خواهد ماند و یا تبدیل به یک کشور مستقل خواهد شد. هرچند اصل موضوع از ابتدا خلاف قانون بود این رفراندم نیز به صورت قانونی انجام نشد چراکه مردم بحرین در رفراندم شرکت داده نشدند و تنها سران برخی از قبایل در رفراندم شرکت کرده و رأی به جدایی بحرین از ایران دادند.

شریعتمداری ادامه داد: سران قبایل که در رفراندم شرکت کردند عمدتاً از پدران حاکمان فعلی بحرین یعنی آل خلیفه بودند. نکته قابل توجه دیگر این است که آل خلیفه اصالتا بحرینی نبوده و از اهالی نجد هستند و تعدادی از آنها به صورت مهاجر در بحرین ساکن شده و از طریق بنادر بحرین به کار تجارت مشغول بودند.

وی در ادامه تصریح کرد: این حق برای جمهوری اسلامی به عنوان حافظ و وارث تمامیت ارضی ایران وجود دارد که خواستار بازگشت یک استان جدا شده خود به میهن اسلامی باشد.

مدیرمسئول روزنامه کیهان با بیان اینکه مردم بحرین اساساً خود را ایرانی می‌دانند به نتیجه گزارش‌های برخی از مراکز اشاره کرد و افزود: طی این گزارشات مردم بحرین مشتاق بازگشت به ایران هستند.

وی ادامه داد: از جمله این گزارش‌‌ها می‌توان به نظرسنجی مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۰۶ اشاره کرد که در این نظرسنجی به اشتیاق زیاد مردم بحرین به ایران اسلامی پرداخته می‌شود.

شریعتمداری ادامه داد: چندی پیش نیز یادداشتی از سوی این جانب تحت عنوان "آوازهای کوچه‌باغ" در روزنامه کیهان به چاپ رسید و در آن به مالکیت ایران بر بحرین پرداخته شده بود که چاپ این مطلب سیل عظیمی از پیام‌های تشکر مردم بحرین را به روزنامه کیهان از طریق تلفن و ایمیل سرازیر کرد که این نکته نیز خود دلیل دیگری بر اشتیاق مردم بحرین برای الحاق به ایران است.

وی در ادامه افزود: هرچند برگزاری رفراندم برای استقلال از ابتدا خلاف قانون بوده و بحرین متعلق به ما بوده و هست اما اگر بنا بر این باشد که رفراندمی برای بازگشت بحرین به ایران برگزار شود باید مردم بحرین در این رفراندم شرکت داده شوند و نه فقط سران قبایل که اصلاتاً بحرینین نیستند و مجلس شورای اسلامی نیز می‌تواند این موضوع را پیگیری کند.

برچسب‌ها: حسین شریعتمداری, ایران, بحرین, مردم, الحاق

ارسال توسط مهدي يار2
امام خمینی و آیت الله کاشانی/عکس منتشر نشده




برچسب‌ها: امام خمینی, آیت الله کاشانی, عکس, منتشر نشده, دیده نشده

ارسال توسط مهدي يار2

کاریکاتور / و اینچنین بحرین به عربستان ملحق میشود!

 



برچسب‌ها: بحرین, عربستان, طرح, کاریکاتور, الحاق

ارسال توسط مهدي يار2

ماجرای مشاعره ی حضرت آقا به زبان عربی


قاسم منصور آل کثير


مرتضي حيدري آل کثير متولد 1362 و از شاعران شهر حر (بيت چريم) از توابع شهرستان شوش دانيال در خوزستان است.

آل کثير را بيشتر به خاطر اشعار فارسي اش مي شناسند. او بيشتر در قالبت آئيني مي سرايد. اما در سرايش شعرعربي نيز بين شاعران عرب شناخته شده است.

اين شاعر تاکنون چندين بار موفق به شرکت در جلسات شعر با حضور رهبر انقلاب بوده است. حيدري آل کثير کارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي است که شعر را از سال 77 به طور جدي شروع کرد و از 81 وارد عرصه حرفه‌اي ادبيات فارسي کشور شد و توانست پنج مجموعه شعر فارسي به چاپ برساند.

اولين کتابش در سال 1386 چاپ شد. وي توانست در خلال شرکت در کنگره هاي ادبي مقام‌هاي متعددي را کسب کند. در سال 1386 در جشنواره بين المللي شعر فجر رتبه برتر را در بخش آئيني کسب کرد و در جشنواره شعر نبوي که در سال 1385 در مشهد برگزار شد جز برگزيده‌هاي اين جشنواره انتخاب شد. آل کثير در جايزه قدس و کنگره دفاع مقدس و جايزه سراسري شعر جوان نيز رتبه اول را کسب کرده است.
 
در کارنامه شعري او علاوه بر چاپ آثار فراواني در نشريات، مجموعه شعرهاي کتاب «خورشيد در عباي تو پيچيده است» که در سال 86 جز هفت کتاب برتر جايزه قيصر امين پور بود، «دير آمدي بهار»» که گزيده اي از سه کتاب قبلي به علاوه 180 صفحه شعر منتشر نشده است که گزيده شعرهاي او است. يک کتاب ديگر در قالب نثر ادبي به نام «تشنه در ابر» که در سال 88 منتشر شد. «سرفه خونين تفنگي در باد» نيز از ديگر کتاب هاي چاپ شده آل کثير است.

اين شاعر توانست جايزه کتاب سال دفاع مقدس سال 86 را کسب کند. او همچنين مجموعه شعري به نام «پايتخت جهان» که مجموعه اي از غزل‌ها و شعر سپيد که رويکردي اجتماعي دارند را به چاپ رسانده است.

با او درباره شعر آئینی و تجربه شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری گفتگوی انجام شده که از زیر آمده است.

مرتضي حيدري را در کدام گونه از شعر طبقه بندي کنيم؟

من در خلال شعرهايي که در زبان عربي سرودم  بيشتر موفق شدم نوحه‌ها و مرثيه‌هاي خود را در دو کتاب به نام دموع و دماع يک و دو که در بازار هست و مداح ها از آن استفاده مي کنند را به چاپ برسانم. اما اشعار عربي جدي من با موضوع آزاد و اجتماعي هم به لهجه محلي عربي و هم به زبان فصيح هنوز موفق به چاپشان نشدم.

 من در دو حوزه کار مي کنم اما بيشتر تخصص و درسم در زبان فارسي است و بيشتر موفقيت‌هايي که کسب کردم در شعر فارسي است.

اما هنوز اشعار جدي عربي شما به بازار نيامده است.

به اين دليل است که اشعار فارسيم خيلي من را مشغول و سرگرم کردند و مرتب به دنبال اين هستم که مجموعه اي را بتوانم چاپ کنم که فضايي جديدي از شعرهاي من را به ديگران معرفي کند. دغدغه من بيشتر در شعر فارسي است؛ به خاطر اينکه حرکتي را شروع کردم و همگام با ديگر هم نسلان خودم يک رسالتي را بر دوش داريم و شنونده من بيشتر در ايران است. اما عربي مطئناً مخاطبش بيشتر است و اگر بخواهيم جهاني فکر کنيم مي بينيم که مخاطب شعر عرب در جهان بيشتر است به همين خاطر براي چاپ کتاب شعر عربي وسوسه و دقت من بيشتر مي شود.

 البته اين به آن معنا نيست که چون چهار کتاب در فارسي چاپ کردم نشان از وسوسه کمتر دارد. به خاطر اينکه حجم بيشتري از مطالعه و اشعار من در زبان فارسي بوده به همين جهت حجم کارهاي چاپ شده به زبان فارسي از من بيشتر است. اما در زبان عربي هنوز در فضايي قرار نگرفتم که واقعاً احساس کنم بايد يک مجموعه را چاپ کنم با اينکه تعداد اشعار عربيم مي توانند يک مجموعه را تشکيل دهند.

گفتيد که بيشتر شاعر فارسي هستيد اما بارها نزد رهبر انقلاب به عنوان شاعر عرب حضور پيدا کرده بوديد.

بله من از سال 1386 تا کنون نزديک به هفت يا هشت مرتبه توفيق پيدا کردم که در محضر رهبر باشم و دو بار توفيق شعر خواني را داشتم. بار اول در سال 86 و بار دوم در سال 90 بود اما بار دوم بيشتر رسانه‌اي شده و حتي به کشورهاي عربي همچون لبنان هم رسيده و کشورهاي عربي ديگري که علاقمند به رهبري هستند اين تصوير را ديده اند.

جديداً از من به عنوان شاعر عرب نيز استفاده و ياد مي کنند يا براي گفتن مرثيه‌هاي عربي و چه براي سرودن در محافلي مثل بيداري اسلامي که از شاعران عرب دعوت مي شود از من نيز دعوت به عمل مي آورند. من از اين قضيه خيلي خوشحالم، به هر حال فرصت پيدا مي کنم که در زبان مادري خودم ذوق خود را امتحان کنم و فرصتي است تا بتوانم فضاهاي جديدي را در شعر تجربه کنم.

از مشاعره خودتان با رهبر انقلاب بگوييد؟

اين ديدار يعني شعرخواني من و صحبت‌هاي رهبر حدود پنج دقيقه طول کشيد اما چيزي که در رسانه ديده مي شود در حد يک دقيقه است و ايشان مستقيم جواب ندادند. ايشان بعد از شنيدن شعرهاي من کمي در مورد قالب «ابوذيه» براي حضار توضيح دادند. شعر من به امام زمان (عج) تقديم شده بود و يک فضاي شعر آئيني فارسي در جلسه ايجاد شده بود.

در جلسه فضاي بسيار زيباي عرفاني حکم فرما بود و همه دوست داشتند شعر آئيني بشنوند و حتي ممکن بود يک شعر متوسط نيز جاي خودش را در بين شنونده‌ها باز کند و واقعا آن فضا ايجاد شد و من هم به واسطه اينکه دوستان اطلاع داشتند که شعر فارسي مي گويم منتظر بودند که شعر فارسي بسرايم اما قبل از جلسه مجري به من گفته بود که دوست داريم شعر عربي شما را بشنويم و من هم از اين موضوع استقبال کردم و تنها نگران اين بودم که نکنه حضار بدليل عربي بودن شعرم متوجه شعر نشوند، در نهايت به خدا توکل کردم و شعرم را خواندم اما  قبل از آن توضيح دادم که اين شعر در قالب «ابوذيه» است و مي دانستم رهبر از اين قالب اطلاع دارد.

قبل از مراسم هم با اساتيدي مثل استاد عباس حزباوي مشورت کردم و آنها گفتند که اگر «ابوذيه» بخواني بهتر است. وقتي شروع به شعر خواني کردم از همان اول حضار جلسه همراه من بودند و حس مي کردم که حضار گوش مي دهند و لذت مي بردند نه از معنا بلکه از موسيقي کلمات و با توجه به تجربه خودم در شعر ميدانستم که حضار به خاطر اينکه اهل ذوق بودند با من همراه هستند و رهبر از باقي حضار بيشتر همراهم بود چون قبلا اين قالب را شنيده بودند و حتي ابوذيه‌ها اي را حفظ بودند، بعد از اينکه شعر خوانيم تمام شد، مورد استقبال و تشويق رهبر قرار گرفتم. بعد از آن رهبر به توضيحاتي درباره اين قالب شعر پرداخت و گفتند که اين قالب در خوزستان و در آن منطقه بيشتر جريان دارد و اهالي آنجا در محافل و مجالس از اين قالب استفاده مي کنند که داراي چهار مصرع است که سه مصراع اولش از سه جناس تام تشکيل شده و هر کدام يک معناي خاص دارد و در آخر هم به يک مصرع تمام مي شود که در همه اين قالب اين قانون رعايت مي شود و سپس گفتند که من در سال 42 با تعدادي از شاعران عرب خوزستان زنداني بودم و اين ابوذيه را از شاعران عرب خوزستاني شنيدم و خيلي از آن خوشم آمد.

رهبر از اين شعر استقبال کرد به خاطر اينکه ايشان خودشان شاعر و اهل ذوق هستند و چند ابوذيه را حفظ کرده اند و در خلال صحبت هايشان اين ابوذيه عاشقانه عرفاني را مي خوانندكه باعث بهت همه جلسه شد:

»إلبدر شع ابجبینك والله لیله
إلبرد بشفاك یدعج والله لیله
مضت لیله ابوصالك والله لیله
عثربیها الدهر واحواك لیه

ماه كامل در حسن تو تابید و نمایان شد
و دانه‌های باران بر لبان تو به گوهرهای گرانبها می‌مانست
در وصل تو شبی بر من گذشت كه با همه‌ی شب‌ها تفاوت داشت
شبی كه روزگار حواسش نبود و تو را نصیب من كرد

و من واقعا شگفت زده شدم که رهبر اينقدر کامل و دقيق از قالب ابوذيه با خبر باشند و ديگر اينکه ابوذيه اي با اين عنوان و اين مذمون در جواب من بدهند و از ابوذيه لذت بردم، چون اين ابوذيه تا حدودي عاشقانه بود.

گفتيد که بيشتر اشعار شما فارسي و آئيني است. چرا برخي فکر مي کنند استقبال از اين سبک شعر پايين است؟

اگر شما در عمق ادبيات کشور و در عمق جريان سرايش شعر باشيد متوجه مي شويد که اين موضوع عکس است يعني ما فکر مي کنيم که استقبال از شعر آئيني کم است و وقتي استقبال از هيئت‌هاي مذهبي را ببينيد متوجه مي شويد که خيل عظيمي از مردم مخاطب مستقيم شعر آئيني هستند.

ما در هر شهر حداقل 100 مداح داريم و اينها همه از اشعار آئيني شاعران جوان استفاده مي کنند و اين نشان مي دهد که خيلي از شاعران جوان به اين گونه ادبيات ميل دارند و دوست دارند شعر آئيني بگويند. انگيزه‌هاي زيادي وجود دارد براي اين موضوع. البته قبول دارم در جاهايي کم استقبال مي شود. فضاي ادبي فکر مي کند که شعر آئيني کمتر استقبال مي شود ولي واقعا شعري که مردم بيشتر گوش مي دهند آئيني است.

چرا اين فضا وجود دارد؟

بايد به تاريخ برگرديم. ببينيد من با اسم شعر آئيني مشکل دارم. ما يک نوع شعر مذهبي داريم که اين شعر زير مجموعه شعر آئيني است. وقتي شما راجع به خدا شعر عاشقانه بگوييد خود به خود زير مجموعه شعر آئيني مي شود.

شعري که کمتر مورد استقبال قرار گرفته شايد شعر مذهبي باشد و شعرا فکر مي کنند که اگر به اين شعر بپردازند شعرشان ضعيف مي شود. در صورتي که اينطور نيست و ضعف و قوت شعر به خود شاعر بر مي گردد و نه به موضوع شعر.

بله همينطور است، مثلا «الجواهري» شاعر مذهبي اي نيست اما مي گويند قوي ترين شعري که سروده در وصف امام حسين (ع) است. نظر شما چيست؟

درسته. در تاريخ کسايي هستند در شعر عربي که کسي نمي تواند منکر آنها شود و شعر آئيني گفته‌اند. مثلا «دعبل خزاعي» از شعراي بزرگ عرب بود که شعر آئيني مي گفت. يا فرزدق شاعري که در جواب هشام در دفاع از امام سجاد (ع) شعر معروفش را سرود که از بزرگان شعراي عرب در جهان عرب است.

حسان بن ثابت که درباره موضوع غدير شعر مي گويد و همه در تاريخ ثبت شده اند. «الحميري» و «کميت» اينها شاعراني هستند که در جهان شناخته شده هستند که به شعر آئيني پرداختند، حتي کسي مثل «نزار قباني» که يک شاعر مسيحي - سوري است و اصلا از دور به اسلام مي نگرد باز هم شعرهايي در وصف امام حسين  (ع) و امام علي ( ع) سروده است که از بهترين قصايد ايشان هستند. بنا بر اين شعر هيچ مرزي و حصاري ندارد و هر آدمي با هر فکر مي تواند شعر آئيني بگويد. و اگر استقبال کم شده اين پنداره در فضاي شعر وجود دارد و در واقع اينچنين نيست.

وضعيت شعر آئيني را در خوزستان چگونه مي بينيد؟

بعد از انقلاب اسلامي يک عده از شاعران رويه شعر سبک نيمايي را ادامه دادند، البته شاعران بزرگي بودند که از فضاي شعر آئيني محروم بودند مثل اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، نيما يوشيج و سهراب سپهري اينها به لحاظ سبک هنري واقعا بالا هستند. اما کمتر به شعر آئيني پرداختند و کساني که ادامه دهنده آنها بودند خواسته يا ناخواسته تحت شعاع اين جريان قرار گرفتند و کمتر به اين نوع شعر پرداختند.

اما بعد ازانقلاب شاعراني همچون موسوي گرمارودي، طاهره صفارزاده، عليرضا قزوه، علي ميرشکاک و بسياري از شعراي ديگر در قالب شعر نو ادبيات آئيني را بيدار و برجسته کردند. گرمارودي در وصف امام علي(ع) آثار فاخر زيادي دارد يا سيد حسن حسيني يک شعر بسيار زيبا در وصف امام حسين (ع) سروده است.

اما شعر خوزستان چند جريان و طيف دارد و طيفي که کمتر به شعر آئيني مي پردازد از نظر کمي بيشتر از طيف مقابل هستند. شاعراني مثل حبيب الله معلمي را داشتيم که آئيني مي سرودند و اشعارش ماندگار است. اما حالا اين وضعيت تعديل شده و غالب جوانان شعر آئيني مي سرايند.

اما در شعر عربي خوزستان هيچ شک و شبيه وجود ندارد و من به جرات مي گويم که صد در صد شاعران عرب خوزستان ذاتاً شاعر آئيني - مذهبي هستند و افتخارشان به اين است که يک قصيده براي حضرت ابوالفظل (ع) بسرايند.

اين موضوع نيز دليل دارد. شاعر منتقل کننده احساسات مردم است و وقتي وارد زندگي مردم عرب خوزستان بشويد، متوجه عشق وافر آنها به اهل بيت مي شويد و اين مردم نمي توانند اين علاقه را پنهان کنند و هميشه آن را ابراز کرده اند و آن را يکي از افتخارات خود مي دانند. پس کسي که از بين اين مردم شعر بگويد از همين مردم است و احساسات همان مردم را بر زبان مي آورد.

اما شاعران فارسي چون بيشتر به ادبيات غرب نگريستند کمتر به شعر آئيني مي پردازند اما باز هم مي گويم که بعد از انقلاب اين موضوع تعديل شد و بواسطه جنبش شعر هيئتي و آئيني جوانان بيشتر به شعر آئيني مي پردازند.  در نهايت اميدوارم گفتگوهاي اين چنيني باعث آسيب شناسي شود و شعر آئيني شعري پيشرو قرار گيرد که شاعران زيادي را تحت لواي خودش قرار دهد.

برچسب‌ها: آقا, مشاعره, زبان عربی, قاسم منصور آل کثیر

ارسال توسط مهدي يار2

بولتن نیوز: ش.ن خواننده هتاک جنبش سبز که چندی است به آرزوی خود رسیده است و تیتر یک رسانه ها شده است، در مصاحبه های گوناگون با رسانه های آلمانی زبان به تشریح شرایط پیش آمده می پردازد.

شاهین نجفی که به نظر می رسد پس از آنکه حکم ارتدادش از سوی مراجع تقلید شیعیان صادر شد، به سختی وحشت کرده است در مصاحبه با روزنامه «بیلد» آلمان می گوید: « هر ثانیه منتظرم که مرگم فرابرسد. من دیگر نمی‌توانم زندگی روزانه‌ام را بکنم.» روزنامه "بیلد" که از پرمخاطب‌ترین و قدرتمندترین روزنامه های آلمان است، در گزارش بسیار کوتاهی که به شاهین نجفی اختصاص داده، می‌نویسد: "شاهین نجفی از آپارتمانش فرار کرده. او چهار روز است که در یک محل مخفی به‌سر می‌برد. همسرش را پیش خانواده‌اش فرستاده، کنسرت‌های اروپایش را لغو کرده". بیلد گزارش م یدهد:"هرچند پلیس از شاهین نجفی محافظت می‌کند، اما او احساس امنیت نمی‌کند."

"اشترن" هم که از نشریات مهم و پرمخاطب در کشورهای آلمانی‌زبان است، گزارش کوتاهی اما مغرضانه از حکم ارتداد شاهین نجفی منتشر کرد. گزارش اشترن با توصیف طرح ترانه "نقی" آغاز می‌شود و ترانه "نقی" را بسیار طنزآمیز! می‌خواند و می‌نویسد شاهین نجفی در این ترانه با «سرکوب سیاسی، جنون سکس و زیبایی" مخالفت می‌کند. سپس به حکم ارتداد و اهمیت آن در جهان اسلام می‌پردازد.

روزنامه "تاتس"، چاپ برلین در گفتگویی با شاهین نجفی به جنجال به پاخواسته شده می پردازد. شاهین نجفی در پاسخ به این پرسش که تا چه حد فکر می‌کند جانش در خطر است می‌گوید: "من دیگر نمی‌توانم یک زندگی متعارف داشته باشم و آزادانه به هر جا که دلم می‌خواهد بروم. به من پیشنهاد داده‌اند که شهر را ترک کنم. اما کجا را دارم که بروم و چطور این‌کار را انجام بدهم؟" "تاتس" از نجفی می‌پرسد که آیا شاهین نجفی از قصد و آگاهانه و با علم بر اینکه ترانه «نقی» کنش‌هایی اعتراض‌آمیز را برمی‌انگیزد، این ترانه را خوانده است؟

نجفی پاسخ می‌دهد: "راستش را بخواهید ما اصلاً فکرش را نمی‌کردیم که چنین واکنش‌هایی پیش بیاید. قصد نداشتیم به کسی توهین کنیم." او در ادامه به تأکید می‌افزاید: "من مخالفتی با اسلام ندارم."

روزنامه "ولت" ، "فرانکفورتر روندشاو" و همچنین نشریه "فوکوس" حکم ارتداد آیت‌الله مکارم شیرازی را به نقل از خبرگزاری فارس و تابناک بازتاب داده‌اند و جایگاه مذهبی این دو روحانی شیعه و اهمیت آنان در ایران را توضیح داده‌اند. شبکه تلویزیونی "ARD" و نیز " 3SAT" که هر دو از مهم‌ترین و پربیینده‌ترین شبکه‌های تلویزونی در آلمان و اطریش به‌شمار می‌آیند، با شاهین نجفی مصاحبه تلویزیونی انجام داده‌اند.

موضع گیری های شاهین نجفی در رسانه های آلمانی می تواند نمادی از رعب و وحشت از درون خواننده هتاکی باشد که ظالمانه اهانت کرده است به مقدسات شیعیان جهان. واین عدم آسایش و آرامش سرگذشت کسانی است که دین خدا را ملعبه دستان کثیف خود می کنند. به راستی که وعده خداوند حق است



ارسال توسط حاجی
در گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت؛

بررسی سیره جوانی عارف وارسته آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله علیه)



کار‎‎هایی مانند طی الارض و امثالهم برای عارف چیزي عادی است. مهم‎تر از همه اين است كه بصیرت داشته باشیم و به آن‎ها محل نگذاریم. اگر به ما یک فندک بدهند، به این و آن نشان می‎دهیم؛ چه برسد به این‎که چشم بصیرت یا طی الارض داشته باشیم. ایشان هیچ چيزي را اظهار نکرد، الا این‎که آقا وقتی وارد نجف می‎شوند 18 ساله بوده است. در مدرسه سید محمد هاشم یزدی که مدرسه تمیزی بود، حجره می‎گیرد. اندازه حجره‎ها به قدری کوچک بوده که خود آقا مي‎گفت مریض شدم و آقای خویی و دیگران می‎آمدند جاي نشستن پیدا نمی‎کردند.
پایگاه 598- متن زیر حاصل گفت و گوی حسن صدرایی عارف با حجت‌ الاسلام والمسلمین شیخ علی بهجت درباره سیره پدرشان آیت الله العظمی بهجت(ره) و حالات معنوی و سلوک فردیشان در دوران کودکی تا جوانی می باشد که به مناسبت سومین سالگرد ارتحال آن عارف وارسته و عالم مجاهد منتشر می گردد.

می‎خواهیم به‎طور خاص به دوران جوانی مرحوم آیت‎الله بهجت بپردازیم.

دوران کودکی ایشان را نمی‎شود از دوران جوانی‎شان جدا کرد؛ البته خصیصه ایشان این بود که هرگز از خودشان نمي‎گفتند؛ و این را که در دوران کودکی چه کردم و چه شده بود بیان نمی‎کردند؛ به ندرت پیش می‎آمد که چیزی را با ما، در میان بگذارد؛ لذا مجبور بودیم با برنامه خاصی یا نقشه کشیدن از ایشان حرف بكشيم.

از تولد ایشان شروع کنیم. برخی نقل‎ها راجع به نام‎گذاری ایشان مطرح كرده‎اند. تا چه اندازه درست است؟

پدر ایشان، در کودکی، بر اثر بیماری وبا یا طاعون در حال فوت بودند و همه از او سلب امید می‎کنند، که ناگاه ندایی می‎شنود که رهایش کنید، او پدر محمدتقی است. همین باعث به هوش آمدنش می‎شود و بهبودی کامل پیدا می‎کند، بزرگ می‎شود و ازدواج می‎کند. تمام این قضایا از ذهنش می‎رود؛ تا این‎که دو پسر به نام‎‎های «محمد مهدی» و«محمد حسین» و یک دختر به دنیا می‎آیند، هنگامی که پسر سومش می‎خواسته به دنیا بیاید، به یاد آن ماجرا می‎افتد؛ لذا اسم پسر سومش را محمد‎تقی می‎گذارد، اما این پسر در هفت سالگی در حوض خانه غرق می‎شود و از دنیا می‎رود. این مصیبت خیلی برای خانواده گران تمام می‎شود، نذر و نیاز‎‎های فراوانی می‎کنند تا خدا فرزندی عنایت کند که بماند. ناگفته نماند که مادر حاج آقا، خانمي صالح بوده است؛ طوری که از منزل تا مسجد سوره یاسین را از حفظ می‎خوانده است. حاج آقا بعد از حدود یک سال یا بیشتر که الان یادم نیست، بعد از محمدتقی به دنیا می‎آید؛ به‎خاطر همین اسمش را محمد تقی ثانی می‎گذارند. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی، طعم تلخ یتیمی را چشید و خواهرش او را بزرگ كرد.

جریان «محمدتقی» و نام‎گذاری را خود ایشان قبول داشتند؟

یکی از آقایان از ایشان پرسید که آیا درست است در آن عوالم به پدر شما گفتند که ایشان را ر‎ها کنید، پدر محمد تقی است؟ گفت: «بله، یک محمد تقی بود که در هفت سالگی غرق شده است.» با این تعبیر می‎خواستند...

به تعبیر ما بپیچانند.

البته برای ما مسلم شد که ایشان خودشان می‎دانند. درباره بعضي موضوعات هنگامی که اصرار می‎کردیم، می‎گفت قرار نیست که انسان هرچه را می‎داند، بگوید!

به مادر صالح ایشان اشاره کردید. از کربلایی محمود، پدر آیت‎الله بهجت بگویید.

پدر ایشان از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق كارهاي مردم می‎پرداخت و اسناد مهم و قباله‎ها به امضاي ایشان می‎رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بود و مشتاقانه در مراثی اهل بیت (علیهم السلام)، به‎ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) شعر می‎سرود؛ مرثیه‎‎های جان‎گدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد است. از جمله این شعر: امشبی را شه دین در حرمش مهمان است، مکن ای صبح طلوع/// صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است، مکن ای صبح طلوع.

با توجه به این‎که ایشان از کودکی قرآن و ادبیات فارسی و علوم دینی را فراگرفته‎اند، آیا گزارش‎‎هایی از حالات دینی و معنوی ایشان در آن دوران دارید؟
ایشان ویژگی‎‎های خاصی را در دوران طفولیت داشتند؛ یکی از علاقه مندان آقا از مادرشان نقل می‎کردند که وقتی 10 ساله بودند، مسائل شرعی بانوان را با جدیت خاصی بیان می‎کردند. افرادی که در آن دوران با ایشان هم مکتبی بودند، می‎گفتند ایشان در مدرسه بسیار جدی بود و تمام بچه‎‎های هم مکتبی را منظم می‎کرد. در درس خواندن هم بسیار جدی وارد می‎شده است.وقتي بر فراز مسجد فومن اذان مي‎گفته است صدای اذانش را همگان می‎شنیدند، علاقه شدیدی به اذان گفتن داشت؛ هنگام شهادت حضرت علی (علیه‎السلام) با سوز و گداز خاصی اذان می‎گفت.

جرقه‎‎های اولیه نور و معنویت، چگونه یا به دست چه‎کسی درون ایشان زده شد؟

ایشان در همان زمان 10 سالگی‎شان، نیم ساعت قبل از نماز، پشت در خانه امام جماعت که سید بزرگواری بودند، حاضر می‎شدند و با هم به مسجد مي‎رفتند. به احتمال قوی، از همین نماز‎ها و تقيد خاص به نماز و عبادت است که جرقه‎‎های روشنایی انوار الهی در وجودش پیدا می‎شود و سلوک ایشان، به دست آن امام جماعت رقم می‎خورد. آقا نقل می‎کردند « من وقتی پدرم می‎رفت به دیدار امام جماعت، من هم با پدرم می‎رفتم»، پدرآقا طبع شعر عجیبی داشته و خود آقا هم قصیده‎ای داشته است آن را برای امام جماعت می‎خواند و مورد تشویق امام جماعت واقع می‎شود. ايشان مشوقش برای تحصیل و سیر عبودیتش را ادای یک نماز صحیح در کودکی و ذهن خالی شده از یاد غیر خدا می‎دانست که او را به‎سوی اهل بیت و خدایی شدن کشاند.

یعنی از همان دوران کودکی، حالات معنوی را به‎همراه داشتند؟

وقتی رحلت کردند، در همان هفته اول یکی از آقازاده‎‎های علمای نجف آمد برای عرض تسلیت. مرا صدا کرد و گفت 50 سال پیش مطلبی شنیدم می‎ترسم با خودم دفن شود و کسی اطلاع نداشته باشد؛ بعد ادامه داد: آقای قوچانی به من گفت: «سر این‎که آقای بهجت از دیگران متمایز بود، یک کلمه بود؛ آن هم این‎که آقای بهجت سال‎ها قبل از بلوغش، چشمانش در اثر عبادت باز شده است.» دیگران در مراتب سیر معنوی باید پله پله بالا بروند اما ایشان چون سبک بود، پرواز می‎کرد. ایشان براثر عبادت، سالک مجذوب شده بود. این حرف را خیلی از ایشان می‎شنیدیم؛ ولی از آنجایی که «من» نداشت، باور نمی‎کردم. در صورتی که همه می‎گفتند آقا خودش را می‎گوید، می‎گفت: «کسی را می‎شناسم که از دوران کودکی، خدا توفیق معصیت به او نداد.»

ماجرای عزیمت ایشان به کربلا چگونه بوده است؟

قریب یک سال قبل از رفتن به کربلا، یکی از اعیان فومن اصرار می‎کند تا آقا را با هزینه خودش به کربلا ببرد و اجازه سفر آقا را از پدرشان می‎گیرند و حرکت می‎کنند، وقتی که به شهر همدان می‎رسند، یکی از اقوام آنان را مطلع مي‎كند که مرز عراق و ایران را بسته‎اند و کسانی که می‎خواهند عبور کنند، حتما باید گذرنامه داشته باشند؛ لذا بر می‎گردند. هنگام برگشتن به قم می‎رسند، آقا نقل می‎کردند «بعد از زیارت به مدرسه فیضیه رفتم، در آن‎جا آشیخ محمد جعفر اراکی را دیدم که تفسیر جامعی از حوزه‎‎های قم و نجف را به من گفت و گفت که اگر می‎خواهی به‎جایی برسی، باید بروی نجف؛ چون حوزه علمیه قم تازه تأسیس شده و معلوم نیست که رضا‎خان اجازه درس خواندن را در ایران به شما بدهد یا ندهد.» بالاخره بعد از سفر ناموفق به فومن می‎رسند؛ با رايزني یکی از اهالی فومن گذرنامه آقا را درست می‎کنند و مشکل عزیمت به کربلا مرتفع می‎شود. بعد از این است که با اطمینان قلبی بیشتر، تقریبا در 14 سالگي برای تکمیل دروس حوزوی عازم عراق می‎شود.

گويا که در کربلا دروس را با اهتمام و جدیت ویژه‎ای دنبال مي‎كرده‎اند.

 ایشان از همان دوران کودکی و نوجوانی به درس خواندن علاقه‎مند بود و معتقد بود که طلبه باید چنان درس بخواند که بتواند در آخر سال استاد همان درس شود و همان کتاب را تدریس کند. اگر نتوانست دوباره باید برگردد بخواند و چون در کربلا از وجود اساتید برجسته‎ای بهره‎مند بود، با سرعت فوق العاده‎ای مشکلات درسی را برطرف کرد.

آشیخ علی گلپایگانی از شاگران آخوند خراسانی، یک روز برای وضو گرفتن به در حجره آقا مي‎آيد و به ایشان می‎گوید کتابِ «الکتاب» سیبویه را دارید؟ ایشان می‎آورد و همان جا بحث علمی آشیخ علی گلپایگانی با آقا بالا می‎گیرد. طلاب مدرسه بادکوبه‎ای کربلا به دور این‎ها حلقه می‎زنند و آشیخ علی سؤالی را که مدنظر داشتند از آقا می‎پرسند. وقتی که آقا جواب را می‎گوید، آشیخ علی گلپایگانی متوجه می‎شود که ایشان از چه علمیتی برخوردار هستند.

همان موقع عموی ایشان ساکن کربلا بودند، برخی از روی حسادتی که درباره آقا داشتند، جریان آشیخ علی گلپایگانی و آقا را خدمت عموی ایشان گزارش می‎کنند. این را از خود آقا شنیدم که می‎گفت: «خدا بیامرز عمو، دستش را زد روی دوشم و با تأسف گفت: چه آبرویي از ما برده‎ای.» و عبای خودش را به دوش می‎اندازد و می‎رود پیش آشیخ علی گلپایگانی برای عذر خواهی؛ اما آشیخ علی نه تنها احساس ناراحتی نکرده بود، بلکه می‎گوید بچه‎‎های خودم را سفارش کردم تا مانند او درس بخوانند و با او دوست بشوند.

غرض این‎که نظر ایشان این بود که طلبه بايد درس با دقت تمام بخواند شود که از طرفی عمر گذشته‎اش را ضایع نکند و از طرفي ديگر پایه‎‎های علوم آینده‎اش را قوی سازد.

در کربلا بیشتر از چه‎کسی تأثیر می‎پذیرفت؟

فرد خاصی مدنظر نیست. کربلا برای ایشان بهترین فتوحات را داشته است. درک بسیاری از مقامات عالیه از این ملجاء والا بوده است. همیشه مي‎گفت وقتی که از نجف به کربلا می‎آمدم، احساس می‎کردم به وطنم بازگشتم.

جد و جهد علمی را که به آن اشاره کردید، در نجف هم دنبال مي‎كردند؟

ایشان در نجف نیز توجه جدی به درس خواندن داشت. ايشان مي‎گفت درس آقا ضیاء عراقی را مدتی شرکت كرده است ولی چون خیلی آرام پیش می‎رود، استاد را عوض می‎کند و بعد هم خود آقای قاضی برای درس فقه از ایشان دعوت می‎کند. ولی خودشان در این زمینه فرمودند: «وقتی که دو جلسه در درس‎شان شرکت کردم، دیدم آیات باب الصلوه را می‎خواند و زار زار گریه می‎کند؛ لذا درس را ترک کردم» به تعبیر ما پیش خودش گفته است که این، فقه نمی‎شود. البته خودايشان مي‎گفت: «بعد از این‎که کلاس درس استاد را ترک کردم، ناراحت شدم.» ایشان در نجف خیلی محبوب و محترم بوده است، آقای شیخ محمد غروی نقل می‎کند که روزی ما از نجف به اتفاق برخی بزرگان با پای پیاده به طرف کربلا راه افتادیم. آنان در مسیر، گعده و مشاعره می‎کردند؛ ولی آقای بهجت به حال خودشان بودند.هنگام نماز صبح، همه با این‎که از نظر سنی از آقای بهجت بزرگ‎تر بودند، به ایشان اقتدا کردند.

مراودات ایشان با مرحوم آقای قاضی همواره مورد توجه است. ایشان چگونه با مرحوم آیت‎الله قاضی آشنا شدند؟

آقا در این زمینه مي‎گفت: «زمانی که در کربلا بودم برادر آقای طباطبایی وقتی برای زیارت به کربلا می‎آمد، مهمان من می‎شد و او بود که اسم مرحوم قاضی را به من گفت.»

مرحوم آقای قاضی چله‎‎های سنگینی برای شاگردانش تجويز مي‎كردند. به ایشان گفتم: آقا! به شما هم دستور و ذکر خاصی می‎گفتند که انجام دهید؟ ایشان گفت: «بله، شاید باشد.»؛ ایشان می‎گفت: آقای قاضی اواخر این را چند بار تکرار می‎کردند: اگر کسی ترک معصیت کند، دقت کند که انجام ندهد، اگر به مقامات اعلی عالیه‎ای که برایش مقدر است نرسد، مرا نفرین کند. آقا می‎گفت: «وقتی رفتم پیش آقای قاضی، به من گفت که به چه کتابی مشغول هستید؟ گفتم پیش آقای شاهرودی سطح مشغول هستم.»

شنیده بودم که مرحوم قاضی، برای کلاس‎‎های خصوصی‎شان خیلی سخت می‎گرفتند؛ به‎طوری که می‎بایست شرکت‎کنندگان در درس خارج مشغول بوده باشند، اما ایشان را به راحتی می‎پذیرند، در صورتی که هنوز در دوره سطح مشغول تحصیل بودند. معلوم می‎شود که از نظر علمی درخشیده بوده و او را فاضل گیلانی صدا میزده است.

علت این نام‎گذاری چه بوده است؟

 علت نام‎گذاری را از ایشان پرسیدم، گفت: یک دفعه در جلسه درس آقای قاضی که خودشان مسلط به ادبیات عرب بودند و دیوان شعر عربی هم دارند، حدیثی را می‎خواستند بررسی کنند که گیر کردند. من گرفتم و خواندم، بلافاصله مرحوم قاضی گفتند: «أشهد أنک فاضل.» از آن به بعد، او را فاضل گیلانی میگفت. ایشان می‎گفتند که در کربلا هم‎مباحثه‎ای داشتم که به علوم غریبه آگاهی کامل داشت. یک‎بار سؤالی در رابطه با خودم کردم که آیا مجتهد می‎شوم یا نه؟ رفیقم گفت: بله مجتهد می‎شوی، به شرطی که به نجف بروی.

نقل قول‎‎های مختلفی درباره نامه پدر آقای بهجت به ایشان و منع کردن‎شان از حضور در كلاس درس آقای قاضی می‎شود. می‎خواهیم اصل مطلب را از شما  بشنویم.

اصلا پدر آقای بهجت، آقای قاضی را نمی‎شناخت. مبنا باید مستند باشد. کسانی که استناد می‎دهند باید دقت داشته باشند، یکی از آقایانی که در درس آقای قاضی حاضر بوده است، در سفری که به مشهد مقدس می‎آید، تصادفا عموی مرا می‎بیند. بعد از آشنایی، به عمویم می‎گوید به پدرتان پیغام بدهید که مراقب آقای بهجت باشد. اگر مراقب نباشید احتمال دارد درویش شود. پدرش نامه‎ای برای آقا می‎نویسد؛ برداشت آقا از نامه این بوده که مستحبات را نباید انجام دهد. بعد هم پیش آقای قاضی می‎رود. آقای قاضی می‎گوید مشکلی نیست، شما فقط سکوت را انجام بده. نامه‎‎های بعدی این‎طور بوده که نماز شب را هم نخوان.خود ايشان مي‎گفت: بعد آقای شیخ محمد حسین غروی(کمپانی) آمد و گفت هنگامی که می‎خواهی نامه بنویسی، نامه‎ات را بده در حاشیه‎اش چیزی بنویسم، ببینم پدرت چه مشکلی با نماز شب دارد. وقتی که من نامه را نوشتم، مرحوم کمپانی هم حاشیه‎ای نوشتند؛ ولی ظاهرا نپذیرفته بودند. بعد از این نامه مرحوم کمپانی می‎گوید می‎خواستم تند بروم دیدم که این، پسر من است، او هم پدر این است، چیزی نگفتم. بالاخره ایشان درس مرحوم قاضی را نمی‎رفتند و همچنان به روزه سکوت خود ادامه می‎دهند تا زمانی که پدرشان از دار دنیا می‎روند.

با وجود اين، طبق گزارش بزرگانی مانند مرحوم قوچانی و علامه طهرانی و دیگران، حالات معنوی خاصي در همان دوران داشته‎اند.

کار‎‎هایی مانند طی الارض و امثالهم برای عارف چیزي عادی است. مهم‎تر از همه اين است كه بصیرت داشته باشیم و به آن‎ها محل نگذاریم. اگر به ما یک فندک بدهند، به این و آن نشان می‎دهیم؛ چه برسد به این‎که چشم بصیرت یا طی الارض داشته باشیم. ایشان هیچ چيزي را اظهار نکرد، الا این‎که آقا وقتی وارد نجف می‎شوند 18 ساله بوده است. در مدرسه سید محمد هاشم یزدی که مدرسه تمیزی بود، حجره می‎گیرد. اندازه حجره‎ها به قدری کوچک بوده که خود آقا مي‎گفت مریض شدم و آقای خویی و دیگران می‎آمدند جاي نشستن پیدا نمی‎کردند. با این حال، هرگز نمی‎بینیم که آقا از وضعیت مدرسه گلایه داشته باشد. وقتی خود من رفتم مدرسه و حجره‎ها را دیدم، خیلی تعجب کردم. بهتر بگویم، احساس کردم که زنگي در نجف بین قبر و دنیا است نه این‎که بین دنیا و آخرت باشد. تقریبا به اندازه دو قبر بوده است  



ارسال توسط حاجی
منظور از اين بيلبوردها تاكيد بر مخالفت مشترک اوباما و " احمدی نژاد" با استقلال آمريكا در زمينه انرژي است.

مشرق- گروه"كامپس كلورادو" از راه اندازی یک كمپين جديد از طريق بيلبورد خبر داد و اعلام كرد كه اين گروه طي آن ، اوباما را با محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران پيوند مي دهد.

اين گروه محافظه كار مي گويد كه منظور از اين بيلبوردها تاكيد بر مخالفت مشترک اوباما و " احمدی نژاد" با استقلال آمريكا در زمينه انرژي است.

بنا به گزارش وب سايت گروه "كامپس كلورادو"، اين 28 بيلبورد كه در سرتاسر ايالت كلرادو نصب خواهند شد، اوباما، احمدي نژاد و يكي از سه نماينده دموكرات اين ايالت در مجلس نمايندگان – "اد پرلماتر"، "سال پيس" و "جو ميكلوسي" – را با اين شعار به نمايش مي گذارند كه "بهاي بالاتر بنزين، آري!؛ استقلال انرژي آمريكا، نه!".


"تيلر كيو.هولتن" رئيس كامپس كلرادو درباره قصد راه اندازي اين بليبوردها در يك بيانيه مطبوعاتي گفت: " رئيس جمهور اوباما و اد پرلماتر، در دوران كار سياسي خود با انرژي توليدي آمريكا مخالفت كرده اند."

وي افزود : اوباما و پرلماتر از طريق مخالفت با خط لوله "كي استون" و حفاري هاي اكتشافي داخلي، به طور مستقيم به افزايش بهاي بنزين در سرتاسر كشور كمك كرده اند.



ارسال توسط حاجی
بدون شک در آرشیو ملی آمریکا این روزها می‌توان اسناد فراوانی را یافت که در آنها نام خلیج فارس به طور شفاف قید شده است. سنگ قبر سربازان کشته شده آمریکایی در منطقه خلیج فارس یا سربازانی که در این منطقه خدمت کرده‌اند نشان می‌دهد که این منطقه در اسناد ملی...


ارسال توسط حاجی
وبلاگ حدیث نفس:  یک روز بعد از اعلام نتایج دور دوم انتخابات مجلس نهم، در جواب طرح بحث ایمیلی یکی از برادران برای تحلیل نتایج انتخابات، مطلب زیر را نوشته بودم:

چند نکته که به نظر بنده می رسد:

  1. همان طور که سایت الف هم روز قبل از انتخابات در مطلبی ذکر کرده بود، انتخابات تهران است که سیاسی است و تعیین کننده

  2. در انتخابات تهران ترکیب رأی این طور بود:
    1. در دور اول، 3 نفر مشترک، 1 نفر پایداری و 1 نفر متحد رأی آوردند.
    2. در دور دوم، 2 نفر مشترک، 10 نفر پایداری، 11 نفر متحد رأی آوردند.
      1. نکته: این حرف که سایت های متحد می زنند که 8نفر پایداری رأی آوردند، و آقایان نوباوه و نبویان را جزء پایداری حساب نمی کنند، درست نیست. چون اینها نامزدهای پایداری بودند و در مجلس هم رأی شان برای پایداری است؛ متحدها چون دو نفرشان نیامده بود دور دوم، از سر اجبار این دو نفر را در لیست شان گذاشتند. ضمن اینکه آ.نوباوه که این دور، نفر اول شد، دور پیش هم که فقط در لیست پایداری بود، نفر 6م شده بود (یعنی نفر اول کسانی که به دور دوم راه یافتند) و این تحلیل که ایشان به خاطر بودن در دو لیست اول شد، صحیح نیست، گرچه قاعدتاً رأی شان به این دلیل مقداری بیشتر شده لابد.
    3. نتیجه اینکه در تهران رقابت سنگینی بود که هر یک از دو طرف، تقریباً آرای برابری آوردند (نفر 26م هم که از پایداری بود، فقط 1000 رأی کمتر از نفر 25م داشت).
  3. تحلیل سیاسی داخلی آرای دور دوم هم نکات جالبی دارد. مثلاً اینکه این طیف ها در انتخابات رأی نیاوردند:
    1. طیف رهپویان جبهه متحد؛ رأی نیاوردن چهره ی شاخصی مثل حسین فدایی، و در کنار ایشان آ.سروری و خ.الهیان (فقط آ.زاکانی از این طیف رأی آورد).
    2. طیف مستقیماً منتسب به آ.قالیباف جبهه متحد؛ آ.خانی (که حجم تبلیغاتش مشمئزکننده بود -و اگر رأی می آورد ثابت می شد که هنوز فرهنگ سیاسی مردم تهران آن قدر بالا نرفته که صرفاً با پول داشتن نشود رأی آورد-)  و آ.رودکی؛ (در اصفهان هم آ.مرتضی طلایی علیرغم معروف بودن و تبلیغات زیادش رأی نیاورد).
    3. طیف موتلفه ی جبهه متحد؛ رأی نیاوردن چهره های شاخصی مثل آ.بادامچیان و آ.حبیبی (و البته آ.فرشیدی که به دور دوم هم نتوانسته بود بیاید، و آ.غفوری فرد که در لیست نبود). کلاً از آن چیزی که به عنوان جریان راست و جامعه روحانیت و پیروان امام و رهبری و... مطرح بود، فکر کنم به جز خانم ها فقط آقایان باهنر و مصباحی مقدم رأی آوردند.
    4. طیف موسسه امام خمینی جبهه پایداری؛ آقایان روانبخش، سقای بی ریا، خلیلیان، دهقانی (فقط آ.نبویان از این طیف رأی آورد).
  4. نتیجه ی برابر در انتخابات را با در نظر گرفتن عوامل مختلف باید برد بزرگی برای پایداری دانست:
    1. این نتیجه در شرایطی به دست آمده که متحد حجم سنگینی تبلیغات کرده بود و لیستش دست همه ی مردم بود، اما پایداری تقریباً تبلیغ نکرده بود. اینها ظاهراً سیاست شان این بوده که کم تبلیغ کنند و در مساجد تبلیغ کنند که همین کار را هم درست نکرده بودند!
      1. من در حوزه ای که رأی دادم، فراوان دیدم که بخشی از مردم می خواستند همان طوری که در 22بهمن به نظام ابراز وفاداری می کنند، در انتخابات هم به همین نیت شرکت کنند؛ و خیلی برایشان اختلاف سیاسی دو گروه مطرح نبود. می خواستند به لیستی که اصولگرا و طرفدار نظام باشد، رأی دهند. اگر لیست متحد دست شان بود، از روی آن انتخاب می کردند، و اگر لیست پایداری دست شان بود (که خیلی کمتر بود!) از روی آن انتخاب می کردند.
    2. افراد لیست پایداری معروف نبودند، و خیلی از مردم فقط به افرادی که می شناسندشان رأی می دهند. پایداری ها تقریباً یک لیست نصفه داشتند (بقیه شان افراد ناشناخته برای مردم بودند)، که تقریباً همین نصفه ی معروف شان هم رأی آوردند!
    3. متحدها -مثلاً- لیست اصلی و مجمع همه ی نیروهای اصولگرا بودند، و اعتبار اصولگرایی و روحانیت را پشت سر خودشان داشتند. پایداری ها هم مثلاً گروه تندرو و بداخلاق و مخالف وحدت بودند. قوت رسانه ای این دو هم که قابل مقایسه نبود؛ چه در رسانه های مکتوب و چه در رسانه های مجازی.
  5. در اختلافاتی که بین متحدها و پایداری ها قبل از انتخابات بود و آن موقع معلوم نبود که حق با کیست، ثابت شد که حرف های پایداری ها درست بوده. مثلاً:
    1. متحدها می گفتند که اصلاح طلب ها و انحرافی ها با قدرت تمام و خرج های میلیاردی و... وارد انتخابات خواهند شد و اگر اصولگراها متحد نباشند، رأی ها شکسته می شود و مجلس دست آنها می افتد؛ معلوم شد که این تحلیل خیلی از واقعیت دور بود. دوم خردادی ها بی رمق بودند، و چیزی به نام جریان انحرافی در انتخابات وجود نداشت.
    2. یک اختلاف این بود که ظرفیت جامعه به حدی رسیده که از یک سری افراد اصولگرا ولی مردود و کم صلاحیت عبور کنیم یا نه (به عنوان مرکزیت دایره ی انقلاب، نه این که کلاً از دایره ی انقلاب بیندازیم شان بیرون!). متحدها اعتقاد داشتند که نظر جامعه چنین نیست و پایداری ها را افراد تندی می دانستند که مردم این تندی شان را پس می زنند. برای یادآوری آن فضا، مثلاً بیانیه ی قرارگاه عمار را ببینید: «گروهی از اصول‌گرایان معتقدند که باید با سعه صدر و سماحت بیشتری به آرایش نیروها برای ورود به مجلس اقدام نمایند، و گروه دیگر زمانه را نیازمند چنین بردباری و سماحتی نمی‌بینند و تحمل نیروهایی که از قوت چندانی برخوردار نیستند را به صلاح نمی‌دانند. هر دو نیز بر اساس درکی که از اصول و اصول‌گرایی دارند مشی خود را دقیق‌تر و مناسب‌تر با این مقطع از تاریخ انقلاب اسلامی می‌دانند. چاره کار نه در تخریب و متهم کردن هم‌دیگر به خروج از اصول‌گرایی و نه در تنازل از تشخیص و اجتهاد خود نسبت به شرایط سیاسی و اجتماعی است. مزیت مردم‌سالاری دینی در همین است که اطراف گوناگون و گروه‌های مختلف، پیشنهادهاي خود را به مردم عرضه و از مبانی و مستندات و استدلال‌های خود به شکلی منطقی و اخلاقی دفاع کنند و در نهایت به رأِي و انتخاب اکثریت مردم گردن بگذارند». ح.پناهیان هم آن موقع مشابه چنین موضعی گرفت. تصور متحدها این بود که مردم "اعتدال" و میانه روی شان را می پسندند و مخالفت قاطعی با "تندروی" می کنند، اما چنین نشد.
    3. متحدها 2 نفر از 15 نفر را به عنوان سهم پایداری ها در نظر گرفته بودند و اعتقاد داشتند که وزن پایداری در جریان اصولگرا همین قدر است، و پایداری ها اعتقاد داشتند که -به عنوان نماینده ی جریان سوم تیر- نیمی از بدنه ی اجتماعی را دارند. ثابت شد که حق با پایداری ها بود.
    4. عدم اقبال مردم به راست ها و سنتی های جریان اصولگرا، و اینکه این ها نباید در مرکزیت جریان اصولگرا وزن خاصی داشته باشند و برای امت حزب الله تعیین تکلیف کنند، (همچنین در درجه ی دوم: مشخص شدن بدنه‌ی گسترده‌ی اجتماعی نداشتن طیف آ.قالیباف -که به عنوان استدلال نماینده داشتن ایشان در 7+8 مطرح می‌شد-) از دیگر مواردی بود که نتایج این انتخابات به آن تأکید کرد. البته اگر آ.باهنر (به عنوان شخص معروف و شاخص مجلس در همه ی دوره ها!) این دور هم مثل دور اول رتبه‌ی پایین معنادار (25م) می‌آورد، این قضیه خیلی بهتر تثبیت می‌شد -که متأسفانه نشد-.*
  6. پیام مهمی که این انتخابات برای انتخابات ریاست جمهوری داشت، به نظرم همین بود که مردم رشدکرده اند و همین طوری هم دارند به روند رشدشان ادامه می دهند؛ و باید دنبال شناخت و معرفی نامزد اصلح و تبلیغ برای او بود، و نباید به این بهانه که مردم مخالف تندروی اند و میانه روی را دوست دارند، بی دلیل از نگاه آرمانی کوتاه آمد. امیدوارم این پیام مردم خوب شنیده شود، و برای آقایان مومن و "اصول"گرای جبهه متحد دیگر هیچ بهانه‌ای نمانده باشد که بخواهند در انتخابات ریاست جمهوری بعد، دنبال گزینه هایی مثل آ.قالیباف بروند. و به طور کلی هم دست از این روند فرمان عقبگرد صادر کردن برای جامعه (به دلیل اشکالات آ.احمدی نژاد یا...) بردارند.
    1. نکته: حرف بنده، تثبیت یک رویکرد در این انتخابات بود، نه این که پایداری ها کلاً جریان اصیل انقلاب بودند و کل لیست شان هم قوی و اصلح بود. بنده پایداری ها را فاقد بخشی از ویژگی های گفتمان سوم تیر و البته بدنه ی اجتماعی آن می دانم.

یاعلی

----

*: ظاهراً آ.باهنر با توجه به ارتباطاتی که با نمایندگان شهرستان ها دارد، برای دور دوم تمرکز خوبی کرده بود روی آرای قومیت های مختلف ساکن تهران (منظور هم فقط قومیت نیست؛ مثلاً همدانی های مقیم مرکز و...). و ضمن تبلیغات پرحجم میدانی، از این طریق هم آرایش را زیاد کرده بود.



ارسال توسط حاجی

پایگاه 598 -  "روزهای زندگی" پرویز شیخ طادی کارگردان لایق سینمای کشور این روزها در حالی در سایه فراموشی بسیاری از مخاطبین سینما و رسانه های انقلاب قرار گرفته است که این فیلم به عنوان یکی از آثار جدی و قوی دفاع مقدس به حساب می آید.



به همین منظور برآن شدیم که بار دیگر در تکریم این ساخته پرویز شیخ طادی نکاتی را بیان نماییم که در ادمه می آید:

 
1. «روزهای زندگی» از انگشت شمارترین فیلم ها در مورد قطعنامه 598 است. در باب قطعنامه و حواشی آن، البته کم، ولی چیزهایی شنیده ایم. اما نسل سوم انقلاب هر قدر هم مطالعه داشته باشد، نخواهد توانست احساس رزمنده جنگ را در لحظه شنیدن پذیرش قطعنامه بچشد. اصولاً "چشیدن" با مطالعه به سختی حاصل می شود و این هنر است که این توان را دارد. روزهای زندگی این لحظات را می چشاند، با تمام احساس هم می چشاند.
 
2. در مورد دفاع مقدس فیلم های زیادی ساخته شده و می شود. حتی سینمای روشنفکری هم به سراغ این ژانر رفته است و البته همانطور که انتظار می رفت، با القای «پشیمانی» و «سرخوردگی» از جنگ و یا ادامه آن. حتی وقتی سینماگران ارزشی به سراغ جنگ می روند، با نشان دادن «خرابی اوضاع پس از جنگ» شاید به نوعی ناخواسته همان پشیمانی و سرخوردگی را القاء می کنند. شاید به سختی می توان فیلمی را یافت که توانسته باشد «جنگ از الطاف خفیه الهی بود» را به نمایش بگذارد.
 
اما «روزهای زندگی» سرخورده از جنگ نیست. هیچ اثری از آه و افسوس در آن دیده نمی شود و می توان آن را از معدود آثاری دانست که علی رغم نشان دادن عمق فشارها در جنگ، زیبایی اش را هم به نمایش می گذارد. فیلم  ناامیدانه تمام نمی شود، اگرچه شعاری هم پایان نمی یابد.
 
3. روزهای زندگی ترکیب بسیار متنوعی دارد؛ شیخ طادی جنگ و خون، عواطف روزهای جنگ، عشق دو همسر به یکدیگر، کوری، ایثار در اوج خود، حضور پر رنگ زنان در جبهه ها و یک مخالف جنگ را به زیبایی و کاملاً مرتبط با هم ترکیب کرده و به نمایش درآورده. تمام این ابعاد، در هم تنیده اند و نمی توان هیچ کدام را سنجاق شده به فیلم دانست. هر بُعد، نقشی را در راستای قصه ایفا می کنند که ترکیبشان، احساسات مختلف و نیز تعقل آدمی را به زیبایی تمام بر می انگیزد.
 
4. در سینمای دینی بعضاً شاهد ملاحظات خاص در حذف جذابیت های سینمایی هستیم. درست است که اگر بخواهیم نگاهی دقیق و عمیق دینی داشته باشیم، تقریباً تمام عوامل جذابیت سینما، حتی تعلیق و هیجان را نیز باید به شدت فروکاست و به جای آنها از فاکتورهای جذابیت دیگری استفاده نمود. اما باید دانست تا پیش از دستیابی به فاکتورهای جذابیت دینی، نباید با حذف مؤلفه های جذاب فعلی، فیلم را ذبح کرد.
 
یکی از این مؤلفه ها، ستاره ها هستند. تقریباً تمام مخاطبین عام برای انتخاب یک فیلم حتماً به بازیگران آن توجه می کنند و به سینما می روند تا هنرنمایی دیگری از آنها ببینند. فیلم هرقدر هم داستان و تعلیق داشته باشد، هر قدر هم معنوی و تربیتی و اخلاقی باشد، اگر ستاره نداشته باشد دیده نخواهد شد و شیخ طادی خوب بر این حقیقت واقف است. لذا از یک زوج ستاره، "حمید فرخ نژاد" که مدتی است فیلم جنگی از او ندیدیم و نیز بازیگر پر توان نقش زن مذهبی "هنگانه قاضیانی" که بخاطر بازی اش در این فیلم، سیمرغ بلورین را از آن خود کرد، استفاده کرده است که داستان اصلی نیز حول این دو می چرخد.
 
5. سال به سال که از عمر سینمای ایران می گذرد، حفظ "ادب" و نزاکت در فیلم ها کمرنگ تر و کمرنگ تر می شود. تا آنجا که کارگردانی به صراحت و با افتخار اعلام می کند "من آدم رکیکی هستم و فیلم رکیک هم می سازم" و حفظ ادب در نپرداختن به شوخی های جنسی را به باد سخره می گیرد. در برهوتی که فیلمی به هم جنس بازی پرداخته و دیگری در خلالش متمرکز بر اشاره به آلت تناسلی است، شیخ طادی فیلم جذابی می سازد در نهایت ادب و بدون نزدیک شدن زبانی و عملی به مفاهیم رکیک.
 
6. یکی از درگیری های همیشگی متشرعین و سینماگران، رعایت مسائل شرعی در فیلم ها بوده است. فیلم سازها، حتی مذهبی های آنان اذعان دارند که بدون بکارگیری جذابیت های بصری و بویژه جنسی، نمی توان فیلم ساخت. "سکس" یا جذابیت جنسی قسمتی از فیلم است که نمی توان آن را حذف کرد. اما کارگردان روزهای زندگی فیلمی اتفاقاً جذاب تولید کرده، بدون استفاده از کمترین جذابیت جنسی. در روزهای زندگی حتی موی زنان هم کاملاً پوشیده است.
 
7. در اینجا به دلیل پرهیز از لو رفتن داستان، نمی توان اشاره زیادی به محتوا و صحنه های فیلم داشت. صحنه هایی که به اظهار خود شیخ طادی، با کمک متخصصین پزشکی و در نهایت دقت طراحی شده اند. صحنه های پیاپی تصمیم گیری های سخت که بعد از چند مورد آنها، مخاطب خود حدس خواهد زد که روش تصمیم گیری یک رزمنده چگونه است. صحنه های احساس برانگیزی که تماشای آنان، پستی و پلشتی آنها که به جنگ نق می زنند را نمایان می سازد.
 
8. همانطورکه اشاره شد، جریان روشنفکری نیز در فیلم نماینده فکری خود را دارد. فرد ترسویی که به زور احضار شده و مانند همه روشنفکران، دائم قر می زند و از ادامه یافتن جنگ ناراضی است. البته کارگردان به تقلید از سینماگران منورالفکر که همواره تصویری کاریکاتوری از مذهبی ها ارائه می کنند، شخصیت روشنفکر فیلم را کاریکاتوری طراحی نکرده. بلکه بگونه ایست که منطقاً ایراد می کند و اعتراض هایی را بیان می کند که به ذهن هر کس که با روح بلند امام همراه نشده خطور می کند. اما مانند بسیاری از فیلم های شعاری، پاسخ های دیالوگی نمی گیرد، اصلاً او در فیلم جواب نمی گیرد و متحول هم نمی شود. شیخ طادی بدون آنکه قصد پرتاب حرفش به سمت مخاطب را داشته باشد، جواب آن روشنفکر را با زبان هنر می دهد. جواب او در واقع در نام فیلمش نهفته است: "روزهای زندگی".
 
9. شاید اولین کسی که جلوی "آب بندی" در سینمای پس از انقلاب ایستاد و از این بابت هم کم فحش نشنید، شهید آوینی بود. صحنه های طولانی از راه رفتن آدم ها، حرکت ماشین ها، زوم کردن بر درب بسته، نگاه کردن ها به هم و... که وقتی به فیلم ساز آن اعتراض می شود، پاسخ می دهد "شما معنای عمیق این صحنه ها را درک نمی کنید"! به قول آوینی "اگر چنین است و سینما باید مخاطب خاص و تربیت شده داشته باشد، چرا سینماها را در همه جا ساخته اند؟ از خیابان شوش و سر پل جوادیه و خیابان مولوی و لاله زار گرفته تا خیابان ولی عصر؟ اگر این کار به اشتباه صورت گرفته، آیا این اشتباه فقط در ایران صورت گرفته است؟"
 
اما این فیلم آب بندی ندارد. همه اش یا داستان است، یا صحنه هایی از احساساتی که مخاطب را نیز با خود همراه می کند و یا فراز و نشیب های چند شخصیت که با مهارت هم پرداخته شده اند.
 
10. صحنه پردازی فیلم نیز نمره عالی می گیرد. چه درون بیمارستان، چه بیرون آن، چه صحنه های جنگی و چه صحنه مخفی گاه که نهایتاً منجر به دریافت سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه میدانی گردید. به خصوص می توان از صحنه پایانی فیلم نام برد.
 
11. علاوه بر تمام آنچه گفته شد، روزهای زندگی کاندیدای دریافت 14 جایزه، و برنده 5 سیمرغ بلورین و دیپلم افتخار بهترین فیلم از سی امین جشنواره فیلم فجر می باشد. سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین فیلم برداری، بهترین چهره پردازی و بهترین جلوه های ویژه میدانی و نیز دیپلم افتخار بهترین صداگذاری جوایزی است که روزهای زندگی تا کنون از آن خود کرده است.


ارسال توسط حاجی
فيلم: يك عقد ساده توسط رهبرانقلاب



لطفا براي مشاهده فيلم روي لينك بالا كليك كنيد

برچسب‌ها: فيلم, عقد, رهبر, اذدواج

ارسال توسط مهدي يار2
افتادن به جان زن حامله با شوکر برقی+ عکس

 مالائیکا بروکس که هفت ماه از حاملگی خود را پشت سر گذاشته بود و پسر 11 ساله خود را در سیاتل به مدرسه می‌برد، توسط پلیس به خاطر سرعت نگه داشته شد. پلیس می گوید او 32 مایل در ساعت در منطقه مدرسه سرعت داشته است در حالی که سرعت مجاز 20 مایل در ساعت است.

 
این گزارش با بیان اینکه خانم بروکس جریمه را قبول ولی از امضای آن خودداری کرده است، افزود: او که تصور می‌کرد با امضا کردن اشتباه خود را قبول کرده است از این کار سر باز زده است. از آنجا که امضا نکردن جرم محسوب می‌شود، افسران پلیس گروهبان خود را صدا می‎زنند و او نیز سریعاً دستور بازداشت می‌دهد اما خانم بروکس به خاطر وضعیت خاص خود، از ماشین پیاده نمی‌شود. در واکنش به این موضوع، "خوان اورنالس" افسر پلیس شوکر را به سمت وی می‌گیرد.
گرچه این زن حامله عنوان می‌کند که "حامله هستم و فقط تا 60 روز دیگر فرزندم به دنیا می‌آید." گروهبان اعلام می‌کند: "به شکمش نزن. به رانش بزن"!
 
براساس این گزارش، اورنالس دست زن حامه را به پشتش پیچانده و همکار او به ران سمت چپ او شوک وارد کرده است که باعث شده خانم بروکس فریاد بزند و بوق ماشین به صدا در بیاید. بعد از 30 ثانیه دوباره به بازوی سمت چپ و پس از 6 ثانیه به گردن این زن حامله شوک وارد می‌شود. 
در این موقع بود که این زن حامله بیهوش شد اما پلیس‌ها به جای خبر کردن اورژانس، در حالتی که صورت وی به زمین مماس بود، او را به وسط خیابان کشیدند و از پشت به او دستبند زدند. 
 
نیویورک تایمز می‌افزاید: گرچه چندماهی است که از این حادثه می‌گذرد، اما همه تلاش‌های خانم بروکس برای به دادگاه کشاندن این پلیس بی‌نتیجه مانده است و سیستم قضایی در نظر ندارد این افراد را مجازات نماید.

برچسب‌ها: شوكر, پليس امريكا, حامله

ارسال توسط مهدي يار2


برچسب‌ها: آل خليفه, حمام خون

ارسال توسط مهدي يار2
ارسال توسط مهدي يار2
طویل‌ترین مزار جهان با 30 متر طول در کشور عمان قرار دارد و متعلق به یکی از مشهورترین پیامبران الهی است.
  طویل‌ترین قبر جهان متعلق به «عمران نبی» است که 80 سانتی‌متر عرض و 30 متر طول دارد. البته این بدان معنا نیست که قد حضرت عمران(عليه السلام) 30 متر بوده است، بلکه برای تکریم آن حضرت چنین مزار طویلی در نظر گرفته‌اند.

 موقعیت جغرافیایی کشور عمان در منطقه خاورمیانه

 
کشور عمان در جنوب دریای عمان قرار دارد. مقبره عمران نبی(عليه السلام) در شهر «صلاله» مرکز استان «ظُفار» قرار دارد و ظفار، جنوبی‌ترین استان عمان است. این کشور از سمت غرب با سه کشور امارات متحده عربی، عربستان سعودی و یمن همسایه است.

 نمای بیرونی مقبره عمران‌نبی کنار مسجدی به همین نام

 
صلاله نه تنها از حیث وجود زیارتگاه عمران نبی(عليه السلام) یک شهر زیارتی محسوب می‌شود، بلکه به دلیل موقعیت ویژه خود، مرکز فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عمان به حساب می‌آید و قطب گردشگری این کشور است.

 

اما «عمران» کیست؟

«عمران» یکی شخصیت‌های مشهور در قرآن کریم و نام مشترک پدر حضرت موسی(عليه السلام) و حضرت مریم(سلام الله عليها) است.

البته به اعتقاد اکثر مفسران از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی (تفسیر نمونه، ج 2، ص 390)، عمرانی که قرآن از آن نام می‌برد همان پدر مریم مقدس است.

در آیه 33 سوره مبارکه «آل عمران» آمده است: إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد.

علام طباطبایی در تفسیر این آیه (المیزان، ج 3، ص 4-191) می‌نویسد: مراد از «آل ابراهیم» در این آیه معصومانی هستند که از طریق حضرت اسماعیل به ابراهیم خلیل می‌‌رسند و آنها پیامبر اسلام (صلي الله عليه وآله)‌ و خاندان معصوم ایشان هستند.

 

مرحوم علامه در روایتی که گفت‌وگوی امام رضا(عليه السلام) با مأمون را حکایت کرده می‌آورد که مأمون سوال کرد: آیا خداوند عترت پیامبر (صلي الله عليه و آله)‌ را بر سایر مردم برتری داده است؟ و حضرت فرمود: خداوند برتری عترت بر سایر مردم را در آیات قرآن روشن کرده است. مأمون پرسید: در کجای قرآن؟ امام رضا (عليه السلام) فرمود: در آیه «اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ».

همچنین این مفسر گرانسنگ ذیل «آل عمران» عمران را پدر حضرت مریم معرفی می‌کند و مراد از آل عمران در آیه را حضرت مریم، حضرت عیسی یا آن دو به علاوه همسر عمران می‌داند.

 

 
علامه طباطبایی در تفسیر خود (المیزان، ج 3، ص 260) چنین بیان می‌کند که «آل عمران» در این آیه یکی از ذریه ابراهیم است، پس با آوردن آل عمران دوباره آل ابراهیم را ذکر کرده است. زیرا آل ابراهیم چه از طریق اسماعیل و چه از طریق اسحاق شامل هر دو عمران و همه پیامبران و معصومان پس از ابراهیم می‌شود.

 تصویری از قبر عمران نبی در نیم قرن پیش

 
در واقع، «آل ابراهیم» موسی و پیامبر اسلام و برگزیدگان خاندان او را شامل می‌شود، زیرا همه از دودمان ابراهیم هستند. به همین دلیل است که قرآن کریم حضرت ابراهیم(ع) را موحد و مسلمان معرفی می‌کند: مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلاَ نَصْرَانِیًّا وَلَکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (آل عمران/ 67)

آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر خود (نمونه، ج 2، ص 594 و 606) می‌نویسد: حضرت ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی بلکه مسلمان بود، چنانچه او سال‌ها پیش از موسی و عیسی می‌زیسته و تورات و انجیل پس از وی نازل شده است.

باید توجه داشت که «مسلم» در اصطلاح قرآن تنها به معنای پیروان پیامبر اسلام نیست، بلکه اسلام به معنای تسلیم مطلق بودن در برابر فرمان خدا و توحید کامل و خالص از هرگونه شرک و دوگانه‌پرستی است که حضرت ابراهیم پرچمدار آن بود.

ارسال توسط مهدي يار2

چهار گناهی که سخت بخشیده می شود



استاد فاطمی نیا در جلسه‌ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد. خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.


گناه

خدا چند گناه را سخت می‌بخشد:

1- عمداً نماز نخواندن

2- به ناحق آدم کشتن

3- عقوق والدین

4- آبرو بردن.


این گناهان این قدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای  تعریف می‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟ می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما هیئتی‌ها، مسجدی‌ها و مقدس‌ها آبرو می‌برند.

عزیز من اسلام می‌خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی‌ها با زبانشان می‌روند جهنم.

روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می‌خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مؤمن مقدس را می‌آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیئت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می‌نشینند آبرو می‌برند.

امیرالمؤمنین به حارث همدانی می‌فرماید:

اگر هر چه را که می‌شنوی بگویی؛ دروغ گو هستی.

گناهکار چند نوع است:

عده‌ای گناه می‌کنند، بعد ناراحت و پشیمان می‌شوند؛ سوز و گداز دارند؛ توبه می‌کنند و هرگز فکر نمی‌کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می‌شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن‌ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می‌شود.

حفظ آبرو در نگاه قرآن

خداوند متعال در قرآن کریم برای حفظ آبرو و حیثیت مؤمنان اهمیت ویژه‌ای قائل شده است. از این رو، تحریم پاره‌ای از گناهان مانند غیبت، تجسّس بیجا، تهمت، سوء ظن، بازگویی عیب دیگران، مسخره کردن، بدزبانی و ... به دلیل حفظ آبروی مؤمنان است.

اموری که در ذیل یاد می‌شود، عوامل و زمینه‌هایی برای از میان بردن آبرو است که در قرآن کریم حرام شمرده شده است:

الف - حرمت سوءظن، تجسس، غیبت؛ «یا أیّها الّذین ءامنوا اجتنبوا کثیراً من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لا تجسّسوا و لا یغتب بعضکم بعضاً».

ب - حرمت تهمت؛ «و من یکسب خطیئة أو إثماً ثمّ یرم به بریئاً فقد احتمل بهتاناً و إثماً مبیناً».

ج - تمسخر؛«یا أیّها الّذین ءامنوا لا یسخر قوم من قوم».

د - بدزبانی؛ «و لا تنابزوا بالألقاب بئس الاسم الفسوق بعد الإیمان».

ه - اشاعه‌ی فحشا؛ «إنّ الّذین یحبّون أن تشیع الفاحشة فی الّذین ءامنوا».

و - فاش کردن عیوب مؤمنان؛ «لا یحبّ اللّه الجهر بالسّوء من القول إلاّ من ظلم».

با استفاده از کتاب هزار و یک نکته از قرآن کریم

ریختن آبروی مؤمن از گناهان بزرگ است

در حدیثی از رسول گرامی اسلام توهین، بدگویی و اهانت به شخص مؤمن موجب فسق عنوان شده و اگر با مؤمنی بجنگند، نشانه کفر است.

بخش دیگری از حدیث بیان می‌کند که خوردن گوشت افراد با ایمان حرام است .این نکته  منظور از این حدیثی از امام باقر(علیه السلام) است که حضرت می‌فرمایند :

کسی که از ریختن آبرو و حیثیت مردم چشم‌پوشی کرده و آبروی آن‌ها را نریزد، خداوند در روز قیامت از گناهان او صرف‌نظر خواهد کرد.

آبروی افراد را ریختن کار ساده‌ای نیست و از نظر اسلام آبرو بسیار اهمیت داشته و و ریختن آبروی مؤمن از گناهان بزرگ است.

 

ریختن ابروی مسلمان گناهی نابخشودنی است

قرآن کریم مؤمنان را از هرگونه قضاوت درباره دیگران بدون علم و آگاهی ممنوع کرده است، چنان که فرمود : « ولاتقفُ ما لیس لک به علمُ انّ السّمع و البَصرَ والفؤاد کلّ اولئک کان عنهُ مسئولاً» 

چیزی را که به آن علم و آگاهی نداری دنبال مکن زیرا گوش و چشم و دل ، همه در پیشگاه خدای متعال مورد سؤال خواهد گرفت.

بعضی چیزها بسیار گران به دست می‌آیند، ولی بسیار ارزان از دست می‌روند. شاید نتوان باور کرد که پس از ایمان، چیزی گران‌تر از آبروی مسلمان وجود ندارد. آبروی یک فرد محصول یک عمر زندگی ، تلاش و سختی است که ممکن است در یک لحظه از دست برود، بنابراین گناهی نیز بالاتر و بزرگ‌تر از ریختن آبروی مسلمان وجود ندارد.

 

عمداً نماز نخواندن

عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان‌ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته‌اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی‌کند، و خداوند تنها موجودی است که لایق پرستش است .

امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه می‌شود نماز اوست و اگر درست بود به مابقی اعمال او نظر می‌شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی‌شود.

و امام باقر(علیه السلام) فرمود: اولین چیزی که(در روز قیامت) محاسبه می‌شود نماز است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می‌پذیرند(وگرنه پذیرفته نمی‌شود).(منبع روایت فوق، منتخب المیزان، همان، ص298 روایت 3591-3604)

آثار نماز نخواندن

خشم خدای متعال

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله : هر کس نمازی را نخواند، خداوند را می‌بیند که بر او خشمناک است.

تباه شدن عمل

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله : هر کس نماز را از روی قصد ترک کند، خداوند عملش را تباه می‌کند[صحیح بخاری و سنن نسایی و مسند ابن حنبل].

کفر

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله : هرکس نماز را عمداً ترک کند، آشکارا کفر ورزیده است[عوالی اللآلی].

امام صادق علیه‌السلام : مردی نزد پیامبر آمد و گفت: ای پیامبر خدا، مرا سفارش کن. فرمود: نماز را از روی قصد وامگذار که هر کس آن را از روی قصد ترک کند، دین اسلام از او وا رهیده است. (مسلمان نیست)[ الترغیب و الترهیب].

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله ـ در سفارش به معاذ ـ : هرگز نماز واجب را از روی قصد ترک مکن ، که هر کس نماز واجب را از روی قصد ترک کند، خداوند تعهدی در برابر او ندارد[در المستدرک علی الصحیحین].

امام صادق علیه‌السلام ـ به کسی که از گناهان بزرگ پرسیده بود ـ فرمود: ترک کردن نماز از روی قصد یا هر آنچه خدای جلّ جلاله واجب کرده است؛ زیرا پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: هر کس نماز را از روی قصد ترک کند ، از پیمان خداوند جلّ جلاله و پیمان پیامبرش ، بیرون رفته است.

 

عاق والدین

آنچه را خداوند از آن نهی فرموده است، برای سلامتی مادی و معنوی انسان زیان‌آور است. هیچ گناهی بدون خسران و ضرر نخواهد بود هرچه گناه شنیع‌تر باشد زیانبارتر است.

عقوق والدین نیز آثار و عواقب ناگواری برای فرد دارد که در اینجا به خلاصه ای از آنان اشاره می‌کنیم :

ذلت و درماندگی

در زمان پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله‌وسلم»، جوان ثروتمندی پدر خویش را آزرده ساخت و از مال هنگفتش او را بهره‌ای نداد. بر اثر این کار زشت خداوند تمام اموالش را نابود کرد به طوری که به نان شب هم محتاج شد و همراه فقر و تنگدستی، مریضی هم به او روی آورد و ذلیل و درمانده گشت. وقتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از این جریان مطلع شد فرمود: «ای کسانی که پدر و مادرتان را آزرده می‌سازید! از حال این جوان (نگون بخت) عبرت بگیرید و بدانید همان‌طور که در دنیا سرمایه او از کفش رفت، در آخرت نیز هر درجه‌ای در بهشت داشت تبدیل به درکه‌ای در جهنم شد. »

امام هادی «علیه‌السلام» نیز می‌فرماید: «العقوق یعقب القله ویودی إلی الذله »؛ «جفا کردن به پدر و مادر، کمبود و پریشانی در پی دارد و منجر به خواری و ذلت می‌گردد.»


رد شدن نماز

امام صادق علیه‌السلام فرمود: «هر کس به پدر و مادر خویش نگاه خشمگین افکند، هر چند آنان به او ستم کرده باشند خداوند نمازش را نمی‌پذیرد »

از این روایت استفاده می‌شود که اگر پدر و مادر به فرزند ظلم و ستم هم بکنند باز هم فرزند حق ندارد با ایشان بد رفتاری کند، چه رسد به اینکه آنان به او بدی هم نکرده باشند

 

محروم شدن از نظر لطف خدا

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «به سه نفر خدای متعال نظر مرحمت نمی‌کند :

1-آنکه کاری انجام دهد و منت زیاد بگذارد

2-جفا کار به پدر و مادر

3-معتاد به شراب خوری »

 

برخوردار نشدن از بوی بهشت

یعقوب بن شعیب می‌گوید: امام صادق «علیه‌السلام» فرمود: «روز قیامت پرده‌ای از پرده‌های بهشت کنار می‌رود و هر صاحب روحی بوی بهشت را (حتی) با 500 سال فاصله استشمام می‌کند. مگر یک گروه. پرسیدم آن‌ها کیستند؟ فرمود: آزار دهندگان پدر و مادر » رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: «نسبت به مادر و پدر، نیکو کار باش، جایگاهت بهشت است و اگر جفاکار شدی با جهنم بساز »


التماس دعا


برچسب‌ها: آقای فاطمی نیا, گناه, سخت بخشودنی

ارسال توسط مهدي يار2
وقتی قرار بر نوشتن است از اسطوره و الگو و نمونه گاهی قلم هم واهمه دارد از سقوط در عمق شعارزدگی و استیصال؛ ولی اینجا باید نوشت تا همه به احترام یک زن قیام کنند، زنی که برای خودش اسطوره ای شده است.

  برای رفتن تا منزل جانبازی که عنوان "جانباز 100 درصد" را یدک می کشد باید با پای دل رفت، پایی که سکوت نمی شناسد و بی محابا می رود تا بداند و بگوید. شاید هفته و روز زن بهانه بود برای گفتن از احساسی که در عمق جان یک زن رخنه کرده است، احساسی که بی اندازه دوستش دارد و همین احساس هزاران علامت سوال را در ذهنمان کاشته است.

با پای دل می رویم و مهمان صاحبخانه ای می شویم که رد عبور فرشتگان را می شود در خانه اش پیدا کرد. قدم که می گذاریم احساس عجیبی به ما می گوید که اینجا حس غریبی دارد! حسی به اندازه همین جمله گنگ و مبهم.

اینجا شهید زنده ای به آسمان خیره شده است...

اینجا شهید زنده ای روی تخت دراز کشیده و به آسمان خیره شده است و با نگاهش نجوا می کند، جانباز 100 درصد "سید نورخدا موسوی منفرد" سه سال است در حالت کما همینطور خیره به سقف اتاق می نگرد و انگار در عمق نگاهش چیزی است که مسحورمان می کند! نه تنها ما را بلکه هر کسی را که اینجا قدم گذاشته و جادو شده است.

می گویند هر روز از هر جای ایران دوستان و آشنایانی به نیت زیارت "شهید زنده" می آیند! جانبازی که رد گلوله گروهک ملعون ریگی را می توان روی پیشانی اش گرفت، "نور خدا" شهید پاسداشت کیان مملکت است، شهید حفظ خاکی که برایمان بیش از همه دنیای خاکی می ارزد!

زهرا سادات دختر کوچک سید نورخدا می گوید که پدرش سه سال و دو ماه و 10 روز است که به آسمان خیره شده و انگار منتظر است! دخترک شماره روزهای انتظار پدرش را خوب می داند و حتی ساعت هایش را هم شمرده است.

تنها 10 سال سن دارد و قرار است بعد از سه سال چراغ شادی را امشب در دهمین سالگرد تولدش در خانه نورانی "سید" روشن کند، می گوید این تولد، تولد 10 سالگی او نیست، تولد نویدی است که دکتر برای یک بار دیگر "زهرا" گفتن سید نورخدا به آنها داده و بی اندازه خوشحالشان کرده است.

خیلی! شمردنی نیست!

تا آمدن خانم حافظی همسر "سید نورخدا" با زهرا سادات گپ می زنیم و او هم از همکلاسی هایش می گوید که گاهی برای دیدن "بابایی" به خانه شان می آیند، کمی از معدلش می گوید و اینکه هر سال شاگرد اول می شود. از اینکه سه سال انتظار بابا را چطور تاب آورده است و اینکه چطور به مادر کمک می کند تا نیازهای بابا را برطرف کنند.

خلاصه دخترک حرفهای گفتنی زیادی دارد ولی مادرش با سینی چایی که مقابلمان می گذارد رشته کلام را به دست می گیرد تا جواب سوالی را که از زهرا سادات پرسیده ام خودش بدهد و با نگاه گرمش می گوید: هر اتفاقی برای "سید" بیفتد ما دوستش داریم، حتی هر روز بیشتر از روز گذشته! و زهراسادات با تکان دادن سرش حرف مادر را تایید می کند.

می گویم زهرا جان حالا جواب سوال را خودت بگو، بابا را چقدر دوست داری و دخترک جواب می دهد: خیلی! شمردنی نیست! و جوابش دقایقی سکوت را مهمان فضای اتاق می کند.

از زن جوان که به زحمت 37 سالش تمام شده است می خواهم قصه زندگی اش را با "سید نورخدا" بگوید تا با سکوت معناداری مرور کند روزهای قشنگی را که هر شب شاید در ذهنش به آنها می اندیشد.

یک قصه تمام نشدنی...

می گوید همه زندگی ما قصه است، یک قصه تمام نشدنی که دوست ندارم تمام شود. از جوابش شگفت زده می شوم، انگار که قرار نبوده چنین جوابی بشنوم با تعجب می پرسم دوست ندارید تمام شود؟ و با همان نگاه مصمم می گوید نه! شوهرش را همینطوری روی تخت، بدون حتی یک واکنش، یک کلمه، یک نگاه معنادار و حتی یک صدا یا آوای با مفهوم دوست دارد و همین شگفت زده ام می کند!

می گوید غریبه ها از شهرهای دور و نزدیک برای دقیقه ای با "سید نورخدا" بودن به اینجا می آیند تا از اتاقی که فرشته ها قدم هایشان را آنجا می گذارند بی نصیب نمانند و من خوشبخت ترین زن روی زمین هستم که همه روزم اینجا شب می شود و شبم به سپیده پیوند می خورد.

از 14 سال زندگی مشترک با "سید" حرفها دارد، ولی همه 11 سال یک طرف و سه سال و دو ماه و 10 روز آخرش یک طرف! می گوید من از 17 اسفندماه سال 87 یک بار دیگر متولد شده ام، همزمان با بهشتی شدن سید نورخدا من هم اوج گرفتم تا توفیق پرستاری "شهید زنده" را داشته باشم.

سید دلم را برد!

از روز آشنایی با "سید" می پرسم و با صورت گل انداخته می گوید که برای اولین بار در روز خواستگاری او را دیده و همان روز هم عاشقش شده است! وقتی از عشقش حرف می زند به مانند همه زنان محجوب و با حیای لرستانی صدایش می لرزد و صورتش سرخ و سفید می شود و می گوید: سید دلم را برد!

کمی تامل می کند و حرفهایش را به روز جانباز شدن سید پیوند می زند. می گوید همه چیز در عملیات کمین در شرق زاهدان و در نبرد با گروهک ریگی اتفاق افتاد. می گوید "سید" مرخصی داشته و قرار بوده همان روز برگردد ولی نوبت مرخصی اش را به همکارش می دهد تا توفیق حضور داشته باشد. می گوید اگر این مقاومت نبود شاید فاجعه ای رخ می داد، شاید!

پرستار یکی از اهالی بهشت شده ام...

زن جوان تند و تند حرف می زند و من فقط گوش می کنم، گاهی آنقدر محو حرفهایش می شوم که نمی توانم کلمه ای بنویسم. می گوید "نمی دانی خون سید چه ها کرده است"، می گوید "شیرین ترین روزهای زندگی ام را سپری می کنم"، می گوید " من پیش کسی هستم که ایمان دارم بهشتی می شود و چقدر خداوند به من لطف داشته که پرستار یکی از اهالی بهشت شده ام"، می گوید...

در نگاهش غرور خاصی است که بی اندازه مجذوبم می کند، غروری که زندگی در کنار یک مرد بهشتی و یک شهید زنده به او داده و این احساس تمام روحش را تسخیر کرده است.

با مکث خاصی سوالم را مزمزه می کنم و می پرسم "خسته نمی شوی؟" می گوید از چه؟ با کمی تامل انگار که نمی دانم حرفم را چطور در قالب کلمات بیاورم با شرمندگی در چشمانش نگاه می کنم و از نگاهم منظورم را می خواند و می گوید: نه!

پرستاری فرزند زهرا(سلام الله عليها) سهم کمی نیست!

سریع پی سوالم را می گیرم و می پرسم تا به حال از خدا گلایه کرده ای که "حقت این نبوده است؟" و بازهم جوابش سوالم را شرمنده می کند و می گوید: این تمام حق من از زندگی بوده است، پرستاری فرزند زهرا(سلام الله عليها) سهم کمی نیست!

انگار که احساس می کند حرفش را شعار پنداشته ام پی حرف هایش را می گیرد و می گوید: اینها که می گویم شعار نیست، واقعیت زندگی من است، واقعیت همه سه سال و 2 ماه و 10 روز زندگی با یک "شهید زنده"!

احساس زنی که سالهاست همسرش بدون واکنشی روی تخت دراز کشیده و خیره مانده همه وجودم را مبهوت کرده است. زن جوان که انگار استیصال مرا دریافته حرف هایش را ادامه می دهد و می گوید: من فقط از "سید" دو سوال دارم، یکی اینکه آیا از من راضی است و دوم اینکه مرا هم پیش مادرش زهرا شفاعت می کند؟

می ترسم کم بیاورم!

می گویم برای شفای "سید" دعا می کنی؟ و بازهم جواب عجیب زن جوان که "سید به دعای من احتیاج ندارد، خدا خودش به سید شفا داده است..."

می گوید که گاهی برای "سید" و خوشبختی شان اسفند دود می کند، می ترسد این خوشبختی تمام شود و با لبخندی می گوید همه به زندگی ما غبطه می خورند! می گوید همیشه در زندگی مان "تک" بوده ایم و حالا هم در همه دنیا "تک" هستیم.

از او راجع به ترس ها و واهمه هایش می پرسم، آرام می گوید: می ترسم کم بیاورم! قبل از دعا کردن برای هر چیزی داخل پرانتز به خدا می گویم به من توانی بده که در این مسیر ثابت قدم باشم.

روی پیشانی "سید نورخدا" بوسه می زند و می گوید روزی هزار بار پیشانی "سید" را بوسه باران می کنم، اینجا رد گلوله ای است که خانواده ما را بهشتی کرد!

یک زن دیگر متولد شده است!

کبری حافظی همسر جانباز 100 درصد "سید نورخدا موسوی منفرد" معلم است ولی به خاطر همسرش مرخصی گرفته و کلاس درس را رها کرده است. خودش می گوید کلاس درس من اینجاست، من اینجا امتحان پس می دهم و به جای معلمی پرستارم!

از تحمل و صبرش می پرسم و می گوید که قبل از جانباز شدن "سید نورخدا" خیلی روحیه حساس و عاطفی داشته است. می گوید وقتی سید سرما می خورد برایش تب می کردم! کمی مکث می کند و ادامه می دهد: ولی انگار آن زن حساس و کم تحمل تمام شده و یک زن دیگر متولد شده است!

از آرزوهایش سوال می کنم و با خوشحالی تمام از در آستانه تحقق قرار گرفتن آرزوی دیدار با مولایش حضرت آیت الله خامنه ای می گوید. با ذوق زدگی خاصی می گوید که موافقت شده که به همراه بچه هایش به دیدار رهبری بروند تا یکی از آرزوهایش رنگ واقعیت بگیرد.

آیا این منم!؟

می گویم راستی خانم حافظی چطور با سید ارتباط می گیری وقتی نه می تواند حرفی بزند و نه واکنشی و نه حتی نگاهی؟ انگار که از حرفم خوشش نمی آید، می گوید: من آنقدر به سید نزدیکم که نیازی به حرف یا کلامی نیست. وقتی تشنه می شوم احساس می کنم سید تشنه است و وقتی کمی آب روی لبهایش می ریزم عطش خودم هم رفع می شود!

می گوید سید در کما قرار دارد ولی همه احساسش را احساس می کنم. انتظار ندارد من احساسش را درک کنم برای همین حرف هایش را با این جملات تمام می کند: کسی نمی داند سید چه کرده است با دل من!گاهی وقتها به خودم نگاه می کنم و می گویم آیا این منم!؟

جز سکوت در مقابل حرفهای این بانوی صبر و ایثار چیز دیگری در ذهن قلمم نمی گنجد، احساسش همه وجودم را پر کرده ولی انگار حرفهایش را جز خودش کس دیگری نمی تواند درک کند، برای همین مهر سکوت بر لبهایم می زنم تا او بگوید و بگوید و بگوید و حرفهایش همین گزارش شود.

برای رفتن از جایگاه فرشتگان و جایی که یک "شهید زنده" روی تخت به چشمان آسمان خیره مانده است پاهایم یاری نمی کند، انگار همان حس غریب همه وجودم را مسحور کرده است، اینجا جادویی به وسعت نگاه یک شهید جاریست، با وضو وارد شوید.



ارسال توسط مهدي يار2
استاد دانشگاه بیوتکنولوژی تونس گفت: به علت داشتن حجاب اسلامی در تونس به گروهی از زنان و دختران که حجاب را برای خود برگزیده‌اند لقب خمینی‌ها را داده‌اند.

به گزارش جماران «منیر الرحمانی» استاد دانشگاه و کاشف ژن بیماری‌های چشمی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ستاد بزرگداشت امام خمینی (س)، گفت: به علت کشف ‍‍ژنی که در انسان و بر بیماری‌های چشمی تاثیر گزار بود برای شرکت در اجلاس «نقش زن در خانواده و اجتماع» در دانشگاه الزهرا از سوی این نهاد دعوت به حضور برای سخنرانی شدم.

 وی در رابطه با حضور زنان ایرانی در اجتماع گفت: زمانی که در این اجلاس شرکت کردم آنچه که در رابطه با جایگاه زن در اجتماع کشور ایران در ذهنم وجود داشت به طور کلی عوض شد، چرا که دیدم زنان اجتماع ایران به صورت گسترده شاغل هستند و فعالیت‌های اجتماعی بسیار زیاد و پررنگی دارند.

 وی به استفاده ابزاری از زنان درجوامع غربی اشاره کرد و اظهار داشت: زمانی که در کشور سوئد برای تحصیل اقامت داشتم با تبلیغات گسترده برای جایگاه زن درجوامع غرب مواجه شدم اما در ادامه متوجه تناقضات بسیاری در گفته‌‌هایشان شدم، جوامع غربی از زنان خود استفاده ابزاری می‌کنند. زمانی که برای این همایش به ایران دعوت شدم متوجه سوء تبلیغات برای بانوان کشورتان شدم، زنانی که در جامعه امروزمشغول فعالیت هستند دارای تحصیلات عالی هستند و در پستهای کلیدی در عرصه‌های مختلف حضور پر رنگی دارند.

این محقق در ادامه افزود: دستورات الهی که برای جایگاه زن آورده شده در کشور ایران به خوبی قابل رویت است.

دارنده جایزه یونسکو برای کشف ژن حامل بیماری‌های چشمی در سال ۲۰۱۲در ادامه به رسوخ افکار بنیان گذار انقلاب اسلامی در جوامع دیگر اشاره کرد و اظهار داشت: پس از سقوط دیکتاتوری تونس متوجه فرهنگی شدیم که آثار امام تا عمق جوامع مختلف رسوخ پیدا کرده است، فرهنگی که نشات گرفته از افکار و اندیشه‌های امام خمینی (ره) می‌باشد.

 این محقق تونسی در ادامه یادآور شد: اگر با اشخاصی که در رده سنی من باشند صحبت کنید شاید آشنایی زیادی با امام خمینی (ره) نداشته باشند اما کسانی که سن پایین تری دارند توانسته‌اند ارتباط بسیار خوبی با افکار و اندیشه‌های امام خمینی (ره) بر قرار کنند و با شخصیت ایشان آشناشوند.

وی در رابطه با داشتن حجاب و اختیار کردن آن در تونس گفت: از زمانی که ما (گروهی از زنان و دختران) حجاب را اختیار کرده‌ایم لقب «خمینی‌ها» را به مااطلاق کرده‌اند، چرا که باوردارند ما به علت آشنایی با افکار امام خمینی (ره) حجاب را برای خود برگزیده‌ایم.

 این محقق علم ژنتیک به تاثیر افکار امام خمینی (ره) بر انقلاب‌های منطقه اشاره کرد و اظهار داشت: انقلاب‌هایی که در منطقه رخ داده است بر اثر فشار‌های مالی، روحی، روانی و فرهنگی بر اجتماع مردم بوده است. در این بین جنبش‌های اسلام گرایانه ایی هم تشکیل شد که بیشتر اعضای آن را جوان‌ها تشکیل داده‌اند و باور آن‌ها بر این اعتقاد استوار است که انقلاب‌های منطقه از انقلابی که ۳۲سال پیش در ایران رخ داده نشات گرفته است.

وی اظهارامیدواری کرد تا همکاری بین تونس و ایران ادامه پیدا کند و گفت: آرزو دارم همکاری ایران وتونس استمرار پیدا کرده و موانع اتحاد کشورهای اسلامی از بین برداشته شود.


ارسال توسط حاجی
ناگفته‌هاي پژوهشگر کیهان از خواننده هتاك؛



ناگفته های تکان دهنده ای از شاهین نجفی



پیام فضلی نژاد گفت: شاهين نجفي در دوره اصلاحات گروه هاي زيرزميني موسيقي رپ را در رشت و تهران ترتيب مي داد و در سال 84 از ترس مجازات بدليل ارتكاب جرائمي نظير همجنس گرايي به آلمان گريخت.
پیام فضلی نژاد در گفت و گو با خبرگزاري دانشجو، درباره ماهيت و پيشينه شاهين نجفي خواننده هتاك به امام هادي (ع) گفت: «شاهین نجفی» خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی(ع) که از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، یک «همجنس‌باز» است که به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شد و سال 1384 از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت.
 
نجفی به سرعت با پسمانده‌های گروهک‌های ترویستی مانند «سازمان فدائیان خلق» و «سازمان مجاهدین» پیوند خورد و با پیوستن به گروه «تپش 2012» در تجمعات این گروهک‌های تروریستی علیه ایران در شهرهای «استکهلم» در سوئد و «اسن» در آلمان حضور یافت و به اجرای کنسرت در میتینگ‌های منافقین پرداخت.
 
پژوهشگر موسسه کیهان افزود: در سال 1387 که سازمان‌های مارکسیستی- تروریستی برای گسترش فعالیت‌های خود در دانشگاه‌های ایران می‌کوشیدند، «شاهین نجفی» نیز به همکاری با آنان پرداخت و توسط چند دانشجو در داخل ایران قصد یارگیری برای تروریست‌ها را داشت، اما آن زمان روزنامه «کیهان» پشت صحنه این پروژه را فاش کرد و در 8 مهرماه 1387 نوشت: «اخيراً برخي از وبلاگ هاي دانشجويي اپوزيسيون با گرايش ماركسيستي، بيانيه‌اي از يك گروه موسيقي با عنوان تپش 2012 منتشر كرده اند كه در آن از راه اندازي كمپين يكصد هزار امضاء خبر مي دهد.
 
وي با اشاره به ماهيت اين گروه تصريح كرد: اين گروه مبتذل خود را متشكل از تعدادي جوان ايراني و آلماني معرفي مي كند... اعضاي اين گروه هدف خود از تشكيل چنين محفلي را تلاش براي جمع‌آوري امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (10 دسامبر) به پارلمان اروپا در بروكسل اعلام كرده‌اند تا توجه مطبوعات و رسانه‌هاي بين‌المللي را به شرايط حاكم در ايران و به اصطلاح نارضايتي مردم جلب كند.»
 
فضلی نژاد با ارائه پیشنهادی به مسئولان قضایی کشور مبنی بر «درخواست بازداشت و استرداد نجفی توسط اینترپل» اظهار داشت: با توجه به سابقه این خواننده همجنس‌باز و اتهامات و جرائم وی که در حوزه سرزمینی ایران قبل از فرار واقع شده و توسط مراجع ذیصلاح قضایی کشور خودمان قابل رسیدگی کیفری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، پیشنهاد می کنم که با تدبیر دادستان محترم کل کشور درخواست بازداشت و استرداد شاهین نجفی به ایران از کانال پلیس اینترپل داده شود. این خواننده هتاک باید در ایران به دست عدالت سپرده شود و این یک مطالبه مردمی است.
 
عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با بازخوانی پیشینه فعالیت‌های این خواننده هتاک ادامه داد: وقتی شامگاه 27 بهمن 1389 آقای «حسین شریعتمداری» در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما از همکاری شهید «صانع ژاله» با روزنامه «کیهان» سخن گفت، رسانه‌های غربی چند ساعت را در شوک و بهت ناشی از این خبر به‌ سر بردند و فردای آن روز، جز واکنش‌های سراسیمه، کاری از دستشان ساخته نبود. اما، کمتر از 15 ساعت پس از مصاحبه مدیرمسئول روزنامه «کیهان»، تلویزیون‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون برانداز و رسانه‌های کردی‌زبان ضدانقلاب برنامه‌های عادی خود را برای پخش یک «خبر ویژه» قطع کردند و با نشان دادن تیزری تبلیغاتی از یک ویدئو کلیپ (نماهنگ) گفتند «سلطان رپ ایران علیه حسین شریعتمداری می‌خواند!» و برخی از سایت‌های خبری اروپایی نیز تیتر زدند: «ساخت موسیقی اعتراضی توسط یک همجنس‌گرای مشهور درباره مدیر کیهان».
 
وي ادامه داد: در همان هنگام، جریان رسانه‌ای «فتنه سبز ماسونی» در سایت‌های «فیس بوک»، «تویتر» و «یوتیوب» صفحات ویژه‌ای را ساختند تا «نماهنگ» این «همجنس‌باز مشهور و سلطان رپ ایران» را به صورت ویژه و در گسترده‌ترین سطح ممکن منتشر کنند. سرانجام شامگاه 28 بهمن، تنها یک روز پس از گفتگوی ویژه تلویزیونی «حسین شریعتمداری»، نسخه کامل این نماهنگ در رسانه‌ها پخش شد.
 
 فضلی نژاد اظهار داشت: نماهنگ «شهید سبز: صانع ژاله» با صدای «شاهین نجفی» که به «حسین شریعتمداری» به عنوان «پلیدترین انسان روی زمین» تقدیم شده است، تنها واکنش کارگزاران فتنه سبز به جدیدترین افتضاح و رسوایی سیاسی‌شان بود. 48 ساعت پیش از انتشار سخنان مدیرمسئول «کیهان» درباره خدمات ارزشمند شهید «صانع ژاله» به جمهوری اسلامی و در حالی که کارشناسان امنیتی سرنخ‌های متعددی را از نقش محوری «گروهک تروریستی مجاهدین خلق» (منافقین) برای ترور وی به دست آورده بودند، رسانه‌های وابسته به مثلث سرویس‌های جاسوسی CIA و موساد و MI6 پروژه «شهیدسازی» برای «سبزها» را کلید زدند. گرچه در ابتدا «رادیو فردا» حتی نام این «شهید جدید سبزها» را نمی‌دانست و به تعبیر آقای شریعتمداری خبر از «کشته شدن خانم ژاله صانعی به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی» می‌داد!
 
نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» درباره بهره‌برداری سازمان‌های اطلاعاتی از خوانندگان همجنس‌باز و پروژه های ایرانی آنان گفت: برای نمونه پروژه جدید «شهیدسازی» از «صانع ژاله» توسط «سرویس ارتباطات استراتژیک آمریکا» که 2 وزارتخانه امور خارجه و دفاع با محوریت سازمان CIA آن را اداره می‌کنند، کلید خورد. این پروژه که هدفش مهندسی افکار عمومی از طریق «موسیقی اعتراضی- زیرزمینی» است، پیش از این در کودتاهای مخملی اروپای شرقی و مرکزی به اجرا درآمده بود و در هنگام قتل «ندا آقاسلطان» توسط گروه موسیقی «شاهین نجفی» اجرا شد.
 
فضلي نژاد همچنين با اشاره به حمايت آمريكا از اين خواننده هتاك، خاطرنشان كرد: چندی پیش نيز «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا دستور استمرار پروژه «جنبش رقص و دیپلماسی رپ» را در فرآیند «جنگ نرم» علیه ایران صادر کرد. بار گذشته نیز همین گروه فاسد وظیفه پیشبرد پروژه موسوم به «موسیقی ترور» را برعهده داشت و این‌بار نیز «شاهین نجفی» همجنس‌باز مشهور و شومن میتینگ‌های منافقین، به هتک حرمت معصومین و ائمه اطهار پرداخته است.


ارسال توسط حاجی
در نشست جبهه پایداری انقلاب اسلامی عنوان شد:


آقا تهرانی: ساختار مجلس را باید تغییر داد / رسائی: حدادعادل همسو با رهبری حرکت می کند


دبیرکل جبهه پایداری: به نظر بنده مجلسي را كه الان ما در پيش داريم خيلي از ساختارهايش را بايد تغيير داد/ رسایی: ما به اين نتيجه رسيده ايم كه براساس تكليف در اين موضوع عمل كنيم، البته شخصيت دكتر حداد عادل متفاوت است از بعضي از دوستاني كه ما به آنها انتقاد داريم چون ما واقعا هم در زمان انتخابات بداخلاقي از آقاي حداد عادل نديديم، احساس مي كنيم كه آقاي حداد عادل همسو با مقام معظم رهبري حرکت می کند و بدون تعارف مي گويم که بعضي از آقايان ديگر در زمين آقاي هاشمي رفسنجاني بازي مي كنند.

به گزارش پایگاه 598، روز گذشته مراسمی که به شکرانه حضور گفتمانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی تشکیل شده بود با حضور اکثر نمایندگان و کاندیداهای جبهه پایداری انقلاب اسلامی برگزار گردید.

حجت الاسلام و المسلمین آقاتهراني دبیرکل جبهه پایداری در جلسه قدرداني از دست اندر كاران انتخابات مجلس نهم شوراي اسلامي كه عصر روز گذشته در حسينيه دوكوهه با حضور نمايندگان و جوانان برگزارشد اظهار داشت: حضور در جمع شما عزيزان يك تاثير عميق و مثبتي بر روح و روان انسان مي گذرد، و به همين منظور خدا را شاكرم.

وی افزود: به نظر بنده مجلسي را كه الان ما در پيش داريم خيلي از ساختارهايش را بايد تغيير داد و اين در صورتي محقق مي شود كه دوستاني كه با پايداري هستند و يا اهل پايداري هستند و دلبستگي و وابستگي به اين گروه و اين جریان دارند كه اميدوارم انشاء الله اكثريت مجلس را در بر داشته باشند، اگر اينگونه شود و ما بتوانيم ياران خوبي داشته باشيم حتما خوب جلو خواهيم رفت.

دبیرکل جبهه پایداری بیان داشت: ما بايد بتوانيم بشنويم به خاطر رايي كه داريم و اين بخاطر زحمت هاي شما است، از خودمان چيزي نداريم، طلبي نداريم بلكه مديون هستيم، بنابراين بايد اين دين را خوب ادا كنيم.

آقا تهرانی گفت: بنده شخصا از همه كساني كه در اين جهت كار كردند، از همه جوانان عزيز، از جناب آقاي متقي فر و از تك تك نمايندگان و از تمام كساني كه واقعا در اين جهت كار كردند تشكر مي كنم، و اميدوارم كه روز قيامت پشيمان نشويم از اينكه چرا ما به اين اشخاص راي داديم بلكه اين باعث توشه آخرتمان باشد و انشاء الله دفاع خوبي از نظام بكنيم و مقام معظم رهبري از ما و شما راضي باشند.

همچنین در ادامه مراسم حجت الاسلام حمید رسايي عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در ادامه اين مراسم طي سخناني پيرامون مسائل مهم مجلس اظهار داشت: در انتخاب هيات رئيسه كه كليدي ترين نقطه مجلس است از يك طرف مي بينيم برخی از كساني که پيشتاز شده اند كه جايگاه رياست را بگيرند كه ما با آنها حاضر نشديم در انتخابات سر يك ميز بنشينيم، اين افراد در فتنه سكوت كردند و رهبري هم فرمودند سكوت در فتنه يك شاخص است درحاليكه يك هفته قبل هم اظهار نظر كردند كه تئوري ساكتين فتنه از كدام كره نازل شده كه همان جا جواب هم داده شد كه از كره زمين نازل شده آن هم از حسينيه امام خميني (ره).

رسایی گفت: ما در بحث هيات رئيسه علي رغم اختلاف نظري كه با بعضي از دوستان داشتيم به خاطر اخلاق و رفتاري كه در انتخابات داشتند نه حتي نسبت به ما گاهي رسانه هاي آنها متعرض آيت الله مصباح هم شدند وحدت کرده ایم.

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری افزود: ما به اين نتيجه رسيده ايم كه براساس تكليف در اين موضوع عمل كنيم، البته شخصيت دكتر حداد عادل متفاوت است از بعضي از دوستاني كه ما به آنها انتقاد داريم چون ما واقعا هم در زمان انتخابات بداخلاقي از آقاي حداد عادل نديديم، احساس مي كنيم كه آقاي حداد عادل همسو با مقام معظم رهبري حرکت می کند و بدون تعارف مي گويم که بعضي از آقايان ديگر در زمين آقاي هاشمي رفسنجاني بازي مي كنند.

وی اظهار داشت: ما تكليفمان را انجام مي دهيم چه اتفاقي مي افتد نمي دانيم، فضا خيلي مثبت و خيلي مساعد است، محكم هم مي مانيم در مورد اين موضوع براساس تكليف ما مذاكره مي كنيم اما معامله نمي كنيم، مذاكره براي اين مي كنيم كه آن چيزي كه رهبري مي خواهد تحقق پيدا كند، برداشت ما اين است كه مقام معظم رهبري از مديريت مجلس هشتم خیلی راضي نيستند و اين هم چيزعجيبي نيست، آقا چهار ديدار داشته است با مجلس هشتم و در ديدار سران سه قوه با مقام معظم رهبري ايشان فرمودند هر هاي را نبايد با هوي جواب داد، اگر يكي كوتاه نيامد ديگري كوتاه بيايد.

حجت الاسلام حمید رسايي در ادامه گفت: ايشان نگاه مي كنند به اينكه بايد مشكل مردم حل شود و اين با دعواها نمي شود، ما برداشتمان در مجلس اين بود كه علي رغم انتقادهايي كه به بعضي ها داريم اما در موضوع رياست بايد كمك كنيم و اگر پايداري پايش را عقب بكشد اين اتفاق نمي افتد چون پايداري الان به لطف اين گفتمان و تلاش هايي كه شد و آبرويي كه آيت الله مصباح گذاشت پايداري نمایندگان خوبي در مجلس دارد، چرا از اين بخوبي استفاده نكنيم.


ارسال توسط حاجی
یک سایت آمریکایی در گزارشی تصریح کرد: بسیاری از مردم آمریکا نمی‌دانند که میلیون‌ها دلار از مالیات‌های آن‌ها، صرف پرداخت مقرری به جرج بوشی می‌شود که باعث بدبختی این مردم شده است.


به گزارش سایت اوباما، سایت آمریکایی "رکود اقتصادی" در گزارشی تصریح کرد: طبق قانون حمایت از رییس‌جمهور سابق آمریکا مصوب سال 1958، بیش از 3.6 میلیون دلار از مالیات مردم آمریکا برای اهدا به بوش‌های پدر و پسر، بیل کلینتون و جیمی کارتر که روسای جمهور سابق و زنده این کشور هستند، اختصاص یافته است.

این گزارش با بیان اینکه چنین اقدامی در حالی است که این افراد ثروت‌های کلانی را از صدقه سر ریاست‌جمهوری خود به دست آورده‌اند، تصریح کرد: برای مثال بیل کلینتون به واسطه شهرتی که به خاطر ریاست جمهوری به دست آورده بود، بعد از اتمام این دوره، حدود 41 میلیون دلار از سخنرانی‌های مختلف در طی 6 سال و حدود 12 میلیون دلار از فروش خاطرات خود تحت عنوان «زندگی من» بدست آورد. جرج دبلیو بوش نیز فقط در دو سال اول بعد از اتمام دوره‌اش حدود 15 میلیون دلار از سخنرانی‌هایش بدست آورده است که همه را مدیون رئیس‌جمهور شدن در آمریکاست.

براساس گزارش "رکود اقتصادی"، مطابق با مصوبه مذکور، در سال 2012 عایدی این 4 نفر از 3.6 میلیون دلاری که از مالیات مردم به آنها اختصاص داده شده، هرکدام به شرح زیر است:

به رغم همه اعتراضات مردمی به اقدامات جنگ طلبانه دولت بوش از سال 2000 تا 2008 و همه مصائبی که وی آمریکا را دچار آن کرده است، وی امسال 1,356000 دلار از محل مالیات دهندگان آمریکایی دریافت می‌کند که گفته شده 85 هزار دلار از این مبلغ، قرار است صرف پرداخت قبض‌های تلفن وی شود! 

بیل کلینتون 1019000 دلار دریافت می‌کند که از این رقم، چیزی در حدود 442,000 دلار به هزینه‌های دفتری وی اختصاص خواهد داشت که شاید وی برای پنهان کردن خود از دید هیلاری، به این فضای کاری نیاز مبرم دارد!

جرج بوش پدر نیز 879,000 دلار کاسب می‌شود که 63,000 دلار آن برای خرید تجهیزات الکترونیکی اختصاص دارد اما سوال اینجاست که مگر وی مثلاً چند دستگاه آی پد نیاز دارد!
حتی کسی مانند جیمی کارتر هم قرار است مانند سال‌های گذشته نزدیک به 518,000 دلار از پول مالیات مردم را دریافت کند.

این سایت در ادامه با بیان این پرسش که چرا این همه پول را به منظور حمایت از این افراد اختصاص می‌دهیم؟ تصریح کرد: هنوز جوابی برای این پرسش وجود ندارد. 

نویسنده این گزارش با طعنه به همه سوالات بی‌پاسخ مردم آمریکا از دولتمردان این کشور می‌نویسد: می‌توان این را هم به لیستی که بایستی پاسخی برای آنها یافت، اضافه کرد. مواردی مانند این سوالات مهم که «افراد افسرده بیشتر وقت خود را در فیس بوک می‌گذرانند یا در توییتر؟» که دولت برای یافتن پاسخی به این سوال 198000 دلار خرج کرده است! 
یا اینکه «موش‌ها زمانی که کوکایین مصرف کرده‌اند چگونه به موسیقی جاز واکنش نشان می‌دهند؟!» یا اینکه «آیا کوکایین، بلدرچین ژاپنی را به رفتارهای خطرناک جنسی می‌کشاند؟!» که دولت برای یافتن جواب این سوال نیز 175,587 دلار هزینه کرده است. 

این گزارش همچنین می‌افزاید: همین لحظه 100 میلیون آمریکایی در سن اشتغال بیکار هستند اما دولت در چنین موارد بی‌فایده‌ای هزینه می‌کند. روسای جمهور سابق بایستی شرمگین از پذیرفتن این مبالغ باشند. نمایندگان کنگره که به دنبال کاهش هزینه‌ها هستند، چرا به این مصوبات نگاهی نمی‌کنند؟!


ارسال توسط حاجی

 



ارسال توسط حاجی
پاتک دیپلماتیک به تلاش آل خلیفه برای فروش بحرین به عربستان



طرح الحاق مجدد بحرین به خاک ایران بررسی می‌شود




با جدی شدن فروش خاک بحرین به دولت عربستان توسط اقلیت حاکم بر این کشور، تلاش‌ها در نهادهای رسمی جمهوری اسلامی برای لغو مصوبه جدایی بحرین از ایران در سال 1970 جدی‌تر شده به نحوی که این موضوع امروز در دستور کار کمسیون سیاست خارجی مجلس قرار گرفت.
 
به گزارش رجانیوز تلاش اقلیت حاکم بر بحرین برای الحاق این کشور به عربستان سعودی و فروش خاک این کشور به خاندان سعودی در ازای تضمین بقا آل خلیفه در شرایطی امروز و در خلال نشست شورای همکاری خلیج فارس در ریاض پیگیری شد که زمزمه‌هایی در ایران مبنی بر ایجاد امکان رفراندوم برای بازگشت بحرین به آغوش ایران سرزمین مادریش در راهروهای مجلس شنیده شد.
 
هر چند تلاش ریاض و آل خلیفه برای تصویب طرح ایجاد یک اتحادیه چندجانبه و الحاق رسمی بحرین به عربستان امروز در نشست ریاض با شکست مواجه شد ولی اظهارنظرها و تلاش‌های دو خاندان آل خلیفه و آل سعود برای عملیاتی کردن این طرح، ایران را در پیگیری موضوع بازگشت بحرین به نقشه ایران اسلامی جدی‌تر کرده است.
 
ماجرای جدا شدن بحرین از استان بوشهر با هماهنگی شاه پهلوی چه بود؟
 
کشور بحرین در سال 1970 و پس از موافقت شاه مخلوع ایران با برگزاری رفراندوم از خاک ایران جدا شد. ماجرای جدایی بحرین از خاک ایران از آن زمان جدی شد که انگلیس پس از جنگ جهانی دوم و افول قدرت جهانی‌اش مجبور به عقب نشینی از کانال سوئز و خلیج فارس شد. بر همین اساس این کشور استعماری که حدود 150 سال بر بحرین مسلط بود، از منطقه خارج شد و از آنجا که پیش از اشغال این جزیره توسط انگلیس، بحرین جزء خاک استان بوشهر محسوب می‌شد، از جانب ایران این جزیره به خاک این کشور ملحق شد.
 
با این حال خاندان آل خلیفه که خاندانی اهل حجاز و تبعیدی به این جزیره بوده و با حمایت انگلیس بر بحرین تسلط پیدا کرده بودند، مدعی استقلال بحرین شدند. وضعیت جدید مورد اختلاف دو طرف قرار گرفت. آل‎خلیفه ادعا کرد بحرین یک کشور مستقل است و ایران مدعی بود بحرین بخشی از زمین کشورش است و حال که انگلیس عقب‎نشینی کرده، باید این بخش به تملک کشور مادر برگردد.
 
سازمان ملل در این دعوا وساطت کرد و شاه ایران پذیرفت رفراندومی میان مردم بحرین در این زمینه برگزار شود. رفراندومی که هرگز برگزار نشد. به نحوی که گروهی که از طرف سازمان ملل به بحرین رفتند، با چند نفر از سران قبیله‎‎ها و عشایر بحرین دیدار کرد. سران قبایل بحرینی با هر زدوبندی که بود، به جدایی رضایت دادند و نماینده‎‎های سازمان ملل با اعلام اینکه "مشت نمونه خروار است"، حکم به استقلال بحرین دادند! 
 
با حاکمیت اقلیت آل خلیفه که 15 درصد جمعیت بحرین را هم تشکیل نمی‌دادند بر ساکنان شیعه و سنی این جزیره (25 درصد سنی و 75 درصد شیعه) و هماهنگی این رژیم با دولت آل سعود، شرایط سختی برای شیعیان این کشور پیش آمد که منجر به چند دور اعتراض و در نهایت منجر به اعتراضات مسالمت‌آمیز یکسال اخیر به آل خلیفه شده است. امری که این خاندان برای مقابله با آن به زور دولت عربستان متوسل شد و در آخرین اقدام نیز به دنبال الحاق آن به کشور عربستان برای جلوگیری از گسترش اعتراضات به شرق عربستان و از دست دادن حاکمیت خود بر بحرین است.
 
طرح الحاق مجدد بحرین به خاک ایران در صورت اصرار عربستان بر اشغال این کشور
 
در این شرایط یک عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس پیشنهاد طرح برگزاری رفراندوم برای الحاق مجدد بحرین به کشور ایران خبر داد.
 
محمد كريم عابدي نماينده مردم طبس، فردوس، سرايان و بشرويه در مجلس با اشاره به طرح آل خليفه و آل سعود براي الحاق بحرين به عربستان گفت: بحرين كشوري مستقل است چرا كه ملت آن بيش از يك سال در برابر تجاوزات آل خليفه، آل سعود و در راس آنان آمريكا و انگليس ايستادگي كرده است.
 
وي در ادامه افزود: بوسيله يك رفراندوم مي‌توان نظر آنان را در مورد آل خليفه و مسئله اخير ارزيابي كرد ولي قطعا آنها بازگشت به وطن اصلي خود را در برنامه خواهند داشت و آن جايي جز جمهوري اسلامي ايران نخواهد بود.
 
هر چند تاکنون ایران حاکمیت بحرین را به رسمیت شناخته و با این کشور روابط متعارف دیپلماتیک برقرار کرده است ولی به نظر می‌رسد در صورت پیگیری جدی موضوع الحاق بحرین به خاک عربستان، جمهوری اسلامی ایران به صورت جدی موضوع بازگشت بحرین به خاک ایران را پیگیری کند. این در حالی است که اکثریت شیعه ساکن در این کشور و رواج زبان فارسی در آن، موضوع الحاق بحرین به خاک ایران در صورت اصرار عربستان را بسیار ساده و آسان خواهد کرد.


ارسال توسط حاجی


امام فرمودند بروید ببینید آقای بهجت چه می گوید/ بعد فرهنگی مبارزه را آیت‌الله بهجت در نظرما برجسته کرد




 نسبت استاد شاگردی آیت الله العظمی بهجت و آیت الله مصباح یزدی شاید تا چندی پیش و در ایام حیات عارف بزرگ زمانه، چندان آشکار و پیدا نبود، چه از آن جهت که حضور آیت الله بهجت مانع از بیان این ارتباط می‌شد و چه از آن جهت که سمت و سوی آشکار فعالیت علامه مصباح در حوزه اندیشه و سیاست به چشم می‌آمد و ابعاد اخلاقی در پشت این روشنگری‌های نظری و سیاسی پنهان.

پس از رحلت بهجت زمان، هر آنکس که سر و سری با او داشت، خاطراتی گفتنی را به زبان و قلم آورده و در تبیین جایگاه والای او به جامعه عرضه کرد هرچند که بسیاری از خاطرات مگو هم در سینه دوستان و دوستدارانش باقی ماند.

شاید یکی از خواندنی‌ترین خاطرات از مرحوم آیت الله بهجت، خاطرات علامه مصباح یزدی از این استاد بزرگ اخلاق است. خواندن این خاطرات سوای محتوای پر مغز آن، از سر و سرّ استاد و شاگرد حکایت دارد. 

 بخش‌هایی از خاطرات علامه مصباح یزدی پیرامون مرحوم بهجت را که هفته نامه نه دی منتشر کرده است، به مناسبت فرارسیدن سالگرد ارتحال عارف بزرگ دوران معاصر مرحوم آیت الله بهجت منتشر می‌شود:
 


درس خارج پشت حجره در بسته
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیت الله بروجردی(رض)که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم. گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 


 داستان هایی که سرّش را بعداً فهمیدیم
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید. این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل.
 


 تأکید آیت الله بهجت بر بُعد فرهنگی نهضت
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغ تر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام(س) و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم. اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
 


امام می فرمود با اصرار از ایشان بخواهید
 
مرحوم آیه الله مشکینی(رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام(س) شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام(س) می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید. مرحوم امام(س) کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند. بنده هم از مرحوم آقا مصطفی(ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام(س) نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست: جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام(س)، زیاد رفت و آمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام(س) پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد حضرت امام(س) می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.

 
 آنچه نمی دانیم عمل کنیم
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود. تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند و هیچ کس نمی داند! می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات، بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 


مبارزه آیت الله بهجت با عرفان های التقاطی
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
بطور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند ، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است، در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.


ارسال توسط حاجی

تصویری بسیار جالب از یادگار امام راحل/کمتر دیده شده




برچسب‌ها: حاج احمد آقا خمینی, عکس, جذاب, کمتر دیده شده

ارسال توسط مهدي يار2

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقرآن متشکریم + تصاویر دردناک



شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک

شهرداری تهران بابت حمله به دارالقران متشکریم +‌ تصاویر دردناک


شهرداری منطقه 7 تهران اقدام به این عمل تأسف بار و شرمگین نموده است.


برچسب‌ها: دارالقرآن, تخریب, شهرداری, حمله, عکس

ارسال توسط مهدي يار2

عکس/اعدام قاتل شهید علیمحمدی



برچسب‌ها: شهید علیمحمدی, قاتل, اعدام, عکس, ترور

ارسال توسط مهدي يار2

این لحظه های آخر آنقدر زاری کرده بود که هم خودش خسته شده بود هم بچه های ستاد. شب قبل از اعزام، درست پشت چادر ما صدای گریه اش را شنیدم، از چادر بیرون زدم، دیدم گوشه ای کز کرده و اشک بر چهره ی آسمان سیمایش جاری است.
سید مسعود شجاعی طباطباییسید مسعود شجاعی طباطبایی، یکی از عکاسان سال های دفاع مقدس و  یکی از هنرمندان حال حاضر در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در یک از خاطرات خود از آن سال ها آورده است:

در قلاجه غوغایی بود، سخت بود، به خدا خیلی سخت بود، دل کندن از هم، اما حالا نزدیکی غروب آفتاب، بچه ها همدیگر را سخت در بغل می فشردند و گریه سر می دادند، عاشق بودند، کاری نمی شد کرد، و با اینکه با خودشان عهد کرده بودند از همه چیز دل بکنند، اما حسابی دلبسته هم شده بودند، تا ساعاتی دیگر باید از موانع سخت، میادین مین و از زیر آتش دشمن رد می شدند و حماسه ای دیگر را در تاریخ دفاع مقدس رقم می زدند.

حسابی توجیه شده بودند که برای آزادسازی شهر مهران- برگ برنده صدام در جنگ که خیلی به آن می نازید- باید مردانه بجنگند. با بچه های لشگر سیدالشهدا همراه بودم، الحق و الانصاف بچه های تبلیغات سنگ تمام گذاشته بودند. دروازه قرآنی درست کرده بودند تا بچه ها از زیر آن رد شوند.

حاج علی فضلی فرمانده لشگر هم با اکثر بچه ها مصافحه می کرد. نه بچه ها از او دل می کندند، نه او از بچه ها، انگار برای عروسی می رفتند، رسیدن به وصال عشق، آذین بندی‌ها هم به این گمانه دامن می زد، حسابی چراغانی کرده بودند.

در عکس رشته لامپ هامشخص است، روحانی جوانی در حالی‌که لباس رزم برتن دارد و قرآن به دست گرفته بچه ها را از زیر قرآن رد می کند، در این میان نوجوانی نشسته و برای بچه ها اسپند دود می کند، در عکس پشتش به ماست. سنش کم بود، چون چادر ما نزدیک بچه های ستاد بود، بارها و بارها دیده بودمش، خیلی اصرار کرده بود تا او را هم به همراه رزمندگان دیگر بفرستند، اما سنش کم بود، به گمانم 12 سالش بود.

این لحظه های آخر آنقدر زاری کرده بود که هم خودش خسته شده بود هم بچه های ستاد. شب قبل از اعزام، درست پشت چادر ما صدای گریه اش را شنیدم، از چادر بیرون زدم، دیدم گوشه ای کز کرده و اشک بر چهره ی آسمان سیمایش جاری است، رفتم و کنارش نشستم، با اینکه می دانستم علت چیست، از او پرسیدم:" چرا گریه می کنی؟"

خیلی ساده در حالیکه احساس می کردم بغض تمام گلویش را پر کرده است و به سختی می توانست حرف بزند گفت:"می خواهم با بچه ها به خط مقدم بروم، اما نمی گذارند، می گویند سنم کمه".

دست روی شانه اش گذاشتم و گفتم :" خوب اولا مرد که گریه نمی کند، ثانیا تا اینجا هم که با بچه ها آمدی خیلی ها آرزویش را دارند و نتوانسته اند بیایند"

گفت:" به مادرم گفتم که نذر کند تا من به خط مقدم بروم، اگر نگذارند بروم نذر مادرم ادا نمی شود."

با این حرف آخر واقعا کم آوردم، مانده بودم چه بگویم، گفتم:" اگر دعای مادر پشت سرت باشد، انشالله نذر او هم ادا می شود"...

حالا در آخرین غروب وداع قلاجه با یاران، به او گفته بودند فعلا اسپند دود کند تا ببینند بعد چه می شود، به نظرم می رسید یک جورایی سرکارش گذاشته بودند...

درمرحله دوم عملیات در شهر مهران باز هنگام غروب دیدمش، سوار بر پشت تویوتا، تعجب کردم، تفنگ کلاش به شانه اش بود، برای  لحظه ای نگاهمان به هم تلاقی کرد، صورت زیبایش آسمانی تر شده بود، لبخندی زد و دستش را به سمتم دراز کرد، دویدم تا خودم را به ماشین برسانم، نرسیدم، دستم به او نرسید... دور شد، لحظاتی بعد در غبار دود انفجار گم شد،" نذر مادر ادا شده بود... ".



ارسال توسط مهدي يار2
تعداد بازدید :
 

سایت روز نکبت: شصت و دو سال از اشغال فلسطين گذشت و خاطرات تلخ يك ملت آواره و ستمديده بار ديگر زنده شد و در كنار آن تجاوزات،حملات، بازداشت‌ها و سركوب روزانه و محاصره شديد اين ملت بر تلخي اين خاطرات افزود.

"نكبة" كلمه عربي و به معناي مصيبت است. فلسطيني‌ها بطور عادي كلمه "نكبت" را براي توصيف حوادث فاجعه‌باري كه در پي اشغال سرزمين‌هاي اشغالي به همراه داشته، بكار مي‌برند.

در پانزدهم ماه مي سال 1948حادثه‌اي در تاريخ فلسطين روي داد كه روز نكبة نام گرفت. از نظر فلسطيني‌ها اين روز يادآور روزهاي تلخ يعني اشغال سرزمين‌شان و مصادره اراضي و اولين موج آوارگي و اخراج بيش از 800هزار فلسطيني از خانه و كاشانه‌شان است.




برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید


بعد از گذشت 62 سال از موجوديت رژيم صهيونيستي و اشغال سرزمين‌هاي اشغالي شمار آوارگان، پناهندگان به 4 ميليون نفر رسيد كه همچنان بيشتر اين آوارگان در اردوگاههايي در كرانه باختري، نوار غزه و ديگر كشورهاي همسايه عربي زندگي مي‌كنند.

شصت و دو سال از صدور قطعنامه ننگين تقسيم فلسطين گذشت و صفحه‌اي ديگر از قطعنامه‌هاي تبعيض‌آميز سازمان ملل دوباره ورق خورد و خاطرات تلخ يك ملت آواره و ستمديده بار ديگر زنده شد و در كنار آن تجاوزات، حملات، بازداشت‌ها و سركوب روزانه اين ملت بر تلخي اين خاطرات مي‌افزايد. در واقع تنها نمي‌توان صهيونيست‌ها را عامل توطئه اشغال و آوارگي ملت فلسطين دانست. بلكه بايد اين حقيقت را هم در نظر گرفت كه اشغال فلسطين نتيجه پروسه‌اي بود كه در سال 1897 ميلادي در شهر "بال" سوئيس شروع شد و طي مراحلي با قيموميت انگلستان بر فلسطين و صدور اعلاميه شوم بالفور در سال 1917 ميلادي مقدمات حضور صهيونيست‌ها در فلسطين و واگذاري اين سرزمين به آنها فراهم شد تا اين كه سازمان ملل متحد در تاريخ 29 نوامبر سال 1947 ميلادي نزديك به يك سال قبل از وقوع فاجعه دردناك اشغال فلسطين در سال 1948، قطعنامه شمار 181 خود را در مورد فلسطين صادر كرد و اين كشور را ميان يهودي‌ها و عرب‌ها تقسيم كرد.

33 كشور از جمله آمريكا و انگليس و كشورهاي اروپايي به اين قطعنامه راي مثبت دادند و 13 كشور به آن راي مخالف و 10 كشور هم راي ممتنع دادند.

اين زمان بود كه توطئه اشغال قلب جهان اسلام توسط مجامع بين المللي شكل آشكارتري به خود گرفت و قطعنامه 181 در سازمان ملل مهر تاييدي بود بر وجود يك توطئه جهاني براي اشغال فلسطين و جدا كردن اين منطقه مهم و حياتي از پيكره كشورهاي اسلامي و عربي و واگذاري آن به مهاجران يهودي.

اين گونه بود كه در آن زمان، سازمان ملل با تصويب اين قطعنامه زمينه اشغال فلسطين و آواره شدن ميلون‌ها فلسطيني بي‌گناه را فراهم كرد و عملا پا به عرصه پروسه واگذاري فلسطين به يهوديان گذاشت.

جالب اين كه در آن زمان حتي خود صهيونيست‌ها با اين قطعنامه مخالفت كردند، علت مخالفت آنها با اين قطعنامه به زياده خوايي صهيونيست‌ها باز مي‌گشت. آنها معتقد بودند كه پس از تصويب اين قطعنامه تنها صاحب نزديك به نيمي از مساحت فلسطين مي‌شوند در حالي كه به دنبال كل فلسطين بودند تا از آن پلي براي تحقق روياي ديرينه صهيونيسم يعني تشكيل " اسرائيل بزرگ" از نيل تا فرات بسازند.

اين گونه بود كه درست نزديك به يك سال بعد از اين قطعنامه، فلسطين كامل به اشغال صهيونيست‌ها در آمد و فاجعه آوارگي و بي‌خانماني ملتي در تاريخ نوين كه شعار دمكراسي و آزاديخواهي را سر مي دهد، شكل گرفت كه مجامع جهاني، سازمان ملل،كشورهاي اروپايي و غربي در اين جنايت شريك صهيونيست‌ها بودند.

در اين ميان، كوتاهي كشورهاي عربي و اسلامي بر كسي پوشيده نيست و همه واقفند كه اگر سستي و ضعف و چند دستگي كشورهاي عربي نبود، ما اكنون شاهد دردناك‌ترين واقعه تاريخ يعني مسئله فلسطين نبوديم و آوراگي اين ملت مظلوم را نظاره گر نبوديم.



ارسال توسط مهدي يار2
حماس: اقتدارمان را مدیون رهبر ایران هستیم

مشاور اسماعیل هنیه گفت: امروزه بواسطه قدرت مقاومت صهیونیستها نه تنها وارد خاک غزه نمی شوند بلکه حتی از بیم موشک های مقاومت هلی کوپترهای خود را نیز بر فراز غزه به پرواز در نمی آورند. مقامات صهیونیست با کوچکترین تهدید مقاومت بشدت از سوی جامعه صهیونیستی تحت فشار قرار می گیرند چون آنها نمی توانند بیش از سه روز در پناه گاهها دوام بیاورند. این اقتدار را مدیون ملت و رهبری ایران هستیم.

 هیاتی از مشاوران دولت منتخب حماس در غزه در محل سفارت با غضنفر رکن آبادی سفیر جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفتگو کرد.

محمد عسقول وزیر سابق و از مشاوران اسماعیل هنیه در این دیدار ضمن ابلاغ سلام و درود اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت منتخب حماس به سفیر و مقامات جمهوری اسلامی ایران از مواضع کشورمان در حمایت از مسائل امت اسلامی و در راس آن مسئله فلسطین تقدیر و تشکر کرد و اظهار داشت:« هیچ کشوری به اندازه جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین حمایت نکرده است و مردم مظلوم غزه که سالهاست تحت فشار و محاصره قرار دارند محبت و حمایت ملت و رهبری ایران را فراموش نخواهند کرد. تاریخ حیات بشری این نیت پاک و خیرخواهان جمهوری اسلامی ایران نسبت به مردم فلسطین را ثبت خواهد کرد و قطعا ملت ایران از اجر و مزد اخروی نزد خداوند متعال برخوردار خواهند بود.»

مشاور اسماعیل هنیه با حساس خواندن شرایط منطقه و لزوم آگاهی ملت های منطقه نسبت به توطئه های رژیم صهیونیستی افزود:«خوشبختانه با حمایت همه جانبه ملت و رهبری ایران از مقاومت فلسطین و لبنان و تقویت قدرت و اقتدار ایران در منطقه و جهان، رژیم صهیونیستی روز به روز در سراشیبی سقوط فرو می رود و اگر قبلا می توانستند به راحتی وارد غزه شوند، امروزه بواسطه قدرت مقاومت نه تنها وارد خاک غزه نمی شوند بلکه حتی از بیم موشک های مقاومت هلی کوپترهای خود را نیز بر فراز غزه به پرواز در نمی آورند. مقامات صهیونیستی با کوچکترین تهدید از سوی مقاومت بشدت از سوی جامعه صهیونیستی تحت فشار قرار می گیرند به این دلیل که آنها نمی توانند بیش از سه روز در پناه گاهها دوام بیاورند. این اقتدار مقاومت را مدیون ملت و رهبری ایران هستیم.»

سفیر جمهوری اسلامی ایران نیز در این دیدار با تبیین مواضع جمهوری اسلامی ایران در حمایت از مسائل امت اسلامی و قضیه فلسطین گفت:«آنچه ما در مسیر حمایت از حق و عدالت انجام می دهیم که البته نماد و مصداق آن پشتیبانی از قضیه فلسطین می باشد یک واجب دینی و انسانی است. وظیفه ما ادای واجب است. ما انتظار تشکر و قدردانی از دوستان خود نداریم و ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که بر اساس تعالیم قرآن و عترت از مظلوم و حق دفاع می کند.»

رکن آبادی با اشاره به ضعف روز افزون غرب و رژیم صهیونیستی در برابر قدرت ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران، آینده منطقه را آینده ای روشن و بنفع ملت های مظلوم و آزاده جهان دانست.



ارسال توسط مهدي يار2
آیت‌الله نوری‌همدانی: دشمنان درپی استحاله بیداری اسلامی
یکی از مراجع تقلید در قم گفت: استکبار به دنبال ایجاد انحراف در مسیر بیداری اسلامی و استحاله این حرکت‌هاست.

 آیت‌الله حسین نوری همدانی ظهر امروز در دیدار هیئتی از اساتید دانشگاه‌های مصر با اشاره به اینکه اسلام در آغاز طلوع خود تمدن بسیار با عظمتی را در جهان به وجود آورد، اظهار داشت: در آن دوران مراکز علمی و پایگاه‌های مختلف در قلمرو حاکمیت اسلام به وجود آمده بود و دانشمندان بسیاری در علوم مختلف به تحقیق و مطالعه می‌پرداختند.

وی ادامه داد: در زمانی که اروپائیان در ظلمت جهالت به سر می‌بردند، مسلمانان دارای قدرت علمی، اقتصادی، سیاسی و عقیدتی فراوان بودند.

این مرجع تقلید افزود: مسلمانان که بنیان‌گذار علوم، تمدن و عظمت بودند بعدها به انحطاط دچار شدند و از آن ‌همه مجد و عظمت چیزی به جای نماند.

وی گفت: موضوع اساسی این است که باید مطالعه کنیم تا متوجه شویم چه موضوعی سبب شد تا مسلمانان دچار انحطاط شده و قدرت‌های استبدادی و استکباری به آنان مسلط شوند.

آیت‌الله نوری همدانی اذعان داشت: در دورانی تمام ابعاد زندگی مسلمان زیرسلطه کفار قرار گرفت و امت اسلامی، استقلال، آزادی و عظمت خود را از دست داد.

وی ادامه داد: قرآن کریم در آیات بسیاری در زمینه رابطه با پیروان دیگر ادیان و کفار به مسلمانان هشدار داده بود اما مسلمانان این آیات را نادیده گرفتند و عنان تمام امور خود را در اختیار دشمنان اسلام قرار دادند.

این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: سیاست استکبار ایجاد اختلاف میان مسلمانان بود و همین اختلاف سبب ضعف بیشتر مسلمانان در مقابله با زیاده‌خواهی استکبار شد.

وی گفت: یکی دیگر از توطئه‌های دشمنان برای به استضعاف کشیدن مسلمانان تأسیس و تقویت اسرائیل بود.

آیت‌الله نوری همدانی ابراز کرد: چندین قرن به این ترتیب گذشت تا مسلمانان به جایی رسیدند که سرسپردگی و وابستگی به استکبار در میان آنها افتخار محسوب می‌شد.

وی افزود: در همین حال در ایران امام خمینی(ره) که مجاهدی متقی و بیدارگری توانا بود، با بصیرت و دقت تمام درد مسلمانان را درک کرد و اینگونه تشخیص داد که مسلمانان برای یافتن مجد و عظمت گذشته باید به همان اسلام ناب برگردند.

این مرجع تقلید ادامه داد: امام خمینی(ره) با صبر و فداکاری بسیار و پس از تحمل مشقت‌های فراوان، انقلاب اسلامی را در ایران به ثمر رساند و از همان آغاز نیز به این موضوع تاکید کرد که این انقلاب درون مرزهای ایران محصور نخواهد ماند و کل جهان را فرا خواهد گرفت.

وی با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی انقلابی بیدارگر است، گفت: ما در این انقلاب برای یاری کل محرومان و مستضعفان جهان قیام کردیم.

آیت‌الله نوری همدانی اظهار کرد: امام خمینی(ره) معتقد بود این بیداری کل محرومان و مستضعفان جهان را در برخواهد گرفت و به تمام جهان صادر خواهد شد.

وی افزود: این بیداری اسلامی که در جهان اسلام گسترش پیدا کرده و حتی حرکت‌های بیدارگرانه‌ای که امروز در اروپا و آمریکا دیده می‌شود، در نتیجه حرکت بیدارگرانه امام خمینی(ره) است.

این مرجع تقلید با اشاره به لزوم هوشیاری نخبگان مصری در جریان شکل‌گیری سمت و سوی انقلاب مصر ابراز داشت: باید مواظب باشید دشمنان اسلام این بیداری که در مصر به وجود آمده را با توطئه‌های شیطانی استحاله نکنند.

وی اضافه کرد: دشمنان اسلام در امر مصادره حرکت‌های مردمی و استحاله انقلاب‌های ملل‌ مختلف بسیار خبره هستند و با توطئه‌های رنگارنگ مسیر ملت‌های به پا خاسته را تغییر می‌دهند.

آیت‌الله نوری همدانی با اشاره به شکل‌گیری جنبش‌های اعتراض‌آمیز در کشورهای اسلامی با کمک گرفتن از نمادهای اسلامی اظهار داشت: این بیداری اسلامی سه شاخصه بسیار مهم دارد که نخستین شاخصه آن نفرت از استکبار است.

وی خاطرنشان کرد: دومین ویژگی حرکت‌های بیداری اسلامی مبارزه و بیزاری از صهیونیسم با تمام توان و سومین ویژگی نیز بازگشتن به اسلام ناب است و هر کس در تمام جهان بر اساس این سه ویژگی قیام کند، ما در کنار او خواهیم بود و در پای حمایت از او حتی از بذل جان نیز دریغ نخواهیم داشت.

این مرجع تقلید با بیان اینکه نیاز امروز جهان اسلام بیداری مسلمانان است، افزود: امروز مشاهده می‌کنیم برخلاف تمام قوانین و خواست مردم بحرین می‌خواهند این کشور را به عربستان ملحق کنند و این نشان‌دهنده گستاخی دشمن در پایمال کردن خواست و حقوق مسلمانان است.

وی بیان داشت: امروز همان آمریکایی که علیه سوریه توطئه می‌کند از حکومت بحرین حمایت می‌کند اما با وجود بیداری مسلمانان دوران توطئه استکبار به پایان رسیده و دشمنان اسلام کاری از پیش نخواهند برد.

ارسال توسط مهدي يار2
               در میان اعتراض گسترده مردم؛
        شمارش معکوس برای فروش رایگان خاک بحرین به آل‌سعود

سرانجام پس از چندین ماه زمینه‌سازی آل سعود و آل خلیفه برای مشروعیت بخشیدن به اشغال بحرین، یک مسئول بحرینی تأکید کرد که این کشور با طرح شاه سعودی برای الحاق به عربستان موافقت کرده است.

در آستانه برگزاری نشست اعضای شورای همکاری در ریاض، وزیر اطلاع رسانی رژیم آل خلیفه اعلام کرد که اتحاد دوجانبه مورد توافق این کشور با عربستان سعودی، در ۴ محور خواهد بود و بحرین موافقت کرده است که با عربستان سعودی در چهار محور «امنیت»، «دفاع»، «اقتصاد»، و «امور خارجی» همسویی داشته باشد.
سمیره رجب همچنین اذعان کرد: کشورهای کوچک امروزه نمی‌توانند به بقا ادامه دهند و امیدواریم بقیه کشورهای عربی منطقه به این اتحادیه بپیوندند.

خبرگزاری رویترز هم در این زمینه گزارش داده است که این تصمیم در راستای نزدیک‌تر کردن شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به یکدیگر است تا بتوانند با نفوذ ایران در منطقه مقابله کنند. روزنامه‌های محلی بحرین و عربستان سعودی هم یکشنبه نوشته بودند که این دو کشور در سایه نگرانی از خشم شهروندان شیعه از دو خاندان حاکم در دو کشور و متهم کردن ایران به تحریک معترضان، احتمال دارد یک اتحاد اولیه تشکیل دهند.

علاوه بر آل خلیفه که این مساله را آخرین امید خود برای نجات از سقوط در برابر انقلاب اسلامی مردم این کشور می‌داند، حکومت ریاض هم بیم آن دارد که اعتراض‌های بحرین به مناطق شرقی عربستان سعودی که شیعیان ساکن آن هستند و چاه‌های اصلی نفت آنجا است، سرایت کند.

اما این ماجرا به همین سادگی قابل دسترس نخواهد بود؛ چرا که اعلام این مساله به شدت خشم گروه‌های انقلابی بحرین را برانگیخته است. در همین زمینه، شیخ سلمان علی دبیر کل جمعیت «وفاق ملی» ضمن مخالفت با ادغام بحرین با عربستان بر ضرورت توجه به خواست ملت بحرین تاکید کرد.

وی تاکید کرده که نه پارلمان و رژیم حاکم نماینده ملت و خواست آن نیستند و هر تصمیمی که در راستای اجرای این طرح گرفته شود، باطل و غیرقانونی است.

جمعیت وفاق اسلامی، بزرگ‌ترین گروه معترض بحرینی هم می‌گوید که دخالت عربستان سعودی در بحرین، با هدف جلوگیری از شکل گیری دموکراسی در این کشور صورت می‌گیرد. جاسم حسین یکی از مسئولان بلند پایه الوفاق گفته است: «مشکلات بحرین محلی است نه منطقه‌ای. عربستان سعودی توان انجام کار زیادی ندارد. نیروهای خود را به بحرین فرستاد اما در خاموش کردن اعتراض‌ها شکست خورد.»

نیروهای نظامی عربستان سعودی ماه مارس ۲۰۱۱ به منظور کمک به دولت بحرین و جلوگیری از انقلاب در این کشور که منجر به سقوط رژیم آل خلیفه می‌شود، در مقابله با اعتراض‌های شیعیان وارد این کشور شدند که این مساله، با اعتراضات گسترده محافل حقوق بشری بین‌المللی روبرو شد.

روز شنبه هم معترضان بحرینی پس از تظاهرات در چند خیابان در اعتراض به این مساله، با نیروهای پلیس ضد شورش درگیر شدند. آن‌ها خواستار آزادی شماری از رهبران اعتراض‌ها و فعالان حقوقی از زندان هستند. عبدالهادی الخواجه، یکی از این فعالان است که از سه ماه پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برد اما تاکنون هیچ اقدامی برای آزادی او صورت نگرفته است.

از سوی دیگر، گرو‌ه‌ها و جناح‌های انقلابی در بحرین به رژیم آل خلیفه درباره هرگونه تشدید اقداماتش علیه جنبش مردمی مسالمت آمیز این کشور هشدار دادند. با این حال، سمیره رجب گفته که انتظار می‌رود عربستان سعودی و بحرین برپایی اتحاد سیاسی را در جلسه سران شورای همکاری خلیج فارس، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه اعلام کنند.

گروه‌ها و جناح‌های مخالف در بحرین در راستای خنثی سازی توطئه جدید رژیم‌های آل خلیفه و آل سعود، در بیانیه‌ای که شب گذشته منتشر شد تاکید کردند که هرگونه اتحاد بین بحرین و عربستان را نمی‌پذیرند و به رژیم آل خلیفه درباره هرگونه تشدید اقداماتش علیه جنبش مردمی مسالمت آمیز این کشور هشدار دادند.

آن‌ها همچنین بر خطرناک بودن هرگونه ادغام  بحرین با عربستان تحت هر عنوانی تاکید کردند و ضرورت برآورده شدن خواسته‌های مردم و اهداف انقلاب را خواستار شدند.

بحرین از بیش از یکسال پیش شاهد تظاهرات مردمی و انقلاب علیه رژیم آل خلیفه است و نیروهای امنیتی بحرین با همدستی نیروهای اشغالگر سعودی به سرکوب مردم پرداخته‌اند که تاکنون در جریان این سرکوبگری صد‌ها نفر شهید یا زخمی شده‌اند. رژیم‌های آل سعود و آل خلیفه در توطئه جدیدی از اتحاد بین بحرین و عربستان سخن گفته‌اند که اقدامی برای بردن بحرین زیر قیمومیت کامل سعودی‌ها به منظور مقابله با انقلاب مردم این کشور است.



ارسال توسط مهدي يار2
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: دانشگاه و حوزه هنوز خود را برای پذیرش مسئولیت جهانی آماده نکرده و وقت خود را با بحث های پیش پا افتاده می گذرانند.


به گزارش مهر، حسن رحیم پور ازغدی در همایش نظریه بیداری اسلامی گفت: دانشگاه و حوزه هنوز خود را برای پذیرش مسئولیت جهانی آماده نکرده و وقت خود را با بحث های پیش پا افتاده می گذرانند.

وی افزود: غربی ها خواسته اند که در مقابل انقلاب اسلامی الگویی ایجاد کنند که به جای ضرر به صهیونیستها به مسلمانان ضربه وارد کنند.

رحیم پور با اشاره به اینکه آنها قصد دارند تاکتیک انقلاب اسلامی را مخدوش کنند اظهار داشت: ما باید بتوانیم بین آنچه به عنوان عملیات شهادت طلبانه در کشورهای عربی روی داده و آنچه آنها می خواهند جا بیاندازند مرز بکشیم.

وی با اشاره به اینکه امروز اراده خدا در بیداری ملت ها رقم خورده است خاطرنشان کرد: اکنون در عصر ملت ها و اسلام هستیم و این عصر فرا رسیده است.

ازغدی خاطرنشان کرد: امام راحل همیشه می گفت که این قرن، قرن اسلام و غلبه مستضعفان بر مستکبرین است.

وی ادامه داد: در 150 سال گذشته همیشه الهام ها از غرب به شرق در حرکت بوده است اما اکنون حجاب از شرق به غرب می رود و یا الگوپذیری از میدان التحریر از خاورمیانه به غرب رفته است.

به گفته رحیم پور این امر نشان می دهد که سیر تاریخی غرب به شرق تغییر یافته و تبدیل به شرق به غرب شده است و این یعنی شروع یک تاریخ جدید.

وی تاکید کرد: جهان سرمایه داری در اروپا و آمریکا در معرض انقلاب مردمی است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: دیکتاتورهای دست نشانده در کشورهای عربی سقوط کردند و تناقض گویی و پریشانی آنها در برابر جنبش های عربی دستشان را رو کرده است.

وی در پایان تاکید کرد: هیچ جنبش اسلامی در جهان به اندازه انقلاب اسلامی به جلو حرکت نداشته است. ما نظام تشکیل داده و با غرب مبارزه کرده ایم. انقلاب اسلامی با وجود برخی اشکالات، در بسیاری از عرصه ها از جمله حفظ مردم سالاری بهترین جایگاه را دارد.



ارسال توسط حاجی
پدر شهید مصطفی احمدی‌روشن گفت: کسانی که سد راه خانواده شهدا هستند، بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته‌ای عکس و فیلم می‌گیرند؟


واكنش شديد پدر شهید احمدی‌روشن به اقدام اخير هاشميرحیم احمدی روشن در گفت‌وگو با «خبرگزاری دانشجو» در خرم آباد، تصریح کرد: همان کسانی که بدون سلام و نام خدا به رهبر معظم انقلاب نامه می نویسند، امروز خانواده های شهدای هسته ای را دور خودشان جمع می کنند و با آنها عکس و فیلم می گیرند و می خواهند از خون شهدای هسته ای به نفع خودشان استفاده کنند.

وی افزود: اینها چرا باید این کارها را بکنند، در حالی که حتی یک پیام و پیغام کوچک برای خانواده شهدای هسته ای ندادند، چه حقی دارند که با خانواده شهدا عکس و فیلم می گیرند و مردم را ملعبه دست خودشان می کنند، باید خجالت بکشند از خون شهدای هسته ای، این ها دل ما را به درد می آورند.

پدر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: کسانی که یک قدم برای خانواده شهدا برنداشته اند و سد راه خانواده شهدا هستند بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته ایی عکس و فیلم می گیرند این ها می خواستند مملکت ایران را با آن چراغ سبزی که به آمریکا و اسرائیل نشان دادند به آنها بفروشند و سیبل مقابلشان مقام معظم رهبری بود و می خواستند ایشان را از اریکه قدرت پایین بکشند که به لطف خدا و پشتیبانی این مردم موفق نشدند و از این به بعد هم موفق نمی شوند.

وي متذکر شد: اینها کسانی بودند که برای خانواده شهدای هسته ایی که ما باشیم یک پیامک ندادند، اما رهبر معظم انقلاب و زن و بچه اش به خانه ما آمدند و ما را به خانه خودشان دعوت کردند ولی یکی از آنها قدم از قدم برنداشتند برای عرض تسلیت نه به ما و نه به کسان دیگری پیامی بدهند متاسفانه آنها جامعه را برای خودشان باز می بینند و می خواهند خون شهدای هسته ای را به نفع خودشان مصادره کنند.

پدر شهید احمدی روشن خاطرنشان کرد: خط قرمز ما و شهید احمدی روشن رهبر معظم انقلاب است و اگر کسی بخواهد از این خط قرمز بگذرد با ما طرف است و پا روی خون شهدای ما گذاشته و باید پا روی خون ما هم بگذارد.



ارسال توسط حاجی

مدیر ارشد اجرایی کمپانی تهیه و پخش فیلم "ریل نایت" (Reel Knight) گفت: انقلاب اسلامی ایران جهان را از نظر فکری تغییر داده و ما وظیفه داریم این انقلاب و معنویت ناشی از آن را به افراد محروم از این تحول برسانیم.

 به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، ملیسا کارتر یک‌شنبه شب در همایش "ردپای اسلام در هالیوود" که در تالار پیامبر اعظم دانشگاه اصفهان برگزار شد، اظهار داشت: قرار داشتن در محیطی اسلامی سبب شده که بسیاری از مسائل برای مردم ایران عادی باشد به گونه‌ای که چندی پیش یک ایرانی به من اعتراض می‌کرد که با صدای اذان صبح بدخواب می‌شود.
 
وی افزود: شنیدن صدای اذان برای من بسیار جذاب است و نخستین بار که به دبی سفر کردم از صدای اذان به گریه افتادم، احساس می‌کردم روحم جلا پیدا کرده و تمام روز توانستم به خدا فکر کنم.
 
مدیر ارشد اجرایی کمپانی ریل نایت تصریح کرد: اذان و نماز یادآوری یاد خدا برای انسان فراموش‌کار است، چرا که خالق انسان می‌داند چه مخلوقی آفریده است.
 
وی ادامه داد: خداوند به نیازهای ما آگاه است و تمام آنها را در اسلام پیش‌بینی کرده تا ما در راه درست قدم برداریم.
 
کارتر با اشاره به اینکه نخستین ماه رمضانی که در ایران گذرانده زیباترین خاطره زندگی وی است، تاکید کرد: لذتی که در زیبایی و سادگی سفره افطار ایرانی بود، قابل مقایسه با خارج از کشور ایران نیست، چرا که در آنجا ما با یک شکلات و لیوانی آب در ماشین و در راه بازگشت از سر کار به خانه افطار می‌کردیم.
 
وی اضافه کرد: اینها مواردی است که کشورهای اسلامی شاید قدر آنها را به درستی درک نکنند، اما افرادی که بیرون از گود هستند حقیقت آنها را بهتر می‌فهمند.
 
مدیر ارشد اجرایی کمپانی ریل نایت بیان داشت: من مسلمانانی را دیده‌ام که مسیحی و حتی شیطان‌پرست شده‌اند، اما دلیل کار آنها را درک نمی‌کنم چرا که از دید من، شما همه چیز دارید.
 
کارتر افزود: پدر و مادر شما در انقلابی شرکت کرده‌اند که جهان را از نظر فکری تغییر داده و ما وظیفه داریم این انقلاب و معنویت ناشی از آن را به افراد محروم از این تحول برسانیم چرا که کشورهای عربی قادر به انجام چنین کاری نیستند.
 
وی به بیان سؤالی پرداخت و گفت: گاهی افرادی از من می‌پرسند که چرا درباره انقلاب و ولایت صحبت می‌کنم، زمانی که دبستان بودم درباره نخستین رئیس جمهور کشورمان جورج واشنگتن مطلبی می‌خواندیم که پدرش از وی می‌پرسد چه اتفاقی برای درخت گیلاس افتاده و جورج با راست‌گویی پاسخ می‌دهد من آن را قطع کرده‌ام.
 
مدیر ارشد اجرایی کمپانی ریل نایت تاکید کرد: بنابراین رهبری اخلاق‌گرا و معناگرا در ذهن ما جا افتاده است و این تفکر به فرهنگ کشور شما نزدیک است.
 
وی اضافه کرد: باید آموزش ببینیم که به جای عقب‌گرد به سوی جلو حرکت کنیم و برای اعتلای اخلاق در جهان تلاش کنیم.
 
کارتر تصریح کرد: دوست دارم زمانی طولانی در ایران زندگی کنم و آن‌قدر در ایران بمانم تا پسرم نیز با شنیدن صدای اذان به گریه بیفتد.
 
به گزارش فارس، کمپانی فیلم‌سازی ریل نایت در هالیوود فعال است و هدف این کمپانی تولید فیلم‌هایی است که در بازار رقابتی هم‌پای سایر فیلم‌های جهان دیده شوند و نشان از فرهنگ مسلمانان هم داشته باشند.


ارسال توسط حاجی

در همین پرواز بود که یک زوج جوان فرزندشان را که تازه متولد شده بود خدمت آقا آورده و ایشان نیز در گوش کودک اذان گفتند.

محبت رهبری
 
یکی از فرزندان خردسال حاج حسن آقا (شهید حسن تهرانی مقدم) که آن زمان حدود ۴ سال داشت، یک نقاشی کشیده و گفته بود که من می‌خواهم این نقاشی را به «آقا» هدیه کنم.نقاشی را به صندوق پست انداخته بود و اتفاقاً نقاشی از طریقی به دست حضرت آقا رسیده بود. ایشان هم با دیدن نقاشی خواستند این بچه و خانواده او را ببینند.
 
حضرت آقا فهمیده بودند که نقاشی برای فرزند حاج حسن آقا است. بالاخره خانواده شهید و مادر ما به همراه این بچه در جلسه‌ای خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدند و حضرت آقا این بچه را بغل گرفتند و او را مورد تفقد قرار دادند و سراغ حاج حسن آقا را هم گرفتند که خانواده پاسخ دادند ایشان در مأموریت است.
 
برادر سرلشکر شهید تهرانی مقدم
دیدار مردمی در هواپیما
معمولا حضرت آقا با تهیه بلیت با هواپیمای عادی سفر می کنند. برای نمونه در سفر ایشان به استان کردستان، رهبر معظم انقلاب همچون گذشته با پرواز عادی به همراه دیگر مسافران به این استان سفر کردند.
 
در یکی از سفرهای معظم‌له به مشهد مقدس بود که آقا از تیم همراهشان خواستند ممانعتی برای کسانی که می‌خواهند ایشان را ببینند، ایجاد نشود.
 
اشتیاق مسافران برای دیدار باعث شد تا حضرت آقا تا پایان سفر حتی فرصت برای نوشیدن یک استکان چای هم نداشته باشند.در همین پرواز بود که یک زوج جوان فرزندشان را که تازه متولد شده بود خدمت آقا آورده و ایشان نیز در گوش کودک اذان گفتند.چند نفر لبنانی هم در این پرواز حضور داشتند که توانستند با آقا دیدار و گفت‌وگو کنند.
 
امیر خلبان تورج دهقانی زنگنه
وقتی چشمان آقا پر از اشک شد
... زمانی یک جوانی در کردستان که از اهل سنت هم بود و در نهادی در شهر “مهاباد” کار می‌‌کرد، دستگیر شد و در دوران حبس از دنیا رفت. پدر این جوان، پاسبان بازنشسته زمان شاه بود که یک نامه معمولی به آقا نوشت و به صندوق پست انداخت.
 
اطرافیانش آن زمان او را مورد استهزا قرار دادند که چه دل خوشی دارد که نامه‌ای در پست انداخته، بعد هم فکر می‌‌کند به دست رهبری می‌رسد و روی آن اقدام می‌‌شود. خوشبختانه این نامه از پست به دفتر ارتباطات و سپس به دست آقا رسید. ایشان هم به من نوشتند.
 
آن زمان دوره ریاست “آقای یزدی” در قوه قضائیه بود. من از ایشان یک قاضی خواستم و حکم قضایی را هم گرفتیم. وقتی گروه وارد مهاباد شدند مثل توپ صدا کرد. پیرمرد خوشحال شد و به افرادی که به او زخم زبان می‌‌زدند گفته بود: به شما گفتم این جمهوری اسلامی است و شما مرا به خاطر کارم مسخره می‌‌کردید. دیدید که نامه من به دست رهبر رسید و ایشان ۴ نفر قاضی را برای پیگیری نامه من فرستاده است.
 
خلاصه این اقدام دفتر بازرسی اثر بسیار خوبی داشت. در بررسی‌‌هایی که شد، مأموری که موجبات حادثه را فراهم کرده بود دستگیر و حکم قضایی قصاص برای وی صادر شد اما چون دیدیم با از دنیا رفتن این جوان هم خانواده دیگری که آن‌ها نیز از قضا افراد فقیری بودند داغدار می‌‌شوند سعی کردیم کاری کنیم که او کشته نشود، از طرف دیگر خانواده اول هم حق خود را بگیرد. این اقدامات، کاری اضافه بر مسؤولیت دفتر بازرسی بود. اما وارد میدان شدیم و با آن خانواده صحبت کردیم از این مامور و خانواده آن دیه گرفتیم.
 
گزارش را که به آقا دادم، در مطالعه بخش دوم گزارش، چشمانشان پر از اشک شد و گفتند: این فوق بازرسی بود؛ زیرا هم پیگیری کردید و هم مشکل آن جوان را حل کردید.
 
علی‌اکبر ناطق نوری
آقازاده رزمنده
در عملیات بدر کنار دجله، من فرزند بزرگ مقام معظم رهبری، آقا مصطفی خامنه‌ای را دیدم، آن هم در خط مقدم جبهه. خیلی تعجب کرده بودم.رفتم جلو و گفتم: آقا مصطفی، چرا در خط مقدم هستی؟ این‌جا، هم احتمال اسارت و هم احتمال شهادت شما زیاد است. اگر شما را خدای نکرده اسیر کنند، دشمنان همه‌جا می‌گویند ما پسر رئیس‌جمهور (آن موقع حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای رئیس‌جمهور بودند) ایران را اسیر کرده‌ایم.
 
منبع : پرتو سخن


ارسال توسط حاجی


امام خمینی ( قدس سره )

امام (ره) عنایت خاصی به آیت الله بهجت داشتند، نقل چند جریان در این ارتباط، مدعای ما را اثبات می کند:
آیت الله مسعودی می گوید:
« من در ضمن چهار پنج سالی که خدمت امام بودم یادم هست که دو سه مرتبه امام فرمود: فلانی، فردا صبح می خواهیم برویم منزل آقای بهجت. و فردای آن روز بلند می شدیم و می آمدیم منزل ایشان، همین منزلی که اکنون در آن ساکن هستند، و در اولین اتاق ورودی با همین فرشهایی که الان موجود است یکی دو دقیقه می نشستیم، سپس امام اشاره می کردند و من بیرون می رفتم و ایشان حدود نیم ساعت با آقای بهجت به گفتگو می پرداختند بعد امام بیرون می آمدند و می رفتیم. اما اینکه درباره چه مسائلی گفتگو می کردند، نمی دانم خودشان می دانستند و خدا.
همچنین دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت 41 یا 42 آقای بهجت به من فرمودند که شما به آقای خمینی بگویید فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قربانی کند و من می آمدم به امام اطلاع می دادم، ایشان هم بلا فاصله به من می گفت شما به قصاب ( آقای فرجی که اکنون نیز در قید حیات هست ) بگویید دو رأس گوسفند از طرف ما قربانی کند بعد پولشان را می دهیم.
بار دیگر نیز آقای بهجت به من پیغام داد که به امام بگویم: سه رأس گوسفند قربانی کند، آقا هم بلافاصله دستور داد سه رأس قربانی کنند.
اینها همه مسائلی بود که بین امام و آیت الله بهجت بود و ما فقط ظواهرش را می دیدیم و از باطنش اطلاع نداشتیم.
نیز هنگامی که امام در جماران ساکن بودند آقای بهجت به من فرمودند: یک نامه کوچکی دارم شما این را به آقا برسانید، من نامه را گرفتم توی پاکت گذاشتم و بردم در جماران خدمت امام دادم.
در هر صورت رابطه این دو بزرگوار خیلی تنگاتنگ بود، چندین بار نیز حضرت امام با آقای شیخ حسن صانعی منزل آقای بهجت رفتند؛ زیرا هنگامی که امام قم بودند من و آقای شیخ حسن صانعی همیشه در خدمت امام بودیم.

آیت الله بهجت هم به امام عنایت خاصی داشتند.
یکی از شاگردان امام قدس سره در خاطره ای می گوید: « پس از آزادی حضرت امام از زندان و ورودشان به قم در سال 1341 هـ.ش. مردم در تمام محله های قم جشن گرفتند و منزل هر روز آکنده از جمعیت بود، در آن زمان حضرت آیت الله العظمی بهجت نیز از کسانی بود که هر روز به منزل امام تشریف می آوردند و مدتی بر در یکی از حجرات بیت ایشان می ایستادند وقتی به ایشان پیشنهاد شد که شایسته نیست بیرون اتاق بایستید، لااقل در داخل اطاق بنشینید. ایشان در جواب فرمود: من بر خود واجب می دانم که جهت تعظیم این شخصیت ارزنده به اینجا آمده و دقایقی بایستم و سپس باز گردم. »

آیت الله مصباح نیز در این باره می گوید:
« مرحوم آقا مصطفی(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل می کرد:
آقا معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند.

از جمله مطالبی که از پدرشان درباره آقای بهجت نقل می کردند این بود که: ایشان دارای موت اختیاری هستند، یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح خویش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند. این یکی از مقامات بلندی است که بزرگان در مسیر سیروسلوک عرفانی ممکن است به آن برسند، و همینطور مقامات معنوی دیگری در معارف توحیدی که زبان بنده یارای بحث درباره این زمینه ها را ندارد. »

هم او در جای دیگر می گوید:
« مرحوم حاج آقا مصطفی از قول امام نقل می کردند: وقتی امام (که ارتباط نزدیکی با مرحوم آقای بروجردی داشتند ) دیده بودند که زندگی آقای بهجت خیلی ساده است، برای کمک به زندگی ایشان یک وجهی از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند، وقتی آورده بودند برای آقای بهجت ایشان قبول نکرده بودند و امام هم مصلحت نمی دیدند آن وجه را برگردانند، به هر حال با یک چاره اندیشی حضرت امام فرموده بودند ( این طور که نقل کردند ): من از مال خودم به شما می بخشم، و شما اجازه بدهید من این را دیگر بر نگردانم. تا اینکه به این صورت ایشان به عنوان هبه از ملک شخصی حضرت امام قبول کردند. »
باز آیت الله یزدی در مورد عنایت ویژه حضرت امام به ایشان می گویند:
« در یکی از شرفیابی های خبرگان رهبری به خدمت حضرت امام راحل رحمه الله، از ایشان رهنمودی برای مسائل اخلاقی خواسته شد، حضرت امام، خبرگان را به حضرت آیت الله العظمی بهجت حواله دادند. و در جواب اظهار خبرگان که ایشان کسی را نمی پذیرد، فرمودند: آنقدر اصرار کنید تا بپذیرد. » 



امام خامنه ای(حفظه الله):
آن بزرگوار (آیت الله بهجت) که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینه روشن و صیقل یافته الهام الهی، و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.

علامه طباطبایی (ره):

« ایشان (آیت الله بهجت) عبد صالح است. »
 



 آیت الله بهاء الدینی (ره):

« الآن ثروتمند ترین مرد جهان ( از جهت معنوی ) آقای بهجت است. »
 



 آیت الله فکور (ره):

آیت الله محمد حسن احمدی می گوید: آیت الله فکور خیلی نسبت به آقای بهجت عنایت داشتند و می فرمودند:
« آقای بهجت از جمله افرادی هستند که مخصوصاً در صراط معنویت فوق العاده هستند. »



 آیت الله حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره):

از محضر ایشان سؤال شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »

 


 آیت الله سید احمد فهری:

از ایشان نیز پرسیده شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »

 


آیت الله شیخ عباس قوچانی (ره):

آقای مصباح می گوید:
« از جمله کسانی که درباره حضرت آقای بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شیخ عباس قوچانی، جانشین مرحوم آقای قاضی در مسائل اخلاقی و عرفانی بودند که در نجف متوطن بود ( و فرزندش نماینده ولی فقیه در ستاد مشترک است.)
ایشان می فرمود: وقتی که آقای بهجت خیلی جوان بودند و هنوز سنشان به بیست نرسیده بود ( تعبیرشان این بود که هنوز محاسنشان درست در نیامده بود ) به مقاماتی رسیده بودند که ما به واسطه ارتباط نزدیک و رفاقت صمیمانه ای که داشتیم اطلاع پیدا کردیم، و ایشان از من عهد شرعی گرفتند تا زنده هستم آنها را جایی نقل نکنم. و به نظرم همین موت اختیاری را مطرح می کردند. »
کسی که در آن سن به این مقامات رسیده باشد باید حدس زد که در سن هشتاد سالگی و بعد از یک عمر طولانی سیروسلوک و استقامت در راه بندگی خدا و انجام وظایف، به چه پایه ای از قرب خدا رسیده باشد. وهمین باعث می شود که هر مؤمن پاک سرشتی که ایشان را می بیند مجذوب شود، مخصوصاً آن حالات عبادی ایشان را، و اگر کسی مؤفق بشود در نمازهای ایشان شرکت کند، مایه برکات بسیار زیادی است.


 آیت الله مشکینی:

« ایشان (آیت الله العظمی بهجت) از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن می باشند، و استادانی که ایشان از آنها استفاده کرده اند نیز در مقام خیلی بالایی قرار دارند که ما باید مانند ستاره ها به آنها بنگریم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ایشان کتابها نوشته شود. »

 


آیت الله علامه محمد تقی جعفری(ره):

« اینکه در روایات آمده است که « هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند، مات قلبه ( قلبش می میرد) و همچنین « زیارة العلماء أحبّ إلی الله تعالی من سبعین طوافاً حول البیت: زیارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} می باشد. » مصداق بارز «علما» آیت الله بهجت هستند. صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را می بینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است، و در واقع هشدار دهنده برای ما می باشد. »

 


آیت الله بُدلا:

« وضع مقامات آقای بهجت از همان زمانی که درس آیت الله بروجردی می رفتیم روشن بود، و معلوم بود که ایشان لیاقت چنین مقاماتی را دارند. »


آیت الله مصباح یزدی:

« آیت الله بهجت جامع دقتهای مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی از طریق شاگردان بر جسته شان آقا شیخ محمد کاظم، و همینطور نوآوریهای مرحوم آقای نائینی و مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی، و تربیتهای معنوی مرحوم آقای قاضی می باشند.
این استادان یک شخصیت جامع الاطرافی به وجود آورده اند که نعمت بسیار بزرگی در عصر ما به حساب می آید، و جا دارد که از لحظه لحظه عمر ایشان استفاده برده شود. البته کسانی که لیاقتش را داشته و قدر شناس باشند.
همینطور خدای متعال به ایشان ویژگیهای شخصی و استعدادهای ذاتی عطا فرموده که جنبه کسبی ندارد و خدادادی است، با این وصف ایشان مقامات معنوی خود را کتمان می کنند و کسانی که اطلاعی داشته باشند اجازه گفتن ندارند. »

و نیز آقای مصباح می فرماید:
« آیت الله بهجت هم در مسائل علمی فوق العاده دقیق هستند و بدان اهتمام دارند و واقعاً درس را یک وظیفه واجب جدّی می دانند و تحقیق در مسائل فقهی را بسیار اهمیت می دهند، و هم در مسائل عبادتی و معنوی اهتمام کافی دارند و آنها را یک بال دیگری برای پرواز انسان تلقی می کنند که هیچ کدام بدون دیگری کارساز نیست. »

 


آیت الله جوادی آملی:

حضرت آیت الله بهجت که عمری قریب به قرن را با طهارت و صداقت پشت سر گذاشت، جزء جوامع الکلم عصر ما بود. کسی جزء کلمه جامعه هست که نه تنها بین معقول و منقول جمع کند، بلکه جامع بین معقول و منقول و مشهود باشد. این بزرگوار هم علوم عقلی را فرا گرفت، هم علوم نقلی را فرا گرفت؛ و هم علوم وارستگی را که طهارت روح را به همراه دارد، فرا گرفت. آن علم شهودی را که به طهارت روح و نزاهت خود بر می گردد، فرا گرفت. او جامع بین معقول و منقول و مشهود بود.




آیت الله طاهری شمس:

« آیت الله العظمی بهجت به یک افقی رسیده که وقتی به احکام و دستورات اسلام نگاه می کنند، فتوایی را می دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نیست. »


آیت الله شیخ جواد کربلایی:

« در این چند سال که در تهران و قم هستم از بعضی اشخاص درباره آیت الله العظمی بهجت مطالبی شنیدم که حاکی از این است که ایشان واجد الطاف خاصه الهی هستند، « هنیئاً له ثم هنیئاً له: گوارایش باد، و گوارایش باد! » بنده زبان حالم به ایشان این است:
هر چند بردی آبم، رو از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر، کز مدعی رعایت
ای آفتاب خوبان! می سوزد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

و نیز عرضه می دارم:
اگر شراب خوری، جرعه ای فشان بر خاک
به مذهب همه، کفرطریقت است امساک »

 


استاد خسرو شاهی

« شناختن آیت الله العظمی بهجت و کمالات ایشان جز به تهذیب نفس و توسعه وجودی ممکن نیست، و هر کسی با توجه به سعه وجودی خودش می تواند درک کند، بنابراین برای شناخت کمالات ایشان باید تهذیب نفس کرد و وجود خود را توسعه داد تا از کمالات آقا بهره بیشتری برد. »



 

ماخذ : کتاب به سوی محبوب و کتاب برگی از دفتر آفتاب



ارسال توسط حاجی

 



ارسال توسط حاجی

فرزند آیت‌الله بهجت گفت: پدرم به همه توصيه مي‌كرد درس را به گونه‌اي بخوانيد كه در پايان دوره متخصص آن باشيد يعني مُستفي درس بخوانيد اما پله پله همراه با درس ...

به گزارش خبرگزاري دانشجو، نشست شرح و بررسي خطبه فدكيه و بزرگداشت ياد و خاطره آيت الله بهجت عصر امروز با حضور حجت الاسلام فاطمي نيا، شيخ علي بهجت، حجت الاسلام فلاح رفيعي و علاقه‌مندان و مريدان آن معظم‌له در سالن شهيد مطهري دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد.
 
اين نشست با ارائه نماي كلي از خطبه فدكيه توسط حجت الاسلام فلاح رفيعي، رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تربيت مدرس آغاز شد.
 
فلاح رفيعي پس از ايراد نكاتي پيرامون خطبه فدكيه حضرت زهرا(س) به مناسبت ولادت آن حضرت از حجت الاسلام علي بهجت، فرزند مرحوم بهجت براي ايراد سخنراني دعوت به عمل آورد.
 
حجت الاسلام علي بهجت، يادگار مرحوم آيت الله محمدتقي بهجت ضمن تبريك ولادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) به خلقت عالم به صورت تكامل جوهري اشاره كرد و گفت: تمام موجودات در حركت و تبدل هستند و همواره پوسته‌ها را رد كرده و استعداد پيدا مي‌كنند و چنين است كه خلق جديد حادث مي‌شود.
 
وي با اشاره به اينكه عالم راه‌هاي زياد و عوالم كثيري را طي كرده است، گفت: جهان براي انسان استعداد پيدا كرده است.
 
فرزند مرحوم آيت الله محمدتقي بهجت با اشاره به اينكه هر خالقي در خلقت خود هدفي دارد، گفت: بي‌شك خداوند نيز از آفرينش هدفي داشته و حضرت حق هدف خلقت را انسان معرفي مي‌كند.
 
شيخ الاسلام علي بهجت گفت: انسان موجود كوچكي است، اما يك عالم اكبر است و نهايت خلقت است؛ چرا كه علاوه بر آنچه كه تمام موجودات زنده دارد خداوند به او نعمت تفكر، تدبر و تعقل داده است.
 
وي با اشاره به اينكه انسان علم انباشته‌اي را كه از گذشتگان به او رسيده در دست دارد، گفت: ما براي زندگي مادي به اين علم انباشته نيازمنديم و با تمام تدبري كه داريم گاهي بسيار غافليم.
 
فرزند آيت الله بهجت در ادامه افزود: انسان براي ابد و بي‌نهايت آفريده شده يعني تا خدا خداست انسان خواهد بود و مرگ ندارد.
 
حجت الاسلام علي بهجت با اشاره به اينكه انسان تنها موجودي است كه براي آينده خود تدبير مي‌كند، گفت: ما براي 80 يا 100 سال زندگي دنيايي‌مان مديريت كرده‌ايم، اما براي زندگي بي‌نهايت خود چه كرده‌ايم.
 
وي به تئوري نظريه فقهي آيت الله بهجت اشاره كرد كه همه مسائلش ارشادي است و گفت: ارشادي بودن همه مسائل آن به اين معني است كه همان‌ چيزي را كه عقل گفته بايد صرفاً يادآوري كرد.
 
فرزند آيت الله بهجت در ادامه علم را يك بال ترقي انسان دانست و گفت: اگر علم به عمل نينجامد علم نيست.
 
وي در ادامه به زندگي برخي از علماء اشاره كرد كه همزمان با علم آموزي خود را به معرفت رسانده و عمل را بالا برده و به اوج اعلي پريدند.
 
حجت الاسلام علي بهجت در ادامه افزود: آيت الله بهجت علمش را از همان كودكي به معرفت رساند و به همه توصيه مي‌كرد درس را به گونه‌اي بخوانيد كه در پايان دوره متخصص آن باشيد يعني مُستفي درس بخوانيد اما پله پله همراه با درس در مراقبت، حضور و انسانيت بالا برويد.
 
 فرزند آيت الله بهجت در ادامه افزود: مرحوم آيت الله بهجت وجه امتيازش اين بود كه دنيا را به حد زهد استفاده مي‌كرد و همواره مي‌گفت بالارفتن در پله‌هاي معرفت دشوار اما پايين آمدن از آن آسان است.
 
وي در ادامه به نقل خاطره‌اي از آيت الله بهجت پرداخت و گفت: من سال‌ها عمر آخر اين مرحوم بسيار نگران ايشان بودم؛ چرا كه منزل ايشان، بسيار قديمي بود و ايشان مجبور بودند براي وضوع گرفتن شب‌ها و روزها، زمستان و يا تابستان از 25 پله بالا و پايين بروند، مسئله را با كساني كه اين خانه را تهيه كرده بودند در ميان گذاشتم آنها به مرحوم آيت الله بهجت پيشنهاد بازسازي خانه براي راحتي بيشتر را دادند.
 
حجت الاسلام علي بهجت افزود: مرحوم بهجت به محض اينكه كلمه راحت را از سخن ايشان شنيد، گفت: «معمار عالم گفت: براي شما در اين دنيا راحتي نيافريده‌ايم بايد ابزار زندگي اخروي را جمع كنيد»
 
وي در ادامه افزود: آيت الله بهجت همواره توصيه مي‌كردند كه با يقين حركت كنيد اگر براي خدا حركت كرديد يقيناً خدا شما را هدايت مي‌كند، همانطور كه هرگز خود را نمي‌ديد و فقط خدا را مي‌ديد.
 
فرزند آيت الله بهجت گفت: حضرت آيت الله بهجت مي‌فرمودند اگر كسي در اعمالش پله پله به خدا نزديك شد نشانه‌اش نماز اوست.
 
شيخ علي بهجت در پايان گفت: مرحوم آيت الله بهجت همواره مي‌فرمودند نماز از بزرگترين لذايذ دنياست و خدا از اين لذيذتر چيزي را نيافريده است.


ارسال توسط حاجی

علامه حسن زاده آملی، انتساب مطالب «عوض شدن عین ثابت»، «تشکیک در ماهیت»، «احتمال بهشت رفتن یزید» و ... به خود را که از سوی حجت‌الاسلام صمدی آملی و پایگاه‌های مخالفان عرفان اسلامی مطرح شده است، تکذیب کرد.

به گزارش فارس، در پی انتشار سخنان جنجال برانگیز حجت‌الاسلام داوود صمدی آملی درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» و انتساب آن به حضرت علامه حسن‌زاده آملی و متفرع کردن برخی مسائل ناحق و نادرست به آن اصل، مانند «احتمال بهشت رفتن یزید» و سوء استفاده سایت‌های ضد عرفان و فلسفه اسلامی از این امر که با تقطیع و کم و زیاد کردن عبارات حجت‌الاسلام صمدی، باعث بدتر جلوه دادن عبارات نادرست وی شدند و بزرگان عرفان اسلامی ‌از جمله علامه حسن‌زاده آملی را متهم ساختند، ایشان با صدور پیامی سخنان منسوب به خود از سوی حجت‌الاسلام صمدی آملی و مخالفان فلسفه و عرفان را تکذیب کرد.
 
 
 
متن پیام به این شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
این متمسک به ذیل ولایت امام امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا و اولاد طاهرینشان علیهم السلام با اعلام برائت و بیزاری از قاطبه دشمنان، معاندان و غاصبان حقوق حقه اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم اجمعین معروض می‌دارد:
 
شنیده ام برخی از کسانی که در درس و بحثهای حقیر حضور پیدا کرده‌اند، بر اثر عدم تلقی صحیح مطالب و خلط مباحث برداشت‌های ناصحیح خود را که مخالف با حقایق دین مبین اسلام و اقتضائات تولی و تبری است من جمله در تعریف بهشتیان به من نسبت داده‌‌اند، از این روی صریحا اعلام می‌کنم این گونه نسبت‌ها به حقیر ربطی نداشته و ندارد.
 
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
 
حسن حسن زاده آملی، بیستم جمادی الثانی 1433 مطابق با 22/2/1391


ارسال توسط حاجی

مدیرگروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء گفت: «آیة‌الکرسی» دارای 50 کلمه است که در هر کلمه‌ آن برکتی وجود دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین «حسین اشرفی» مدیرگروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء در گفت‌وگو با فارس در رابطه با ویژگی خاص «آیةالکرسی» مبنی بر «غرر الآیات» بودن عنوان کرد: «غرر» جمع غرّه و به معنای درخشندگی و برجستگی است که معمولا در لغت نیز به سفیدی موجود در پیشانی گاو و یا گوساله به دلیل دورنمای خاص آن، غره گفته می‌شود.
 
وی اظهار داشت: هر آیه‌ای از آیات قرآن، شأن و منزلت خاص خودش را دارد که با این شأن و جلالت از دیگر آیات ممتاز می‌شود اما برخی آیات، درخشش، برجستگی، نقش کلیدی و زیربنایی ویژه‌ای دارد از این رو به آیاتی که این درخشندگی و این برجستگی را دارد غرر آیات گفته می‌شود.
 
* «توحید» مهم‌ترین ویژگی «آیة الکرسی» از نظر مرحوم علامه طباطبایی است
 
این شاگرد آیت‌الله جوادی آملی به بیان معیارهای «غرر الآیات» پرداخت و گفت: کلیدی بودن آیات قرآن، آن آیات کلیدی که دیگر معارف به آن برمی‌گردد، می‌تواند راهگشای فهم بسیاری از آیات و روایات معصومان باشد. همچنین اتقان و استحکام، جمع بین برهان و عرفان، علو متن و متین بودن آن و محتوای بسیار در یک متن کوتاه که به لحاظ ادبی آن را ایجاز اعجاب‌انگیز می‌گویند از جمله خصایص ممتاز آیةالکرسی به شمار می‌رود.
 
وی مهم‌ترین ویژگی «آیة الکرسی» از نظر مرحوم علامه طباطبایی(ره) را بحث توحیدی آن دانست و خاطرنشان کرد: ایشان آیات «غرر» را از آیاتی بر می‌شمرد که توحیدی است به دلیل اینکه همه مسائل اسلامی و قرآنی اعم از عقاید، اخلاق، احکام و حقوق به نوعی به توحید باز می‌گردد.
 
* «آیةالکرسی» سرور تمام قرآن و معارف دینی است
 
حجت‌الاسلام اشرفی با بیان اینکه توحید، زیربنای تمام معارف و اعمال شایسته است، اظهار داشت: بنابراین بیشترین آیات کلیدی، آیات توحیدی است شاید بتوان گفت علامه طباطبایی غالب آیات توحیدی و برجسته را غرر آیات می‌داند از این رو شاگرد ایشان علامه جوادی آملی یک توسعه‌ای در غرر آیات داده‌اند.
 
وی در خصوص اینکه چرا مرحوم علامه طباطبایی، آیة‌الکرسی را سید و غرر آیات برشمرده است به وجود چند روایت در جوامع روایی شیعه اشاره کرد و گفت: روایت نخست به سخنی از امام صادق(ع) برمی‌گردد که ایشان فرموده‌اند: «ابوذر از پیامبر(ص) ‌پرسید از میان آیاتی که بر شما نازل شد، کدام یک از همه برتر است حضرت فرمودند: «آیةالکرسی»، همچنین از امام علی(ع) روایت شده است که می‌فرمایند: «بارها شنیده‌ام که حضرت رسول(ص) می‌فرمودند «سید‌الکلام القرآن» آقای تمام سخنان، قرآن است و آقای تمام قرآن سوره مبارکه بقره و آقای سوره بقره و معارف قرآن «آیة‌الکرسی» است لذا این روایات باعث می‌شود «آیةالکرسی» غرر نامیده شود.
 
دبیر گروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء عنوان کرد: پیامبر اکرم(ص) در ذیل همین حدیث به حضرت امیر(ع) فرمودند: یا علی(ع) در آیة‌الکرسی 50 کلمه است که در هر کلمه‌ای از آن برکتی وجود دارد.
 
وی افزود: در روایت دیگری از رسول خدا (ص) سؤال شد کدام آیه اعظم آیات قرآن است شروع به خواندن آیة‌الکرسی کردند و فرمودند: «اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ». 
 
* عالی‌ترین اسامی خداوند در «آیةالکرسی» نهفته است
 
حجت‌الاسلام اشرفی با بیان اینکه در میان روایات، روایات بسیار زیبایی هست که از آنها نیز به غرر روایات یاد می‌شود، گفت: در صفحه 360 کتاب «مجمع‌البیان» روایتی از امام باقر(ع) آمده است که می‌فرمایند: «ان لکل شیء ذروة و ذروة القرآن آیةالکرسی»؛ هر چیزی اوج و قله‌ای دارد که اوج قرآن کریم «آیة‌الکرسی» است، البته جنبه توحیدی آیة‌الکرسی بسیار مهم است. در «آیةالکرسی» عالی‌ترین اسماء حسنا الهی از جمله؛ حی، قیوم، العلی، العظیم و مانند آن وجود دارد.
 
وی اظهار داشت: آخرین نکته در خصوص غرر آیات بودن «آیة‌الکرسی» روایتی است که در آن علی علیه‌السلام می‌فرمود: «رسول خدا(ص) به من خبر داد که «آیةالکرسی» از گنج‌های زیر عرش پروردگار به ایشان عطا شده است که قبل از پیامبر(ص) به هیچ کسی عطا نشده بود» لذا این آیه از اختصاصات حضرت رسول(ص) و از گنیجنه‌های زیر عرش پروردگار به شمار می‌رود.
 
مدیرگروه تفسیر بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء با تاکید بر اهمیت، عظمت و خواص آیةالکرسی تصریح کرد: هر چه در عالم طبیعت است مسبوق به وجود غیر طبیعی آن در مخزن غیبی است و این نکته مهمی است که در آیه 21 سوره «حجر» آمده است «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ»؛ هر چه در عالم وجود دارد گنجینه‌های آن در نزد خداست.
 
وی خاطرنشان کرد: از این آیه شریفه فهمیده می‌شود هر چیزی نه تنها یک خزینه بلکه خزانه‌هایی دارد و این مسئله بیانگر آن است که خزانه‌های الهی متعدد هستند، همچنین آنچه در روایت اخیر وجود دارد این نکته را می‌رساند که «آیة‌الکرسی» یکی از آن گنجینه‌ها و خزینه‌های الهی است که بحث توحیدی یعنی معرفی خود خدا و توحید صفاتی را به نحو احسن بیان می‌کند.
 
حجت‌الاسلام اشرفی در پایان گفت: «آیة‌ الکرسی» اثر شفا و شفاعت دارد و می‌خواهد ما را با توحید ناب آشنا کند که اگر توحید در زندگی انسان سایه افکند بسیاری از مسائل دیگر حل خواهد شد چرا که بازگشت بسیاری از معارف و احکام دین به مسئله توحید است.


ارسال توسط حاجی

طنز- محمدرضا شهبازي: قبول دارم كه برخي از اين حرفها چند هفته پيش زده شده اما واقعا هنوز هم آدم باورش نمي شود كه گوينده آنها واقعا گوينده آنها باشد! تازه براي بعضي از اين گفته ها، فكر كردن به آنهايي كه اين حرفها را نزدند جالب تر است:

1. «تبليغاتم در سطح شهر كم بود»

الف) محمدحسين استاد آقا در حالي كه داشت پشت يك مقواي جعبه شيريني اسمش را با ماژيك مي نوشت تا مثلا تبليغ كرده باشد!

ب) د كتر قاليباف در حالي كه هنوز دارد ماجراي تبليغاتش در انتخابات 84 را ماستمالي مي كند.

ج) اسدالله بادامچيان در حالي كه فكر مي‌كند با آن سابقه اي كه حزب موتلفه دارد كلي راي خواهد آورد و اصلا هم نياز به تبليغ ندارد!

د) علي اصغر خاني در حالي كه دارد با انگشت ريش مردم را نشان می دهد و مي خندد!

2) «من از آقایانی شنیدم که نقل زبانش این بود که "قانون چند منه"؛ این فرد به درد مدیریت نمی‌خورد و باید فاتحه این فرد خوانده شود، چراکه کسی که در مسند مدیریتی قرار می‌گیرد و می‌گوید که قانون چند منه، باید او را به میدان میوه تره‌بار ببرند تا با باسکول کار کند.»

الف) يك وبلاگ نويس خطاب به یکی از مسئولین

ب) گفتني است وبلاگ نويس گزينه قبل به شدت گفتن چنين جملاتي را خطاب به رياست محترم مجلس تكذيب كرد!

ج) يكي از قديمي هاي ميدان تره بار تهران.

د) رئیس مجلس

3) «برای کنترل قیمتها برنامه مشخصی نداریم»

الف) يكي از دستهاي پشت پرده كه ييهو قسمتي از دستش آمده بود جلوي پرده!

ب) اخلال گران بازار ارز و سكه.

ج) دكتر احمد توكلي در حالي كه تابلوي تورم 70 درصدي را بالا گرفته بود.

د) «دكتر» محمدرضا رحيمي كه شديدا معاون اول رييس جمهور هستند!

4. « فرمایش مقام معظم رهبری در مورد عدم دخالت روسای قوا در تبلیغات انتخابات هم خطاب به روسای قوا بوده است و هم در رابطه با كانون‌های قدرت و ثروت. هر كسی در هر مقامی نظر ایشان را رعایت نكند مورد قبول ما نبوده و از نظر ما مردود است.»

الف) حجت الاسلام رسايي خطاب به جبهه متحد.

ب) يكي ديگر از اعضاي جبهه پايداري به انتخاب خودتان، خطاب به جبهه متحد!

ج) يكي از مردم كه واقعا اين موضوع برايش سوال شده بود، خطاب به جبهه متحد!

د) حسين فدايي عضو جبهه متحد در انتقاد از حضور رييس مجلس در همايش جبهه متحد!

5. «رئیس زمانی رئیس است که شکست را به عهده بگیرد. مسئولیت شکست را بر عهده می‌گیرم و از این به بعد من یکی از شما خواهم بود... زندگی از شکست‌ها و پیروزی‌ها تشکیل شده است و موفق نشدم ارزش‌های مورد اعتقادم را پیروز کنم»

الف) ميرحسين موسوي در حالي كه چشم روشنفكرترين بانوي ايراني(ملقب به زهرا رهنورد) را دور ديده بود، خطاب به مردم لرستان!

ب) مهدي كروبي وقتي تازه از خواب بيدار شده بود و با نگراني داشت چشم هاش رو مي ماليد!

ج) جناب آراي باطله كه وقتي ديد كروبي هم جزو گزينه هاي اين سوال است بهش برخورده بود!

د) نيكلا ساركوزي با آن وضعيت اخلاقي و خانوادگي.

6. «برخی گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. رئیس جمهور وارث ملتی است که شهروندانش آماده اند تا به او در انجام وظایف بزرگش یاری رسانند. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند. در حالی که زمان کافی برای بحث در مورد اختلافات جاریمان خواهد بود، اکنون زمان آن است که بدانیم آنچه ما را متحد می کند بزرگتر است از آنچه ما را جدا می کند. در حالی که ما هنوز به باورهای متضادمان از هم پایبندیم، ولی وظیفه ای داریم بالاتر از وظیفه ای که نسبت به حزب داریم. ما با هم پشت سر رئیس جمهور جدیدمان می ایستیم."»

الف) ميرحسين موسوي در حالي كه واقعا از شرم نمي توانست سرش را بالا بگيرد.

ب) مهدي كروبي در حالي كه كسي هم از او انتظار نداشت از شرم بتواند سرش را بالا بگيرد.

ج) نيكلا ساركوزي با همان وضعيت اخلاقي و خانوادگي كه در بالا به آن اشاره شد.

د) الگور، رقيب بوش در انتخابات 2000 آمريكا كه اختلاف کمتر از یک درصد آرا، رقابت را به جرج بوش واگذار کرد، وی كه به نتايج انتخابات بشدت معترض بود به ديوان عالي امريكا شكايت كرد ولي پس از اعلام نظر ديوان عالي امريكا،‌ تسلیم نظر نهایی مراجع قانونی نظام سیاسی امریکا شد و حتي پيروزي در انتخابات را به جرج بوش تبريك گفت.(گفتني است الگور وقتي داشت اين حرفها را مي زد سرش را به نشانه تاسف براي موسوي و كروبي به چژ و راست تكان مي داد!)

7. « در حال حاضر خوشبختانه قوه قضاییه به خوبي رسیدگی كرده و مدارک کامل‎تری پیدا کرده است. از سوی دیگر اعترافات خوبی هم به دست آمده و مشخص شده که آقای خاوری چه میزان پول گرفته است یا این‎که خواهر‎زاده آقای مشایی چه مقدار دریافت کرده است. در کیفر‎خواست نامش آورده شده است. همچنین برخی از معاونان، مدیران کل و کارشناسان برخی از وزارتخانه‎ها هم هستند. دو مدیر عامل بانک دولتی در این داستان رشوه گرفته‎اند... »

الف) اصغر آقا، بقال سر كوچه كه هيچگونه ربطي به فساد بانكي پيدا نمي كند.

ب) همسر و فرزندان اصغر آقا، بقال سر كوچه كه پس از تحقيقات فراوان مشخص شد كه آنها هم هيچگونه ربطي به فساد بانكي پيدا نمي كنند.

ج) يكي از كپر نشينان جنوب كرمان كه بي گناهي او هم بعد از تحقيقات فراوان و بكارگيري شگردهاي پليسي اثبات شد.

د) محمد جهرمي، رييس سابق بانك صادرات كه علي رغم دخالت بانكش در فساد بانكي صاف صاف مي گردد و در كمال اعتماد بنفس مصاحبه مي كند!

ارسال توسط حاجی

رجانیوز- شهید سید علی اندرزگو از جمله مبارازان سرشناس و  انقلابی بود که از او با عنوان چریک تنهای انقلاب یاد می‌شد.این شهید بزرگوار خواب را از چشم اذناب حکومت طاغوت ربوده تا آنجا که دستگیری او به آرزوی ساواک تبدیل شده بود.

ساواک پس از سال‏ها تعقيب و گريز، سرانجام با کنترل مکالمات تلفني مناطق وسيعي از تهران، او را شناسايي کرد و دريافت که در 19 ماه مبارک رمضان مهمان يکي از دوستان خواهد بود. محل، مورد محاصره قرار گرفت و شهيد که راه فرار نمي‏ديد، اسنادي را که در جيب داشت بلعید تا به دست ساواک نيافتند.

دژخيمان رژيم پس از درگيري که با او پيدا کردند، او را مجروح ساختند. اين شهيد والامقام سرانجام، طي اين درگيري در دوم شهريور 1357 با زبان روزه در 39 سالگي شربت شهادت نوشيد و به آرزوي ديرينه‏اش دست يافت. شهيد اندرزگو قصد ترور شاه را داشت که شهادتش مانع انجام اين نقشه شد.

این شهید بزرگوار در قطعه 39، ردیف 72، شماره 55 بهشت زهرا سلام الله علیها مدفون شد. پس از گذشت سال‌ها از شهادت، اما مزار این شهید که باید به عنوان یادمان شهدای انقلاب اسلامی از ظاهری در شان آن شهید برخوردار باشد، اما این روزها با وضعیت نامناسبی روبروست.

اگرچه سنگ قبر این شهید تعویض شد اما قرار بر این بود که مزار  شهید اندرزگو به صورت آرامگاه ساخته شود. (شکل زیر ) اما نه تنها این کار انجام نشد، بلکه اقدامی برای تعویض سنگ قبر شکسته شده مزار این شهید نیز صورت نگرفت.

گفتنی است بنیاد شهید و شهرداری متعهد شدند تا در محلی که مرحوم " ننه علی" مادر شهید قربانعلی رخشانی، نزدیک به 20 سال زندگی می‌کرد، یادمانی ساخته شود، که هنوز این کار نیز انجام نشده است.

تصویر مزار شهید بزرگوار سیدعلی اندرزگو  قبل از تخریب



ارسال توسط حاجی

حجت‌‌‌الاسلام نقویان با تاکید بر نقش تربیتی زن در خانواده گفت: خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی کنند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، حجت‌‌‌الاسلام نقویان شب گذشته در جمع اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه امروز مشکل از درون خانه های ماست، تصریح کرد: امروز به بهانه اینکه زن به عنوان نیمی از جامعه حق تحصیل دارد، وی را از خانه بیرون می آورند.
 
وی افزود: زن با بیرون آمدن از خانه و فعالیت روزانه شش تا هفت ساعت در خارج از منزل دیگر نقش تربیتی در درون خانه نخواهد داشت؛ چراکه زن بعد از چند ساعت دیگر توانی برای خرج کردن در منزل ندارد.
 
این استاد دانشگاه بیان داشت: من با تحصیل و شغل زنان مخالف نیستم؛ اما ریاضیدانان این مسئله را حل کنند؛ که چرا امروز یک دختر برای به دست آوردن مدرک لیسانس کیلومترها با خانه خود فاصله دارد؛ چرا كه این امر باعث بوجود آمدن مشکلات زیادی برای این دختر می شود.
 
نقویان در ادامه با بیان اینکه تلاش حضرت فاطمه(س) و ائمه معصومین(ع) نشان دادن چهره زیبا از دین و درست قرار دادن پازل آن در کنار هم بود، گفت: هنگامی که چهره زیبا از دین به انسان نشان داده شود هوش و عقل انسان می رود.
 
این سخنران مذهبی با اشاره به جنایات غرب در کشورهایی مانند پاکستان، افغانستان و سوریه تصریح کرد: ما در این کشور شاهدیم که برای سگ و گربه شان بیمارستان می سازند؛ اما هزاران کودک بیگناه را در این کشورها قتل عام می کنند.  
 
وی افزود: این کشورها در باطن خود مانند گرگ و در ظاهر بسیار خوب هستند.
 
در نشان دادن چهره زیبا از دین قطعات پازل را زشت کار می کنیم
 
نقویان با تاکید بر مسئله حجاب و عفاف زنان در جامعه بیان داشت: کادو در مقابل صاحب آن باز می شود و حجاب نیز مانند کادوست که نباید در مقابل نامحرم قرار گیرد و باز شود.
 
این استاد دانشگاه با انتقاد از برخی عملکردهای نادرست رسانه ملی و برخی افراد در حوزه دین تصریح کرد: ما باید برای نشان دادن چهره زیبا از دین قطعات پازل را بشناسیم، اکنون 20 سالی است که در ایام غدیر، تولد و شهادت بانوی بزرگ اسلام به فکر اثبات تشیع هستیم و این در حالی است که روز به روز آمار جرم در شیعه افزایش می یابد.
 
وی گفت: رسانه و تلویزیون در اختیار شیعه قرار دارد؛ اما هر روز شاهد نتایج معکوس اخلاقی و تربیتی در جامعه هستیم.
 
نقویان ضمن بیان این مطلب که صدر اعظم آلمان در سفرش به ایتالیا، تنها و بدون همسرش رفت و این در حالی بود که همسرش در ایتالیا و سوار بر هواپیما دیگری به او رسیده بود، گفت: در مصاحبه ای که از این صدر اعظم در خصوص جدا آمدن همسرش پرسیدند گفته بود امکانات دولت برای من است نه همسرم.
 
این استاد دانشگاه افزود: این صدر اعظم حاضر نیست به اندازه یک بلیط هواپیما به شوهرش روا بدارد و این در حالی است که در کشور ما به یکباره اختلاس 3000 میلیادی اتفاق می افتد و ما نمی دانیم چگونه از خفت و خواری به جوانانمان پاسخ دهیم.
 
وی دلیل این امر را زشت کار کردن قطعات پازل دین دانست و بیان داشت: ما می توانیم چهره خوب از دین ارائه کنیم؛ اما در گذاشتن قطعات آن زشت کار می کنیم.
 
خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی کنند
 
نقویان با اشاره به تقسیم کار توسط پیامبر(ص) بین حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) گفت: در این تقسیم کار امور خانه به بانوی بزرگ اسلام و کارهای بیرون از منزل به امام علی(ع) واگذار شد، حضرت فاطمه(س) در این تقسیم کار با داشتن مقام علمی اعتراض نکردند.
 
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برای من همیشه این عدم اعتراض حضرت زهرا (س) جای سوال بود، افزود: فاطمه زهرا(س) می دانست که تحصیل باید او را به خانه بازگرداند؛ اما در شرایط کنونی اشتغال بیش از 90 درصد زنان در جامعه برای استقلال مالی و فرار از چهار دیواری خانه است.
 
وی گفت: مرد باید با شناخت درست از همسرش مشکل تنها بودن او را در خانه رفع کند تا نیازی به حضور زنان در شغل هایی که به این دلیل فعالیت می کنند، نباشد.
 
نقویان با مهم دانستن دو عنصر محبت و نیاز در خانواده ادامه داد: اگر محبت در خانواده نباشد خانه ویران و عشق به نفرت مبدل می شود، اگر زن احساس کند به مرد نیاز دارد این نیاز در داخل خانه برطرف خواهد شد.
 
این سخنران مذهبی آمار بالای طلاق در جامعه را تبدیل محبت به نفرت بین زوجین و عدم نیاز به یکدیگر در محیط خانه دانست و تاکید کرد: اگر جوانان به این دو عنصر که مورد توجه دین اسلام است توجه کنند لیلی و مجنون یکدیگر خواهند شد.
 
وی با اشاره به شعری از پروین اعتصامی ادامه داد: از نظر پروین اعتصامی که از زنان روشنفکر جامعه بود زن دارای چهار نقش پزشک، دربان، قاضی و پلیس است.
 
نقویان همچینی با اشاره به وجود شخصیتی مانند ناتاشا در یک فیلم پلیسی گفت: کشوری که در آن لیلی و مجنون و خسرو شیرین وجود دارد؛ چرا باید ناتاشا و یا یک پلیس زن داشته باشیم؟
 
این سخنران مذهبی ادامه داد: در این فیلم با گذاشتن یک خانم در نقش پلیس جشن تولد فرزند بدون حضور مادر برگزار می شود که این امر با نقش زن به عنوان تربیت کننده فرزند متناسب نیست.
 
وی تصریح کرد: در این کشور اکثر دعاها مربوط به خانواده است و نفرین ها هم جدا از شغل و سمت افراد مربوط به نهاد خانواده است.
 
نقویان با تاکید بر نقش تربیتی زن در خانواده خاطرنشان کرد: خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی کنند؛ اما مادر مانند گلی است که انسان از بوییدن آن سیر نمی شود و پدر نیز مانند ستونی در خانواده می باشد که سقف آن را نگه داشته است.


ارسال توسط حاجی

دبیر شورای­عالی امنیت ملی با اشاره به رویکرد منطقی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر گفتگو – همکاری تصریح کرد زمان برای راهبرد فشار به پایان رسیده است.

دکتر جلیلی با اشاره به برخی اظهارنظرهای غیرمنطقی برخی مقام­های غربی و طرح برخی ادعاهای واهی از سوی آنها که بارها نادرستی آن از سوی آژانس بین­المللی انرژی اتمی مورد تأکید قرار گرفته است به مسئولان غربی هشدار داد مقام­های غربی دقت کنند برخی اظهارات غیرسازنده است.
 
دبیر شورای­عالی امنیت ملی تأکید کرد هرگونه اشتباه محاسباتی غرب مانع موفقیت گفتگوها خواهد بود. وی تصریح کرد در بغداد منتظر اقدام برای جلب اعتماد ملت ایران هستیم.
 
میشل روکار نخست­وزیر اسبق فرانسه نیز در این دیدار با اشاره به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری فرانسه اظهار داشت مردم در اروپا و فرانسه نسبت به مدیریت بحران مالی در 5 سال گذشته راضی نیستند.
 
نخست­وزیر اسبق فرانسه با اشاره به عمق معضلات اقتصادی و مالی در غرب تصریح کرد رأی مردم فرانسه به تغییر، به­معنای حل بحران اقتصادی در فرانسه نیست بلکه مشکل اصلی این است که امروزه نظام سرمایه­داری گرفتار بحران­های داخلی است.
 
نخست وزیر اسبق فرانسه با اشاره به افزایش میزان فقیران در کشورهای اروپایی تصریح کرد مشکل اساسی این است که هدف اصلی نظام سرمایه­داری تأمین منافع ثروتمندان است و این امر چشم­انداز بهبود اوضاع را تیره و تار می­کند.
نخست وزیر اسبق فرانسه با اشاره به این که مذاکرات استانبول یک گام مثبت به پیش بود ابراز امیدواری کرد گفتگوهای بغداد در راستای تفاهم­های حاصل­شده در استانبول به پیش رود تا شاهد خوشنودی و درک متقابل همه طرف­ها باشیم. وی این موفقیت را به­نفع همه از جمله فرانسه دانست.


ارسال توسط حاجی
ما شيعيان به هيچ وجه نبايد از اين كه اهل سنت، عترت را انكار مى كنند، مُسْتَوْحِشْ و ناراحت باشيم؛ زيرا نصارى كه دنيا را در سيطره ى خود دارند، منكر قرآن اند و آن را كتاب آسمانى نمى دانند.

بنابراين، اين كه اهل سنت، عترت را منكرند، «لا يَزيدُ عَلى اِنْكارِ النَّصارى لِلْقُرآنِ.»؛ (بدتر از انكار نصارى كه منكر قرآن هستند، نيست).


 ما بايد به يقين بدانيم كه ما در دو دست خود، دو گوهر شب چراغ و گران قدر داريم و كار به تشكيك ديگران نداشته باشيم، خواه بدانند و بگويند كه در دست ما گوهر است، و يا آن دو را دو سنگ بى ارزش بدانند، قدر آن دو را بدانند يا ندانند.

 براى اين كه اگر قدر ندانستيم، نعمت از دست ما گرفته مى شود، چنان كه اهل حجاز از نعمت ولايت محروم شدند و به عَجَم ها منتقل گرديد.(1) بله، به اين گونه چيزها كه به هيچ وجه نمى توان به بقا و قرار و استقرار آن دل خوش كرد، بايد اهميت بدهيم تا مبادا روزى ـ خداى نكرده ـ ما هم از آن محروم گرديم! چنان كه ديده شده كه برخى حكومت ها وقتى مى خواهند ثروت را از دست عده اى بگيرند، پول را از اعتبار ساقط مى كنند، همان گونه كه بلشويكى ها، پول روسيه را از اعتبار ساقط كردند، و خدا مى داند كه در اثر آن چه بر سر مردم آمد و چگونه ثروت از دست آن ها بيرون رفت! در زمان مصدق هم صد تومانى از اعتبار ساقط شد. در عراق هم مى گويند صدام، 25 دينارى را از اعتبار ساقط كرده است.

 

 

1. ر.ك: اصول كافى، ج 1، ص 380؛ بحار الانوار، ج 48، ص 304؛ ج 49، ص 232

ارسال توسط حاجی
به این ترتیب در وسعتی از سادگی و خلوتی سنگ، اصالت و هویتی برجسته، رخ می‌نماید: «العبد محمد تقی بهجت بن محمود». «العبد» در قطعه‌ای میناکاری نقش می‌گیرد و در هنری زیبا و کاری بسیار بدیع، روی سنگ قبر متصل می‌شود.


پس از عروج ملکوتی آیت الله بهجت و خاکسپاری ایشان در حرم مطهر حضرت معصومه (س) تا حدود دو ماه نشان خاص و ثابتی روی مزار ایشان موجود نبود و پس از آن هم یک صندوق چوبی با پوششی سیاه و پارچه‌ای روی قبر این عالم دینی قرار گرفت. بعد از مدتی نیز آن پارچه، با بنری که نقش محراب داشت و متنی توصیفی و عربی روی آن نوشته شده بود جایگزین شد.

به گزارش تریبون مستضعفین، اما سرانجام از طرف بیت آیت الله بهجت سنگی به ابعاد ۸۰ × ۱۸۰ پیشنهاد می‌شود اما در بازار سنگ این نوع سنگ بسیار کمیاب بود و نیاز به پیگیری‌های مداوم داشت؛ از سوی دیگر برداشت از وجوهات شرعی، برای تهیه سنگ مزار به هیچ عنوان مورد نظر بیت معظم له نبود و برخی دوستداران و شاگردان آیت الله بهجت، داوطلب پرداختی به میزان توانایی خود و چند نفری نیز داوطلب پرداخت کل وجه شدند.

با گذشت بیش از یکسال نه تنها جستجوی سنگ بلکه متن، نوع خط، نوع ترکیب بندی و … مشخص نبود! گویا هیچ متنی رسا نبود تا آن شخصیت والا را توصیف و معرفی کند تا اینکه هنرمندی متعهد و از ارادتمندان خود آیت الله بهجت پیشنهاد می‌کند: «رساترین کلام در تعریف آقا امضای ایشان بود؛ العبد». این پیشنهاد مورد تأیید قرار می‌گیرد.

با پیگیری و همراهی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)، کارگاهی در اطراف تهران که سنگی با ابعاد مورد نظر را دارد معرفی می‌شود. اما بدلیل عدم آماده بودن وجه خرید سنگ، مدتی طول می‌کشد تا سرانجام بانی سنگ مشخص و سنگ خریداری می‌شود.

برای خطاطی و حجاری هنرمندانی از قم و اصفهان و تهران معرفی می‌شوند و تقسیم کار صورت می‌گیرد که در این میان سهم ستاد بازسازی عتبات اصفهان قابل توجه بود؛ هنرمندانی صدیق و متدین که بی‌وضو دست به کار نبردند.

به این ترتیب در وسعتی از سادگی و خلوتی سنگ، اصالت و هویتی برجسته، رخ می‌نماید: «العبد محمد تقی بهجت بن محمود». «العبد» در قطعه‌ای میناکاری نقش می‌گیرد و در هنری زیبا و کاری بسیار بدیع، روی سنگ قبر متصل می‌شود.









ارسال توسط حاجی

ضوابط و قوانین پوشش و نحوه حضور دانشگاهیان در مجامع علمی اختصاص به کشور ما ندارد و تمامی دانشگاه ها جهت اعتلا و رشد علمی خود قوانین و مقررات مشخصی را وضع نموده و نسبت به اجرای آن با جدیت همت گماشته و به قوانین خود احترام می گذارند.

جملات زیر از کتاب قوانین پوشش در دانشگاه‌های جهان انتخاب شده است.
 
* دانشگاه بين‌المللي فناوري سيريندهورن: پوشيدن لباس‌هاي جين مقبول نيست.
 
* دانشگاه بريستول انگلستان:پوشيدن شلوارهاي "لي" و شلوارك مجاز نيست.
 
* دانشگاه ويرجينياي جنوبي: پوشش دختران و پسران بايد عفيف و آراسته باشد.
 
* دانشگاه باب جونز آمريكا: "تاتو كردن" و آرايش بيش‌ از حد قابل قبول نيست.
 
* دانشگاه ادكونل آجاسين نيجريه:پوشيدن هرگونه لباس‌ اندام‌نما "غدغن" است!
 
* دانشگاه مسيحي آبيلن:استفاده ازلباس‌هاي نامناسب وخلاف شئونات مسيحيت ممنوع است!
 
* دانشگاه تگزاس آمريكا: آرايش‌هاي غليظ و غيرمتعارف ممنوع است.
 
* دانشگاه آكسفورد: لباس باز و بدن‌نما و مدل‌هاي افراطي مو ممنوع است.
 
* دانشگاه رابرت تركيه: ضوابط مشخص براي موي پسران و اصلاح صورت.
 
* دانشگاه گرين ويل شمالي آمريكا: آرايش‌كردن و پوشيدن لباس‌هاي اندام‌نما مجاز نيست.
 
* دانشگاه آدامز آمريكا:‌ استفاده از عينك‌دودي، آدامس و تنباكو ممنوع است.
 
* دانشگاه استمپ فورد بنگلادش: پوشيدن "تي‌شرت" و شلوار جين مجاز نيست.
 
* دانشگاه لايبرتي آمريكا: موي "دم‌اسبي" و هرگونه پوشش تنگ و مخالف عفت ممنوع است.
 
* دانشگاه لوماليندا آمريكا: "تي‌شرت" و لباس‌هاي "لي" مجاز نيست.
 
* دانشگاه هاردين سيمونز آمريكا: لباس "لي" براي دختران و شلوارهاي تنگ ممنوع است.
 
* دانشگاه كنت انگلستان: از پوشيدن لباس مذهبي مانند روسري استقبال مي‌شود.
 
* دانشگاه مجامع الهي جنوب غربي آمريكا: لباس‌هاي لي سنگ‌شور مجاز نيست.
 
* دانشگاه سنت لوئيس آمريكا: پوشيدن "تي‌شرت" و لباس‌هاي "لي" مجاز نيست.
 
* دانشگاه آتلانتيك فلوريدا آمريكا: رنگ كردن مو مجاز نيست.                                                                                   
 
* دانشگاه ايالتي فلوريدا: براي دانشجويان فاقد پوشش مناسب نمره "صفر " لحاظ مي‌شود.
 
* دانشكده آلن آمريكا: جويدن آدامس و پوشيدن "تي‌شرت " مجاز نيست.
 
* دانشگاه لانگ‌وود آمريكا: هرگونه لباس بدن‌نما، "لي " و كفش‌هاي "صندل " ممنوع است.
 
* دانشگاه جورجيا آمريكا: پوشيدن "تي‌شرت " و لباس‌هاي و سوسه‌انگيز ممنوع است.
 
* دانشگاه ايالتي جنوب غربي ميسوري آمريكا: آرايش نامناسب مو غيرقابل قبول است.
 
* دانشگاه آلاباما آمريكا: لباس‌هاي جين و تي‌شرت مناسب نيستند.
 
* دانشگاه آلورنيا آمريكا: جويدن آدامس، لاك‌زدن ناخن و پوشيدن تي‌شرت مجاز نيست.
 
* دانشگاه ايالتي لويزيانا آمريكا: آرايش و مدل‌ موي افراطي مجاز نيست.
 
* دانشگاه بريگهام آيداهو: لباس چسبان و آرايش عجيب و غريب ممنوع است.
 
* دانشگاه ايالتي آركانزاس آمريكا: لباس‌ها نبايد كوتاه، سوراخ‌دار، خمره‌اي و بدن‌نما باشند.
 
* دانشگاه ايالتي پن آمريكا: پوشيدن لباس‌‌هاي لي و بدن‌نما ممنوع است.

برچسب‌ها: دانشگاه, جامعه, قوانین, دانشجو

ارسال توسط مهدي يار2

عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري با بيان خاطره‌اي از علامه العمري (ره) گفت: در مدينه با شيخ العمري ديدار كردم. وي گفت: قبر آن حضرت مسلماً داخل بيت خودش است و زماني كه ما كودك بوديم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به يك متر مي‌رسيد، ايشان اشاره كرد به عصايي كه در دست من بود و گفت: تقريبا به ارتفاع عصاي شما بود.

 

به گزارش فارس، آيت‌الله محمدصادق نجمي 2در سال 1315 در روستاي هريس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علميه قم شد. وي مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علميه را نزد اساتيد و مراجع بزرگي مانند آيات عظام محقق داماد، حاج شيخ مرتضي حائري و گلپايگاني فرا گرفت.

 

آيت‌الله نجمي در سال 1360 به دستور حضرت امام خميني (ره) به امامت جمعه شهرستان خوي منصوب و در مدت بيست سال، علاوه بر ايفاي وظيفه امامت جمعه، در همان سال اول ساختمان مدرسه علوم ديني اين شهر را تكميل و حوزه علميه را سامان بخشيد.

 

نجمي در سال 1364 پس از دريافت مدرك دكترا، دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان خوي را تاسيس كرد و تا سال 1380 رياست آن را به عهده داشت. وي در دور دوم مجلس خبرگان رهبري از سوي مردم آذربايجان غربي و در دور سوم از سوي مردم آذربايجان شرقي به عنوان نماينده مجلس خبرگان رهبري انتخاب شد.

 

آيت‌الله نجمي عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري بود.

اين عالم رباني عصر روز جمعه بيست و پنجم شهريور ماه 1390 در سن 75 سالگي به علت عارضه قلبي در بيمارستان پيامبران تهران دارفاني را وداع گفت.

*******

يكي از مسائل مسلم و قطعي در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) اين است كه قبر شريف آن حضرت، مخفي مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقيق، قبري به آن حضرت نسبت داده نشده است. از طرفي، مدفن و محلي كه ممكن است پيكر پاك ايشان در آن جايگاه دفن شده باشد، و نيز علت مخفي بودن قبر شريف، و علت تلاش وهابيت براي قطعي نشان دادن قبر آن حضرت، محل گفت‌وگو و نظر بوده و نيازمند بحث و دقت فراوان است. از همين رو، گفت‌وگويي با آيت‌الله محمد صادق نجمي انجام داده‌ايم كه مشروح آن در پي مي‌آيد.

 

* علت مخفي بودن قبر حضرت فاطمه زهرا (س) چيست؟

 

ـ حداقل دو علت براي آن مي‌توان بيان كرد: يكي از علل مخفي بودن قبر بانوي دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، عداوت و دشمني حكام با اهل بيت (ع) بوده است. شما ببينيد در سال 236 هجري متوكل دستور داد قبر امام حسين (ع) محو و با خاك يكسان شود. قبل از آن هم در قرن اول هجري به دستور بني‌اميه، خانه حضرت فاطمه زهرا (س) تخريب شد.

 

علت ديگر مخفي بودن قبر ايشان، وصيت و تاكيد حضرت فاطمه زهرا (س) بر آن، بوده است مبني بر اينكه پيكر پاكش شبانه دفن و قبر مطهرش پنهان و مخفي شود.

 

به هر حال اين وصيت و اين نوع تدفين موجب شده كه قبر آن حضرت مخفي و اقوال و آراي مختلف در ميان محدثان و مورخان در مورد محل دفن وي پديد آيد.

 

* چند احتمال درباره محل دفن ايشان وجود دارد؟

 

ـ عده‌اي مي گويند قبر حضرت فاطمه (س) در بقيع واقع شده، عده‌اي ديگر بر اين عقيده‌اند كه در داخل خانه‌اش قرار گرفته و بعضي ديگر احتمال مي‌دهند در مسجد رسول خدا (ص) و در ميان بيت و منبر آن حضرت باشد.

 

* آيا روايتي داريم كه محل دفن حضرت فاطمه زهرا (س) را مشخص كرده باشد؟

 

ـ بله، روايات مسند و مورد اعتمادي از شش امام معصوم درباره محل دفن حضرت زهرا (س) در منابع شيعه نقل شده است. اين روايات نشانگر آن است كه حضرت، داخل خانه خود كه در كنار مسجد و در جوار خانه رسول خدا (ص) قرار داشت دفن شده است.

 

* جالب است كه از شش امام در اين مورد روايت داريم!

 

ـ بله، در اين روايات دو نكته قابل توجه است: يكي اينكه شايد كمتر حادثه‌اي وجود داشته باشد كه درباره آن از شش امام معصوم بالاتفاق روايت نقل شده باشد. نكته دوم اين است كه متن اين روايات، دفن شدن آن حضرت در بقيع را با صراحت نفي مي‌كند.

 

* ممكن است نمونه‌اي از اين روايات را نقل بفرماييد؟

 

ـ در يكي از آن روايات، مرحوم شيخ صدوق از ابي‌نصر بزنطي نقل مي‌كند كه از امام علي‌بن موسي الرضا (ع) از محل قبر حضرت فاطمه (ع)سوال نمودم، حضرت فرمود: «دفنت في بيتها فلما زادت بنو اميه في مسجد صارت في مسجد » يعني امام رضا جواب داد: حضرت در داخل خانه‌اش دفن شده و بعد كه بني‌اميه خواستند مسجد را توسعه دهند خانه را تخريب كردند و قبر حضرت در مسجد، قرار گرفت.

 

اين روايت را مرحوم كليني، ابن شهرآشوب و علامه مجلسي نيز نقل كرده‌اند.

 

روايت ديگري را هم عرض كنم؛ سيد‌بن طاووس در كتاب «المسائل واجوبتها من الائمه» نقل مي‌كند: محمد همداني مي‌گويد: به آن حضرت نوشتم: اگر صلاح مي‌دانيد مرا از محل دفن مادرتان فاطمه زهرا (س) آگاه سازيد كه آيا در مدينه است يا همانگونه كه مردم مي‌گويند در بقيع قرار دارد؟ آن حضرت در جواب نوشت: «هي مع جدي صلوات الله عليه» يعني حضرت زهرا (س) در جوار جدم رسول الله (ص) دفن شده است.

 

* نظر علماي معروف شيعه در اين باره چيست؟

 

ـ مرحوم شيخ صدوق پس از نقل اختلاف در محل دفن آن حضرت مي‌گويد عده‌اي از محدثين رواياتي را نقل كرده‌اند كه دلالت دارد بر اينكه آن حضرت داخل خانه‌اش به خاك سپرده شده است، سپس مي گويد: «و هذا هو الصحيح عندي» يعني به نظر من هم اين قول صحيح است.

 

شيخ طوسي هم اين نظر را دارد. وي مي‌گويد بهترين قول‌ها اين است كه حضرت زهرا (س) داخل خانه‌اش يا در روضه دفن شده است.

 

مرحوم طبرسي نيز معتقد است كه قول كساني كه مي‌گويند مدفن حضرت، در بقيع است، قول بعيدي است و دو قول ديگر كه داخل خانه‌اش و يا در روضه دفن شده است صحيح به نظر مي‌رسد.

 

علامه مجلسي هم مي‌فرمايد: همانگونه كه در كتاب مزار بيان كرده‌ايم، اصح اقوال اين است كه آن حضرت داخل خانه‌اش دفن شده است.

 

همچنين علامه حسن زاده آملي، كه خود از صاحبدلان است، مي نويسد: بعضي از صاحبدلان به طريق خاصي از علم جفر، سؤال طرح كرده‌اند كه «يا عليم، قبر فاطمه زهرا (س) در كجاي مدينه است؟» جواب گرفته‌اند كه: «جاي قبر، خانه شفيع جميع امت است

 

* آيا حضرت‌عالي، همين نظر را داريد؟

 

بله، يك خاطره‌اي از شيخ محمد علي عمري (ره) رهبر شيعيان حجاز كه اخيراً از دنيا رفت برايتان بگويم. در ماه رمضان سال 1426 قمري در مدينه منوره با ايشان ملاقات داشتم، ضمن مطالب سودمند درباره قبر شريف حضرت زهرا فرمودند: قبر آن حضرت مسلماً داخل بيت خودش است و زماني كه ما كودك بوديم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به يك متر مي‌رسيد، ايشان اشاره كرد به عصايي كه در دست من بود و گفت: تقريبا به ارتفاع عصاي شما بود.

 

* آيا شواهد و قرائن ديگري مبني بر دفن شدن حضرت فاطمه زهرا (س) در خانه خود وجود دارد؟

 

ـ ترديدي نيست كه دفن شدن در كنار قبر پيامبر اكرم (ص) براي هر مسلماني بزرگترين افتخار دنيوي و عالي ترين مقام معنوي است. شما ببينيد طبق همين اصل، سران سقيفه با بهره‌گيري از شرايط موجود و بدون اذن، توانستند كنار حضرت رسول (ص) دفن شوند.

 

باز بر همين اصل بود كه امام مجتبي (ع) وصيت كرد كه در صورت امكان در كنار تربت جد بزرگوارش رسول اكرم (ص) دفن شود ولي با اجبار و اكراه مانع شدند.

 

در مورد حضرت زهرا (س) افزون بر آنچه گفته شد، وجود ارتباط خاص معنوي و روحاني متقابل و عاطفه و محبت غير قابل وصف بين رسول خدا (ص) و ايشان، و با توجه به اينكه هيچ مانعي از دفن شدن آن حضرت در داخل خانه‌اش متصور نيست، چگونه مي‌توان قبول كرد كه حضرت فاطمه (س) راضي شود در جايي غير از خانه خودش و غير از جوار پدر بزرگوارش دفن شود؟!

 

* نظر علماي اهل تسنن در باره مدفن حضرت زهرا (س)چيست؟

 

علماي اهل سنت در باره مدفن حضرت زهرا (س) سه قول آورده‌اند: يكي داخل بيت خود ايشان. اين قول را ابن‌شيبه از قديمي‌ترين مورخان آورده است و مدينه‌شناس مشهور يعني عبدالعزيز نقل مي‌كند كه وي مي‌گفت: حضرت فاطمه (س) داخل خانه‌اش دفن شده است.

 

قول ديگر آنها اين است كه حضرت، در بقيع دفن شده است البته در تعيين محل دقيق آن اختلاف نظر دارند.

 

قول سوم آنها اين است كه داخل حرم ائمه بقيع دفن شده است. اين قول را مي‌توان قول مشهور ميان علماي اهل سنت دانست. دليل طرفداران اين قول وصيت امام حسن مجتبي (ع) است كه فرمود: «ادفنوني عند قبر امي فاطمه» مرا كنار قبر مادرم فاطمه (س) به خاك بسپاريد.

 

* مراد اين روايت چيست؟

 

در عين اينكه اصل وصيت امام مجتبي (ع) از نظر تاريخي مورد تاييد است اما منظور امام حسن مجتبي (ع) از جمله «امي فاطمه» مادر بزرگوارش «فاطمه بنت اسد» است نه مادرش حضرت زهرا (س) چون اطلاق كلمه «ام» به مادر بزرگ، يك اطلاق شايع و گسترده است.

 

شاهدش اينكه ابن‌حبان از بزرگترين محدثان و علماي اهل سنت در قرن چهارم در مورد قبر امام مجتبي (ع) مي‌نويسد: حسن بن علي (ع) در كنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد، دفن شده است.

 

* عده‌اي معتقدند حضرت فاطمه زهرا (س) در محل «روضه» دفن شده است، نظرتان چيست؟

 

ـ‌ مي‌گويند روضه آن بخش از مسجد النبي است كه ميان منبر و خانه پيامبر قرار گرفته است.

 

اصطلاح روضه و نامگذاري آن مكان مقدس به اين اسم، برگرفته از گفتار رسول خداست كه فرمود: «ما بين بيتي و منبري روضة من رياض الجنة» يعني بين خانه و منبرم، باغي از باغ‌هاي بهشت است.

 

محدوده روضه نزد شيعه با محدوده روضه در نظر اهل سنت متفاوت است.

 

به نظر ما، روضه از ديوار محراب مسجد النبي (ص) در جنوب ـ كه امروزه با نرده‌هاي فلزي مشخص است ـ آغاز و در شمال به چهارمين ستون منتهي مي‌شود. يعني يك ستون بيشتر از آنچه اهل سنت مي‌گويند و حد دوم آن در شرق داخل بيت پيامبر (ص) و بيت فاطمه زهرا (س) است و در سمت غرب محاذي منبر شريف است.

 

اما پاسخ شما در مورد احتمال دفن ايشان در روضه، اين است كه ما بايد ببينيم منظور از روضه چيست؟ اگر مرادتان محدوده‌اي است كه شيعه معتقد است و بيت حضرت زهرا را نيز شامل مي‌شود؟ بايد عرض كنم مساله دفن شدن آن بزرگوار در روضه (به اين معنا) در واقع مكمل رواياتي خواهد بود كه با صراحت دلالت دارند بر اينكه پيكر آن بانو در داخل بيت خويش به خاك سپرده شده است. زيرا از نظر شيعه، روضه داراي مفهوم وسيعتر بوده و شامل بيت پيامبر و حضرت فاطمه (س) نيز مي‌شود.

 

اما اگر مراد از روضه تنها فاصله بيت و منبر باشد علاوه بر اينكه دليلي بر مدفون بودن حضرت زهرا سلام الله عليها در آنجا وجود ندارد، اگر پيكر حضرت زهرا (س) در روضه (به اين معنا) دفن شده باشد، اشكال فقهي نيز بر آن متوجه آن خواهد شد چرا كه از نظر شرع، دفن شدن جنازه ـ متعلق به هر كسي كه باشد ـ در مسجد و محلي كه براي عبادت مسلمانان وقف شده است مجوز شرعي ندارد و لااقل مكروه است، و ائمه هدي (ع) بيشتر از هر كس، احكام الهي را مراعات مي‌كردند. طبق اين تحليل، چگونه جسد مطهر حضرت زهرا (س) در روضه، كه حساس‌ترين جاي مسجد پيامبر (ص) است، دفن شده است؟ و اگر چنين امري جايز بود، پيكر پاك رسول خدا (ص) بر اين كار، اولي و سزاوارتر بود.

 

* پس جمع‌بندي بحث اين شد كه حضرت زهرا داخل خانه خود، مدفون است و احتمالات ديگر بسيار بسيار ضعيف است؟

 

ـ بله از مجموع ادله و شواهد به دست مي‌آيد كه قبر مطهر حضرت زهرا (س) در بيت خود و در كنار مسجد رسول خدا (ص) است.

 

* اگر حضرت زهرا (س) در خانه خود مدفون است پس جريان تشييع جنازه، تابوت و .... چگونه توجيه مي‌شود؟ چون به هر حال تابوتي براي حضرت ساختند و ايشان را مخفيانه تشييع كردند.

 

ـ حضرت، دو خانه داشته‌اند. خانه اول كنار مسجد پيامبر بود و خانه دوم نزديك بقيع بود. حوادث مهم تاريخي هم بيشتر در خانه دوم اتفاق افتاده است كه از جمله يورش به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن، دوران نقاهت ايشان، ملاقات‌ها و حوادثي كه در ايام نقاهت حضرت زهرا (س) اتفاق افتاده در خانه دوم بوده است. لذا مراسم تجهيز و تشييع آن بانوي مكرمه، مربوط به منزل دوم بوده و از آنجا به سمت منزل اول تشييع شده و در منزل اول كنار مسجد دفن شده است.

 

* پس با اين بيان، اشكالي كه برخي وارد كرده‌اند (چگونه خانه حضرت زهرا (س) را سوزاندند در حالي كه منزل ايشان، كنار مسجدالنبي بود و سقف مسجد و قبر رسول خدا (ص) از شاخه هاي قابل اشتعال بود، لذا اگر آن خانه را مي‌سوزاندند همه مسجد آتش مي‌گرفت) حل مي شود‌؟

 

ـ بله، اين حادثه در بيت دوم اميرالمؤمنين (ع) اتفاق افتاده نه بيت اول كه كنار مسجد بود و اينطور اشكال‌ها براي از بين بردن حوادث مهم آن زمان است.

 

* عده‌اي معتقدند كه؛ وهابي‌ها مي‌خواهند قبر حضرت را مشخص جلوه دهند و اصرار دارند كه حضرت زهرا (س) در بقيع، دفن شده و لذا قبر فاطمه بنت اسد را قبر حضرت زهرا معرفي مي‌كنند. نظرتان چيست؟

 

ـ تحريف اين واقعيت و اصرار و تلاش نويسندگان آنها، در طول تاريخ وجود داشته است. حكومت‌ها در طول تاريخ با معرفي قبر حضرت زهرا (س) در داخل حرم ائمه بقيع، مي‌خواستند فشار عقيدتي و سياسي را از خود دور كنند. همه اينها در راستاي سر پوش گذاشتن به ايراد و انتقادي است كه در طول تاريخ از سوي پيروان مكتب اهل بيت (ع) به خط فكري مخالفان اهل بيت (ع) از لحاظ مخفي بودن قبر يگانه يادگار رسول خدا (ص) مطرح شده است.

 

به همين جهت، حكومت‌ها مجبور بودند به هر عنواني كه شده قبري براي فاطمه دختر رسول خدا (ص) معرفي كنند، لذا در طول تاريخ و حتي در دوران حكومت سعودي‌ها كتيبه‌هايي در حرم ائمه بقيع، مبني بر واقع شدن قبر فاطمه زهرا (س) در اين محل، نصب شد و در اين راستا براي فاطمه بنت اسد مدفن‌هايي غير از اين مدفن اصلي معرفي كردند.

 

همه اين تلاش‌ها به خاطر اين است كه سوال بزرگ تاريخ را از بين ببرند كه چه شرايطي اتفاق افتاد كه قبر فاطمه زهرا (س) دختر پيامبر اكرم (ص) مخفي ماند. و اين هشداري جدي براي حقيقت‌طلبان است!

 

* علت اينكه امامان بعدها محل دفن را فرموده اند چه بوده است؟ ‌آيا منافاتي با مخفي ماندن ندارد؟

 

ـ خير، اوايل بايد مخفي مي‌ماند، چون اوضاع و شرايط بسيار بد بود اما بعدها اين شرايط حساس و سخت از بين رفت لذا اظهار كردند كه در خانه خود مدفون شده است. سؤال تاريخي همچنان نيز باقي است كه چرا و به چه علت در آن زمان قبر شريف ايشان مخفي ماند‌؟!

 

اين مطلب درباره قبر شريف حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام نيز هست، قبر ايشان نيز بعدها معلوم شد.

*****

 

علامه حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک کلمه جلد 3 – ذیل کلمه 345 می فرماید:

 

ph-10443 

 

حق اینست که قبر حضرت فاطمه بنت رسول الله(ص) در مدینه در بقعه رسول الله و در جوار آن حضرت است . و آن قبری که در بقیع به نام فاطمه شهرت دارد، قبر فاطمه بنت اسد مادر امیرالمومنین علی (علیهما السلام) است.

 

مختار دویست نهج البلاغه این است :

« و من کلامٍ له (علیه السلام) عند دفن سیدة النساء فاطمه علیها السلام: السلام علیک یا رسول الله عنّی و عن ابنتک النازلة فی جوارک ....

 

به چند سطری که در صحیفه مصادر نهج البلاغه نگاشته ایم، التفات بفرمایید:

اعلم انّ روایة الکلینی فی الکافی، والشیخ الطوسی فی الامالی نصّ صریح علی انّ عصمة الله الکبری، سیدة النساء لیلة القدر فاطمه بنت رسول الله (صلوات الله علیهما)مدفونةٌ فی جوار ابیها فی بقعته، و هذا هوالحق.

 

و قد روی السید الاجل ابن طاوس فی الاقبال ذالک القول الحق عن جامع کتاب المسائل و اجوبتها ، و فیه :

ابوالحسن ابراهیم بن محمد الهمدانی قال کتبت الیه – یعنی الی الامام علی بن محمد الهادی(علیهما السلام)- ان رأیت ان تخبرنی عن بیت امّک فاطمه علیها السلام أ هی فی طیبة، او کما یقول الناس فی البقیع؟ فکتب : هی (علیها السلام) مع جدّی(صلوات الله علیه و آله). (الاقبال، من الطبع الاول الرحلی الحجری، ص 624)

 

و اقول: کلام الوصی مخاطباً رسول الله بقوله :« السلام علیک یا رسول الله »، کذالک قوله : « النازلة فی جوارک »، و قوله فی آخر کلامه : « السلام علیکما سلام مودع » نصٌ صریحٌ علی ذالک الحکم الحکیم. ..... الخ.

 

بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر نیز جواب گرفته است که (جای قبر خانه شفیع جمیع امت است)وصورت لوح آن این است:یا علیم قبر فاطمه زهراء-علیها السلام-در چه جای مدینه است؟

بیست ودوم ربیع الآخرهزار وسیصد ونود وهفت= 9=45=441=4374=(میزان=7=16=124=42+82)



ارسال توسط حاجی
تعداد بازدید :
 

سوال: هیچ فکر کرده اید که چرا انسان ها بیمار می شوند و به سبب بیماری در رنج و تعب قرار دارند؟ 

 عموم مردم به علت نادیده گرفتن قوانین و احکام حاکم بر جهان و انسان بیمار می شوند.

  اگر امروزه مردمان ما رو به سوی انجام فرامین الهی بیاورند و با تاسی به دستورات و سیره ی پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) سلامتی خود و خانواده ی خود را بیمه خواهند کرد.

حجامت: یکی از دستورات الهی  انجام حجامت است که متاسفانه مدت هاست این سنت پیامبران  در میان ما مسلمانان به فراموشی سپرده شده است و انجام دادنش سخت، و اگر هم انجام می شود سودی در پی ندارد به دلیل آنکه به طرز صحیح انجام نمی شود


پیامبر اکرم(ص)  می فرمایند: « در شب معراج من و امتم را بسیار به حجامت سفارش کردند»

امام علی (ع) می فرمایند :« ان الحجامة تصحح البدن و تشدد العقل»( حجامت بدن را سالم و عقل را زیاد می کند)

به همین جهت وجود مبارک رسول اکرم(ص) در زمان حیات خود پر برکتشان 527بار حجامت انجام دادند.


حجامت به عنوان یک شیوه ی پیشگیرانه از بیماری ها و نیز یک شیوه درمانی مدت هاست که در برخی از دانشکده های پزشکی آمریکا، آلمان،چین، پاکستان و ... تدریس می شود.و ده ها کارشناس برجسته حجامت در کشور های اروپایی و آمریکایی چندین جلد کتاب پیرامون حجامت و مکانیسم اثر آن تالیف نموده اند و این جمله از پرفسور یوهان آبله است که: « حجامت یک امر کمکی در جهت خود گر دانی کار طبیعی سیستم های بدن انسان است».


پروفسور واسانت لاد محقق هندی و مدیر یک مرکز پژوهشی معتبر در آمریکا، پس از سال هاتحقیق و پژوهش روی مکانیسم حجامت اظهار می دارد که بین دو کتف،یک سیستم محافظتی و دریچه هایی تعبیه شده است که مانع ورود عمده ای از ذرات سنگین آنتی ژن ها، ترکیبات زاید خون،لنف و ... به سیستم عروقی قلب می گردد؛ این اجرام در شبکه مویرگی پشت قلب بین دو کتف انبار و مجتمع می گردد و از حدی که فرا تر رفت مقاومت این شبکه حفاظتی شکسته شده و این ذرات و اجرام اضافی و سمی خون وارد شبکه خونی قلب می شود و شروع به آسیب زدایی می کنند ؛ که با انجام حجامت بخشی از این ترکیبات زاید از شبکه ی مویرگی بین دو کتف تخلیه خواهد شد.

به همین جهت در طب اسلامی و سنتی عملکرد حجامت را به لایروبی قنات تشبیه کرده اند، زیرا تمام عروق سطحی و ریز سیستم های بدن را پاکسازی و تصفیه می نماید

حجامت از نظر لغوی یعنی حجم دادن و روش کار به این ترتیب است که پس از ایجاد بادکش در ناحیه بین دو کتف،

روی مهر های تی 3 و تی 4 و برجسته شدن پوست،چند خراش سطحی روی پوست ایجاد شده و با مکش بعدی،از خراش ها، خون تخلیه می گردد، که چون از رگ های خرد می آید سبب ضعف بدن نمی شود و در عین حال تن را سبک و خون فاسد را خارج می کند.


نکته: در حجامت 50 الی 70 سی سی خون فاسد تخلیه می گردد اما در اهدا ءخون 350 الی 500 سی سی خون، هم سالم هم فاسد تخلیه می گردد


حجامت درمان همه درد هاست.(پیامبر اکرم صلوات الله و آله)


پروفسور یوهان آبله  میگوید: «به نظر من 75% تمام بیماری های بشر بوسیله درمان های طبیعی از جمله حجامت قابل علاج است در مطبی که حجامت صورت نگیرد ، اصلا درمان اتفاق نیفتاده است»                 

                          



تاثیر حجامت روی کودکان:

حجامت در اطفال و نوجوانان سبب جهش رشد( افزایش چشمگیر قد و وزن) افزایش اشتها،کاهش اختلالات رفتاری از قبیل پرخاشگری ،تندخویی و عصبیت) افزایش مقاوت بدن نسبت به بیماری های عفونی، افزایش قوای ذهنی و قدرت یادگیری کودکان افزایش تمرکز حواس و دقت آنان ، تنظیم خوابشان منطقی تر شدن کودک و هماهنگی بیشتر با والدین و سایر اعضای خوانواده،شادابی و رشد بیشتر پوست و مو،افزایش زیبایی،تقویت بینایی چشم، تنظیم و تعدیل بحران های بلوغ جنسی و امیال سرکش و گاه مخرب جنسی در دختران و پسران نو جوان،تغیر ذائقه ی کودک(میل کودک به غذا و اقلام مصنوعی و شیمیایی مضر مثل نوشابه و پفک و .. کمتر شده و به مواد طبیعی مثل گردو خرما و سیب و .. بیشتر خواهد شد)


در طب اسلامی حجامت جایگزین مناسب واکسیناسیون اطفال و نوجوانان می باشد که صد ها سال در زندگی قدما رایج بود است؛ نمونه های فراوانی از کودکان و نو جوانان داریم که والدینشان به جای واکسیناسیون ،آنان را طبق برنامه حجامت نموده اند و طی چند سال هیچ گونه ابتلاء به بیماری های عفونی در آنها مشاهده نشده است. حتی از همسالان واکسیناسیون شده خود،از سیستم ایمنی بهتری برخوردار هستند.


امام صادق(ع)می فرمایند: «حجامت نوزاد از چهار ماهگی به بعد سبب خشک شدن اب دهان و کاهش حرارت از سر و بدنش می شود»


امام صادق (ع) می فرمایند: «کودکان خود را حجامت کنید،حجامت برای طفل همانند هرس است برای درختان»


نکته: حجامت نوزاد بدون بادکش می باشد.


حجامت زنان باردار در ماه چهارم و پنجم بارداری و جهت(زایمان راحت و ایمن، افزایش رشد جثه ی جنین،افزایش ضریب هوشی ، تعادل مزاج نوزاد و کمتر مریض شدن وی بعد از بدنیا آمدن) بسیار مفید بوده و در صورت بیماری نیز به حجامت پاسخ مطلوب و سریعی خواهد داد.


حجامت برای زنان شیر ده نیز سبب زیاده شدن و افزایش توان شیر دهی و افزایش کیفیت غذای شیر مادر و همچنین سبب کاهش قولنج های روده ای نوزاد می گردد.


دستاوردهای اصلاح ژنتیک در اثر حجامت: تناسب و توازن اندام- زیبایی چهره- بالا رفتن قدرت دفاعی بدن- ضریب هوشی بالاتر-تربیت پذیری-عدم  گرایش به رفتارهای ناهنجار اجتماعی-پایین آوردن استعداد ابتلاء به بیماری سرطان،دیابت،سکته ی قلبی ،فشار خون و حساسیت های مختلف-افزایش بینایی چشم افزایش حافظه-طول عمر-سالم سازی دستگاه گوارش و ..


 بعضی از فواید و اثرات پیشگیرانه و درمانی حجامت:

1.جلوگیری از سکته مغزی و قلبی 2.میگرن و سردرد3.آکنه بلوغ4.سینوزیت5. صرع 6.دردهای قاعدگی7.کیست تخمدان8. آبله مرغان 9. ناراحتی مفصل 10. یرقان و زردی 11.آسم 12.کنترل فشار خون بالا 13.درمان حساسیت ها مانند کهیر ،خارش ،سرفه عطسه، خارش سقف دهان و گوش، تنگی نفس و...14. طبق مدارک مستند 90 درصد بیماران حجامت شده پس از حجامت کاهش دفعات سرما خوردگی و آنفلونزا داشته اند (در بررسی حدود 530 خانوار که به طورمنظم و سالیانه خود و فرزندان خود را حجامت میکنند دیده شده که تعداد و شدت کم و کیف بیماری های عفونی مثل آنفلونزا در این خانوار ها کاهش یافته است15. مفید در درمان دیابت و سرطان همراه با ورزش و کاهش استرس و داروهای گیاهی16. درمان افسردگی ،ترسو اضطراب ( طبق تحقیقاتی که در کنگره بین المللی طب اسلامی ارایه شده است حجامت موجب افزایش ترشحی به نام سرو تونین در مغز می شودطبق تحقیقات علم روان پزشکی نوین،کاهش سروتونین مغز یکی از عواملی اساسی ایجاد افسردگی،ایجاد پرخاشگری،عصبانیت زودرس و.. می باشد16. درمان اعتیاد با فواید بی شمار از جمله:ارزان ،سر پایی،بدون درد، و کوتاه بودن طول مدت درمان به علاوه با احتمال برگشت کمتر نسبت به روش های دیگر و........


بهترین زمان حجامت:

بهترین زمان انجام حجامت فصول بهار و پاییز و روز های 16 و 17 هر ماه قمری و در بعضی روایات نیز روزهای 19 و 20 هر ماه قمری سفارش شده است.

نکته: حجامت در غیر موارد ضروری در جمعه ممنوع می باشد

بهترین وقت حجامت در سال  در ماه حزیران رومی است که شروعش 22 خرداد ماه می باشد


امام صادق و امام رضا (ع) فرمودند: « در 7 حزیران (29خرداد) حجامت کنید ، اگر نتوانستید در 14 حزیران (5 تیر) انجام دهید


بعضی ملاحظات قبل از حجامت:

1-حجامت در زمان سیری و نیز گرسنگی نهی شده باید فرد در حال بینابین باشد2-تایک ساعت پس از حمام رفتن حجامت ممنوع می باشد

بعضی ملاحظات پس از حجامت:

1-ممنوعیت شستشو موضع حجامت تا یک ساعت پس از آن2-ممنوعیت استحمام تا 24 ساعت پس از آن3- ممنوعیت خودن غذا تا یک ساعت پس از آن4- پرهیز از خودن غذاهای شور و نیز تخم مرغ5- خوردن غذای کمتر و نوشیدن بیشتر6-پرهیز از کارهای هیجانی و عصبانیت

راهنمایی: مصرف کاهو،سنکنجبین و شربت گلاب در گرم مزاجان و شربت عسل در سرد مزاجان

افراد 60 سال به بالا باید با اجازه پزشک حجامت کنند.

وبلاگ ریشه های استوار



ارسال توسط حاجی
رئیس دانشگاه علامه طباطبایی از کاهش آمار مشروطی‌ها با جداسازی دخترها و پسرها در این دانشگاه خبرداد.

به گزارش فارس، همایش بزرگداشت استاد شهید مرتضی مطهری به همت بسیج اساتید تهران بزرگ در دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

در این همایش، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدصدرالدین شریعتی با اشاره به اینکه استاد مطهری یکی از شخصیت‌های بزرگ کشورمان و جامعه روحانیت شیعه است، عنوان کرد: این استاد فرزانه و فرهیخته به عنوان یک شخصیت علمی و دانشگاهی در کشور مطرح است که امام(ره) او را محصول عمر و پاره تن خود معرفی کردند.

وی افزود: امام(ره) کتب و تالیفات استاد مطهری را ارزشمند و قابل بهره‌برداری می‌دانستند.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مورد روش مبارزه شهید مطهری یادآور شد: شهید مطهری فیلسوف بزرگی بود که برای دفاع از اسلام و دفاع از مبانی دینی و مکتب تشیع در قضایای علمی و اجرایی در صحنه حضور داشت.

وی در مورد وظیفه اساتید امروز در پیروی از استاد شهید مطهری گفت: امروز باید این راه را به تبعیت از این استاد بزرگ ادامه دهیم و در دفاع از آرمان‌های اسلامی و برخورد با مکاتب الهی و شرک از آبرو و حیثیت خود مایه بگذاریم.

شریعتی با اشاره به آیات قرآن در مورد ویژگی‌های انسان راستین و مومن اظهار داشت: انسان مومن کسی است که در میدان زندگی در مقابل مومنین خاضع است و در مقابل کافرین می‌ایستد و پوزه کافر را به خاک می‌مالد.

وی افزود: استاد شهید مطهری ویژگی‌های انسان مومن را دارا بود و با وجود آنکه یک شخصیت علمی بزرگ بود اما برای آنکه جواب مجله‌های متجدد زمان خود را بدهد و مبانی اسلام را معرفی کند، خود را اینقدر نازل می‌کرد تا آنکه در مجله "زن روز" که مجله‌ای عجیب و بی‌هویت بود مقالات خود را در حوزه حقوق زن و جایگاه آن منتشر می‌کرد تا جواب غرب زده‌های مرتد و منحرف را که با تمام وجود فرهنگ غرب را ملاک قرار داده بودند، بدهد.

رئیس دانشگاه علامه طباطبایی در مورد کتاب نظام حقوقی زن که نوشته شهید مطهری است، گفت: این کتاب منشا همان برخورد استاد شهید است که با نوک قلم و با تمام دلسوزی برای دفاع از اسلام می‌نوشتند.

عضو شورای تحول در علوم انسانی، با اشاره به معیارهایی که رهبر معظم انقلاب برای علوم انسانی معرفی کردند، در خصوص وظیفه اساتید بسیجی گفت: باید با استفاده از سابقه اسلامی ایرانی که بیش از 1400 سال فرهنگ و تمدن بزرگ است، بهره برد و مانند استاد مطهری در کلاس و محیط‌های علمی سیستم اداری غرب زده را پالایش و آن چه را که با اسلام سازگار است، بپذیریم.

رئیس دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص فعالیت‌ خود برای اسلامی کردن دانشگاه‌ها در دانشگاه متبوعش گفت: با همکاری و همراهی همکاران در سال گذشته طرحی را در رابطه با ساماندهی کلاس‌های دانشگاه شروع کردیم که در این دانشگاه 3 هزار و 218 کلاس به تفکیک خواهران و برادران انجام شد.

وی در مورد تاثیرات این طرح در دانشگاه افزود: پس از تفکیک آمار مشروطی دانشجویان کاهش یافت.



ارسال توسط حاجی
به مناسبت میلاد مبارک حضرت صدیقه طاهره (صلوات الله علیها) یاد می کنیم از مادرانی که جای پاهایشان بر سر پیچ تاریخ ، باقی ماند و بسیاری از آنان ، امروز بر سر سفره بانوی دو عالم میهمانند.
حضرت روح الله (سلام الله علیه) در در اوصاف مادران شهدا در طول سال های دفاع مقدس چنین فرمودند: « ملتي که خواهران و مادران دليرش، افتخار به مرگ جوانان برومندش مي کند که در صف شهدا هستند، پيروز است.» و در جایی دیگر فرمودند: «رحمت خداوند بر مادراني كه جوانان نيرومند خود را به ميدان دفاع ازحق فرستاده، و به شهادت ارجمند آنان افتخار مي كنند
به مناسبت روز میلاد مبارک حضرت صدیقه ی طاهره (صلوات الله علیها) یاد می کنیم از مادرانی که جای پاهایشان بر سر پیچ تاریخ ، باقی ماند و بسیاری از آنان ، امروز بر سر سفره ی بانوی دو عالم ، میهمانند.
روحمان با یادشان شاد


اصفهان -1365





تهران - 1365


تهران - دی 1362


تهران - 1366


بندر عباس - تابستان1362




تهران- دی ماه 1362






تهران - مقابل مجلس شورای اسلامی - 1365


روبروی مجلس شورای اسلامی - 1364


زمستان1362 - تهران - خیابان 16 آدر




برچسب‌ها: مادر, شهداء, تاریخ ساز

ارسال توسط حاجی
"به اولاند باید احترام گذاشت. به وی زنگ زدم و تبریک گفتم؛ رئیس زمانی رئیس است که شکست را به عهده بگیرد. مسئولیت شکست را بر عهده می‌گیرم و از این به بعد من یکی از شما خواهم بود می خواهم به فرانسوی‌ها بگویم از هر زمان دیگری به فرانسه علاقمند هستم. زندگی از شکست‌ها و پیروزی‌ها تشکیل شده است و موفق نشدم ارزش‌های مورد اعتقادم را پیروز کنم"
به گزارش الف ؛ نام جهود و يهودي از دير باز در تاريخ و فرهنگ ما نامي خوش آوازه نبوده. با شنيدن اين كلمه اكثر ما ايرانيان فردي طماع ، خيانت پيشه و فريبكار و خلاصه بي اخلاق را در ذهن متبادر كرده ايم اما اتفاق اخير در دنياي سياست خوشبختانه مي تواند ما را از اين ادراك غلط كليشه اي برهاند و نشان دهد كه اتفاقا ما ايراني ها و ما مدعيان مذهب بر حق اگر به خود توجه نكنيم مي توانيم بي اخلاق ترين افراد بوده و لكه سياهي بر مذهبمان باشيم و پيروان تمامي اديان مي توانند از ما برتر باشند.هفته اي بيش از شكست انتخاباتي نيكلاي ساركوزي رئيس جمهور يهودي زاده فرانسه نمي گذرد.يهودي زاده صهيونيست مسلكي كه درس اخلاق را به تمام بزرگان سياسي ما آموخت.

بله ساركوزي با ۱۶٬۸۶۹٬۳۷۱ راي در برابر اولاند با ۱۸٬۰۰۰٬۴۳۸ راي شكست خورد . اختلاف رايي زير ۲ درصد يا كمتر از ۱ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر در بيش از ۳۷ ميليون راي. اين واكنش ساركوزي است :

"به اولاند باید احترام گذاشت. به وی زنگ زدم و تبریک گفتم؛ رئیس زمانی رئیس است که شکست را به عهده بگیرد. مسئولیت شکست را بر عهده می‌گیرم و از این به بعد من یکی از شما خواهم بود می خواهم به فرانسوی‌ها بگویم از هر زمان دیگری به فرانسه علاقمند هستم. زندگی از شکست‌ها و پیروزی‌ها تشکیل شده است و موفق نشدم ارزش‌های مورد اعتقادم را پیروز کنم"

ساركوزي در اظهار نظر هاي بعدي گفت كه خود را از سياست كنار كشيده و از رهبري حزبش كنار مي رود. اين يعني:

۱- اخلاق قبول شكست
۲- اخلاق مسئوليت پذيري در برابر طرفداران و حزب خود
۳- اخلاق ترجيح منافع ملي بر منافع فردي و حتي حزبي

بله اين واكنش همان يهودي زاده اي است كه مخصوصا اصولگرايان در ايران او را به خاطر واكنش هايش در حمايت از جنايات اسرائيل و جدا شدن از همسر و ازدواج با يك مانكن جنسي فردي بي اخلاق و منفور خطاب مي كردند. اين واكنش اگر عرق شرم بر پيشاني سياستمداران ما بنشاند عجيب نيست. اين واكنش نشان مي دهد كه اخلاق تنها اخلاق جنسي و حجاب و ظواهر و پوسته دين نيست هر چند اين مسائل نيز در اخلاق مورد نياز هستند.اين رفتار نشان داد كه دموكراسي خواهي و روشنفكري تنها به كت و شلوار شيك و بي اعتقاد صحبت كردن و تقليد كردن بي چون و چرا از غرب نيست. سوال اينجاست كه چرا سياستمداران ايراني لااقل گزينشي تقليد كرده و گزينشي اخلاق گرا هستند؟

حال اين واكنش را مقايسه كنيد با كشور عزيزمان ايران كه در آن همه يا ادعاي اخلاق اسلامي دارند و يا همزمان ادعاي روشنفكري ، دموكراسي خواهي و پيشرفت خواهي براي مردم و كشور.

۱- جناب آقاي هاشمي رفسنجاني؛ ايشان پس از شكست سال ۸۴ كه اتفاقا شمارش آرا بر عهده طرفدارانش در وزارت كشور آقاي خاتمي بود و با اختلاف بيش از ۷ ميليون شكست خورد ولي دريغ از تبريك به رقيب پيروز وپذيرش شكست و معذرت خواهي از طرفداراني كه برايش وقت و انرژي گذاشتند. در اين انتخابات براي اولين بار پاي نگفتن تبريك در انتخابات ايران بازشد. ايشان فراموش كردند كه به جاي طلبكاري از فرد پيروز و طرفدارانش مي بايست از كساني طلبكار مي شدند كه ايشان را با آن سابقه درخشان بر باسكول كشش وزن سياسي با فردي قرار دادند كه زماني استاندارش بود. حتي پيروزي بر آقاي احمدي نژاد نيز براي ايشان پيروزي تلقي نمي شد و فقط به نفع اطرافياني بود كه دوره خوشي هايشان رو به پايان بود. اين افراد اين ريسك را به جناب ايشان تحميل كردند تا شايد به احتمالي بتوانند براي نمد سياست خود دوباره كلاهي بسازند. تخريب كننده ايشان همان فرصت طلبان حامي بودند نه رقيبي كه ذات رقابت به ناچار او را در برابر رقيب قرار مي دهد.

۲- جناب آقاي مهدي كروبي فردي كه اصلاح طلبان اصرار داشتند او را با نام شيخ اصلاحات و برخي به عنوان يار نزديك امام بشناسند. ايشان نيز وقتي دوستانش در وزارت كشور آقاي خاتمي پس از شمارش آرا او را در مقام سوم جاي دادند با طلبكاري هر چه تمامتر از تمامي مناسب حكومتي استعفا داد و البته مردمي را آسوده ساخت. جناب شيخ در انتخابات بعدي با راي كمتر از آرا باطله مدعي تقلب شد يعني ۲۵ ميليون راي اختلاف امكان و مجوز ادعاي تقلب را به او داد. فردي كه حتي رئيس ستادش آقاي كرباسچي و بسياري از ناظرانش در سر صندوق ها به او راي ندادند.

۳- جناب آقاي مير حسين موسوي خامنه نخست وزير امام كه زماني انتقاد از او گرا دادن به دشمن بعثي تلقي مي شد، وقتي با اختلاف ۱۱ ميليون راي و با داشتن ۵۰ هزار ناظر سر صندوقهاي راي كه هر كدام فرم مربوط به شمارش آرا را تاييد و امضاء كرده اند از رقيب شكست خورد، نه تها تبريك نگفت بلكه قبل از شمارش آرا و اعلان نتايج با جملات زير خود را رئيس جمهور ايران خواند:

"برابر اطلاعاتی که از ستادهایمان در سطح کشور داریم، برنده قطعی با نسبت آرای بسیار زیاد اینجانب هستم ... ما از وزارت کشور و دولتی که ادعای مردمی بودن دارد می خواهیم که حافظ حقوق ملت باشد به هر حال بنده خود را پیروز قطعی این میدان می دانم و منتظر شمارش آرا به طور دقیق هستم."

ايشان پس از شكست گويا فراموش كردند كه بايد لا اقل از طرفدارانش معذرت خواهي كرده و آنها را براي انتخابات بعد اميدوار كند. ايشان نه تنها از راس طرفدارانش استعفا نداده و راه را براي آينده هم حزبي هايش باز نكرد بلكه با انتحار سياسي، خود را در جايگاه قهرماني ملي قرار داد كه گويي انتخابات رياست جمهوري بهانه اي بيش نبوده و او براي نجات قهرمان وار يك ملت به ميدان آمده بوده است. اين شد كه انتخابات براي او نه پايان يك رقابت بلكه بهانه اي براي بلند پروازي قهرمانانه و البته زمين زدن همفكرانش در تمامي نقاط حاكميتي شد. كيست كه نداند اگر او شكست را مي پذيرفت و از راس طرفداران كنار مي رفت در انتخابات بعد مي توانست حزب خود را با احتمال پيروزي بيشتري مواجه كند؟

۴- جناب آقاي محسن رضايي؛ ايشان با راي كمتر از يك ميليون حتي پس از امتحان صندوقها و شمارش آرا در استانهايي كه فكر مي كرد بيشتر راي دارد نه تبريكي گفت و نه حركتي.

نتيجه

متاسفانه مسئله پذيرش شكست و مسئوليت پذيري امري است كه نه تنها مربوط به خواص سياسي باشد بلكه خوني است كه در رگ اغلب ما ايراني ها جريان دارد. با اين حال سخن اينجاست كه اگر خواص يك قوم و كشور فاقد اخلاق باشند ازمردم چه انتظاري مي رود؟ سوالي كه مطرح است اين است كه آيا معناي تمامي امور مذهبي و ديني چيزي جز اخلاق است؟آيا پيامبر نفرمود كه من براي تكميل كردن مكارم اخلاق مبعوث شدم؟آيا اگر گروهي خود را در اكثر عقايد سياسي پيرو بي چون و چراي غرب مي داند نبايد از اين اخلاق او نيز پيروي و تقليد كند؟

مردم ايران از گذشته در پي انتساب عناوين همچون عناوين قاجاري براي بزرگان سياسي خود بوده و سپس به دنبال آنها حركت كرده اند. بر مردم است تا با معيار اخلاق در انتخاب سياستمداران بصيرت نشان داده و به جاي پيروي كوركورانه از آنها و نسبت دادن القاب و عناوين دهان پر كن قاجاري آنها را خواه از هر گروه سياسي از خود برانند.


ارسال توسط حاجی
تعداد بازدید :
 
























ارسال توسط حاجی

رئیس جمهور کشورمان معتقد است که صهیونیست‌ها پخمه‌‌ترین پخمه‌ها در عالم هستند.

به گزارش فارس، محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور کشورمان عصر امروز (جمعه) در چارچوب صدومین سفر استانی هیئت دولت که هم اکنون در استان خراسان رضوی در جریان است، در جمع مردم زاوه با اشاره به محصول اصلی این شهر که زعفران است، گفت: برخی از این شهر با عنوان شهر طلای سرخ نام می‌برند اما من تعبیر بهتری برای آن دارم.
 
وی افزود: شهرستان زاوه باید از این جهت نامیده شود که در دامن خود مجاهدان و دانشمندان و انسان‌های برتر را پرورش داده است.
 
احمدی‌نژاد با اشاره به بحث قرآنی اولوالباب گفت: در قرآن این لفظ برای کسانی به کار رفته که صاحب اندیشه و تعقل هستند و بارها از سوی خداوند با اشارات مثبت قرار گرفتند.
 
رئیس جمهور ادامه داد: اولوالباب یکی از القاب کسانی است که اهل تعقل هستند و با استفاده از عقل خود به دنبال کشف حقیقت و راه هستند؛ اولوالباب کسانی هستند که تسلیم حق هستند و با تمام قدرت با حق همراهی می‌کنند.
 
احمدی نژاد با بیان اینکه رسیدن به حق از مهمترین اهداف انسان است و زندگی تعالی در سایه شناخت حق و حقیقت و تبعیت از آن امکان پذیر می‌شود، تصریح کرد: اولوالباب به دنبال کمال برای رسیدن به قله‌های سعادت هستند که خداوند متعالی برای این هدف انسان را خلق کرده است.
 
وی در ادامه با اشاره به اینکه کسانی که از عقل فاصله می‌گیرند در جامعه انحراف ایجاد می‌کنند، گفت: دشمنان به خاطر بی عقلی و عدم آگاهی دست به چنین کارهایی می‌زنند.
 
احمدی نژاد افزود: امروز صهیونسیت‌ها فلسطین را تصرف کردند و خانه را بر سر فلسطینیان خراب می‌کنند اما آیا آنها از روی تعقل و آگاهی این کار را می‌کنند؛ به خدا آنها پخمه‌ ترین پخمه‌ها در عالم هستند.
 
وی در ادامه با اشاره به هدف اصلی کشور و دولت که همانا ساختن ایران است، تصریح کرد: ما باید دست به دست هم دهیم تا ایران را بسازیم تا به عنوان یک الگوی جهانی آن را در دنیا معرفی کنیم.
 
احمدی نژاد با اشاره به توانایی‌ها و استعدادهای شهرستان زاوه گفت: انشاالله ما برای این شهر یک بیمارستان و همچنین دو مجتمع ورزشی یکی برای دختران و دیگری برای پسران خواهیم ساخت.
 
رئیس جمهور با اشاره به جلسه هیئت دولت در پایان این سفر گفت: انشاالله در این جلسه زمینه اتمام هر چه سریعتر کارهای بر زمین مانده را فراهم خواهیم کرد.


ارسال توسط حاجی

مقامات سياسي كشورهاي اروپايي خواستار انحلال اتحاديه اروپا شدند تا آتشفشان انقلاب ها در قاره سبز، همه چيز را به ورطه نابودي نكشاند.

به گزارش کیهان، به دنبال موج گسترده افزايش نارضايتي هاي مردم در كشورهاي اروپايي رهبر حزب استقلال انگليس با اشاره به بالا گرفتن نارضايتي ها در منطقه يورو، نسبت به احتمال وقوع انقلاب در برخي از كشورهاي اروپايي، هشدار داد.

«نايگل فريگ» رهبر حزب استقلال انگليس طي سخناني در پارلمان اروپا، افزايش تعداد احزاب در كشورهاي اروپايي را نشانه اي بر تولد مجدد سوسياليسم ملي در كشورهايي نظير يونان دانست.

بي بي سي گزارش داد فريگ كه حزب او خواستار خروج انگليس از اتحاديه اروپاست، با اشتباه ارزيابي كردن مسير اتحاديه اروپا، خواستار پايان پروژه اتحاديه اروپا و انحلال اين اتحاديه شد.

در همين ارتباط، «الكس تسيپراس» رهبر حزب چپگراي يونان، وام صندوق پول بين الملل و اتحاديه اروپا و همچنين نتايج ناشي از سياست هاي رياضتي را «وحشيگري» ناميده بود.

فريگ در ادامه اتحاديه اروپا را به كشتي «تايتانيك» تشبيه كرد كه اكنون به كوه يخ برخورد كرده است. او اين اتحاديه را اتحاديه «شكست اقتصادي» ناميد كه مملو از بيكاري و رشد اندك است.

او در نهايت با اشاره به اين موارد، گفت: اتحاديه اروپا خطر بزرگي براي كل قاره به حساب مي آيد. ما با نارضايتي جمعي روبرو هستيم، و حتي احتمال انقلاب در برخي از كشورها وجود دارد.

هرچند تاكنون اجلاس ها و همايش هاي پي در پي با حضور مقامات ارشد كشورهاي اروپايي براي حل معضلات اقتصادي اروپا برپا شده است اما رسانه هاي غربي اذعان مي كنند كه مشكلات وخامت بار اقتصادي حل نشده و مقامات سياسي فقط عكس يادگاري مي گيرند.



ارسال توسط حاجی

فارس: هم اکنون حدود ۵۱ میلیون متر مکعب در روز (معادل گاز بیش از دو فاز پارس جنوبی) بر روی فلرهای گازی می‌سوزد.

عملیات تولید گاز و نفت خام در خشکی و دریا با تولید گاز‌های غنی همراه است که بخشی از آن برای تزریق به میادین نفتی و بخشی نیز پس از فرآورش در پالایشگاه‌ها به منظور تامین مصرف گاز کشور به خطوط لوله تزریق می‌شود و بخش اعظمی نیز به عنوان گاز غنی همراه سوزانده می‌شود. اگر سفری به منطقه عسلویه داشته باشید حتما مشعل‌های غول پیکری را مشاهده می‌کنید که روشن هستند و ارتفاع شعله‌هایشان گا‌ها به بیش از ۲۰ تا ۳۰ متر می‌رسند. لازم به ذکر است هم اکنون ۴۲ فلر (مشعل) در منطقه پارس جنوبی روشن است که ۲۲ فلر مربوط به فازهای گازی و مابقی مربوط به پتروشیمی‌ها است.

آنچه که این مشعل‌ها می‌سوزانند گاز‌ است که می‌تواند برای کشور ارز آوری داشته باشد ولی هم اکنون سوزاندنشان به جای ارزآوری هزینه‌های اقتصادی را تحمیل می‌کند.

براساس ترازنامه هیدروکربوری کشور روزانه حدود ۴۱.۵ میلیون متر مکعب گاز‌های همراه در بخش تولید نفت و همچنین ۹.۵ میلیون متر مکعب گاز سبک در پالایشگاه‌های گازی کشور می‌سوزد.

اگر قرار باشد تنها فازهای پارس جنوبی (فازهای ۱ تا ۱۰) را مدنظر قرار دهیم باید بگوییم که تنها روزانه نزدیک به ۷ میلیون متر مکعب گاز سبک در این فاز‌ها سوزانده می‌شود.

مقام معظم رهبری در سفری که سال گذشته به منطقه عسلویه داشتند به مسئولان نفتی گوشزد کردند که برای جلوگیری از سوختن این گاز‌ها تدبیرکنند.

موسی سوری مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس در مصاحبه‌ای که با پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری (+) داشت در بخشی از مصاحبه می‌گوید «در بازدید از عسلویه وقتی آقا به مشعل‌هایی رسیدند که شعله‌های بسیار بلندی داشت، اشاره کردند که چرا این شعله‌ها این‌قدر بلند است؟ یکی از دوستان توضیح داد که این به لحاظ فنی است. گفتند من دو سؤال دارم؛ اول این‌که آیا این شعله‌ها گاز است و ارزش اقتصادی دارد؟ گفتیم بله. آقا گفتند: دوم این‌که آیا محیط زیست را آلوده می‌کند؟ گفتیم بله. گفتند پس باید تدبیر کنید. توجیه نکنید، تدبیر کنید.»

براساس این گزارش سوری در ادامه این گفت‌و‌گو تاکید می‌کند که تا دو یا سه ماه آینده ارتفاع شعله‌ها که در پارس جنوبی است حداکثر به نیم متر می‌رسد و از آلودگی‌هایی که در این منطقه ایجاد می‌کند می‌کاهد اما پس از بررسی‌ها مشخص شد که بهبود شرایط کنونی حداقل تا پایان برنامه پنجم توسعه طول می‌کشد و ظرف مدت دو تا ۳ ماه نمی‌توان به سرعت شرایط را بهبود بخشید

این گزارش اضافه می‌کند اگر چه هم اکنون مشاورهایی برای این منظور استخدام شده‌اند اما وضعیت فازهای ۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰ بسیار اسفبار‌تر از دیگر فازهای پارس جنوبی است و به زودی زود نمی‌توان برای این پالایشگاه‌ها فکر اساسی کرد.

علاوه بر این باید فازهای جدید و فلر‌هایشان را که در حال احداث هستند به فلرهای موجود اضافه کرد زیرا غالب فازهای جدید التاسیس به نوعی کپی برداری از فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی هستند.



ارسال توسط حاجی

سايت گويانيوز با انتشار مقاله اي به انواع توهم در ميان اپوزيسيون جمهوري اسلامي پرداخت.

به گزارش کیهان، «م ن» كه خود را سكولار سبز ناميده درباره عوامل فرهنگي، سياسي، اخلاقي و رواني زمين گير شدن اپوزيسيون جمهوري اسلامي با متوهم خواندن اين اپوزيسيون نوشته است: از ابتداي پيروزي انقلاب گروه هاي مختلف از جمله حزب توده، ملي مذهبي ها و ليبرال ها و نيز مجاهدين خلق[منافقين] گمان مي كردند كه نظام نوپا با آنان كنار خواهد آمد و به عبارت بهتر به آنان باج خواهد داد.

وي در ادامه نوشته خود با عنوان اپوزيسيون متوهم با اعلام اين كه توهم از گروه هاي مورد اشاره از جمله حزب توده، ملي مذهبي ها و مجاهدين خلق[منافقين] به چپ ها و اصلاح طلبان دهه 70 تسري پيدا كرد نوشت:

جريان هاي سياسي و فرهنگي، و شخصيت ها و چهره هاي سياسي و فرهنگي اصلاح طلب اپوزيسيون خارج كشور نيز طي سه دهه گذشته عكس برگردان آنچه كه در داخل كشور وجود داشت و مي گذشت بوده اند. اصلاح طلبان حكومتي در هجرت به دليل موج مهاجرت روزنامه نگاران و متفكرانشان به خارج از كشور، كمك هاي مالي و تبليغاتي از سوي منابع اروپايي و آمريكايي، و پشتيباني جمهوري خواهان و سكولارهاي اصلاح طلب با قدرت و تواني بيش از پيش به راه خود ادامه داده اند.

گويا نيوز در ادامه توهم اپوزيسيون نسبت به قدرت و توان خود را نوع دوم توهمي دانست كه ضد انقلاب خارج نشين به آن مبتلاست و با اعلام اين كه كمك هاي ميليون ها دلاري آمريكا، هلند، انگليس و... به اپوزيسيون در توهم خودبزرگ پنداري آنان نقش مهمي ايفا مي كند نوشت:

توهم نسبت به توانايي و جايگاه اپوزيسيون سبب شده است اصلاح طلبان حكومتي در خارج از كشور، كه بيشترين شان تيپاخوردگان از بساط قدرت اند، بپندارند حتي مي توانند از اين سوي مرز حكومتي اسلامي اصلاح كنند. فيل هوا كردن با حجره هايي مثل «اتاق فكر»، «شورا»ي زيرزميني و نيمه مجهول الهويه و مجهول المكان «شوراي هماهنگي راه سبز اميد»، و صدور فرمان هاي حمله و محاصره و عقب نشيني مدني و غيرمدني حكومت اسلامي به اپوزيسيون داخل كشور با «اسب تروا» و ذوالجناح و يا از طريق «اسكايپ هاي مستقر در واشنگتن دي.سي» و «صداي آمريكا» و... از وخامت حال اين عزيزان خبر دارد.

توانايي مالي، تبليغاتي و رسانه اي اين بخش از «اپوزيسيون» كه با كمك هاي بشردوستانه(!) ميليون ها دلاري كشورهايي مثل آمريكا، هلند، انگليس، سوئد و... تحقق يافته، متاسفانه بر تداوم و تشديد اين توهم افزوده است. اين جريان دسته اي از جمهوري خواهان و ديگر سكولارها را نيز به دنبال خويش كشانده است تا با اين كار علاوه بر مخدوش كردن هرچه بيشتر مرزهاي ميان «پوزيسيون» و «اپوزيسيون» به مسخ جمهوري خواهي و سكولاريسم نيز مشغول باشد. اين عزيزان كه ناهار بازار ديروزشان «اتاق فكر» و پند و اندرز به ولي فقيه و شركت شان در معركه «انتخابات» بود و تحريم كنندگان را لعن و نفرين مي كردند امروز مهار گسيخته به دنبال تحريم انتخابات و پهن كردن بساط معركه اي ديگر به نام «انتخابات آزاد» زير سايه حكومت اسلامي اند.

گفتني است بعد از شكست همراه با رسوايي فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 گروه هاي اپوزيسيون همه توان خود را- كه چيزي بيشتر از وبلاگ نويسي نيست- به درگيري و فحاشي عليه يكديگر اختصاص داده اند.



ارسال توسط حاجی

چارقد: باورکردنی نیست؛ گذشت از محبتی که همیشه نماد نهایت ِ عشق و علاقه بوده است؛ عشق و علاقه‌ و محبتی که هیچ توقعی در آن پنهان نیست. چگونه می‌توان عشق و علاقه‌ی مادر به فرزند را نادیده گرفت؟

ما انسان‌ها هم‌دیگر را که دوست داریم، همیشه این دوستی و علاقه را مقیّد می‌کنیم به توقعاتی که از طرف مقابل داریم. اگر چند بار ازخودگذشتی تو را با بی‌توجهی پاسخ دهد، اگر در مقابل تمام فداکاری‌ها، حاضر نباشد از خواسته‌های خود بگذرد و متقابلا برای تو ازخودگذشتگی نماید، این دوستی سرانجامی نخواهد داشت و به‌زودی پایان خواهد یافت. عشق و علاقه‌های بشری معمولا عاری از توقع و خواسته‌های متقابل نیست، اما عشق مادر، علاقه‌ای بدون چشم‌داشت است.

عشق مادر به فرزند، به‌همین دلیل، همیشه سمبل عشق متعالی و پایدار بوده است. شما هم لابد زیاد می‌شنوید که وقتی بخواهند محبتی را مثال بزنند که ایثار در آن نمایان باشد، به علاقه‌ی مادری تشبیه می‌کنند. حالا برای خودم علامت سؤالی‌ست؛ چگونه می‌شود همین مادر که حاضر نیست خاری به دست فرزندش برود، به شهادت او در راه خدا راضی می‌شود و افتخار می‌کند؟ مادران شهدا چگونه تمام عشق خالص خود به فرزند را فدای دین می‌کنند؟!

اصلا باورکردنی نیست، برای تمام آن‌هایی که تابه‌حال مادر نبوده‌اند و آن‌هایی که به‌تازگی مادر شده‌اند. باور کردن این‌که یک مادر نه‌تنها در فراغ فرزند شهید خود نمی‌گرید، که با شکوه و عظمتی وصف‌ناشدنی، بدون این‌که کمر خم کند، از رشادت فرزندش سخن می‌گوید و فریاد می‌زند: “ای کاش باز هم پسر داشتم فدای اسلام کنم!”. این جمله را بسیار از زبان مادران شهدا شنیده‌ایم. مطمئنا صحنه‌ای را به‌خاطر می‌آورید که مادر، سر پسر خود را که دشمن از تن جدا ساخته، به میدان جنگ می‌اندازد و می‌گوید: “ما آن‌چه را در راه خدا داده‌ایم، بازپس نمی‌گیریم!” در کربلا چنین صحنه‌هایی دیده و نقل شده است.

نسل ما گوشش با این حرف‌ها بیگانه نبود، اما چشمش ندیده بود. سالی که گذشت چشم این نسل، یکی از همین مادرها را دید، صبر و صلابتش را دید و شنید و چشید و فهمید که نسل این مادرها هیچ‌وقت تمام‌شدنی نیست.


نسل ما آن روز که “مصطفی احمدی‌روشن”اش را روی دوش تشییع می‌کرد، زنی را دید که خاطره‌ی آن شنیده‌ها را دوباره به‌یادش آورد. چشم‌های مات نسل من خیس شد. شانه‌هایش لرزید و فهمید که هنوز هم پشت این عشق‌های مادرانه‌ی بی‌پایان، رازهایی این چنین افسانه‌گون وجود دارد.

آن‌جا که مادر مصطفی به رهبر گفت: “دعا کنید خدا به من صبر بدهد… من از روز رفتن مصطفی یک قطره اشک هم نریختم.” و رهبر به او گفت گریه کند که اشک تسلی است و زن جواب داد: “نمی‌خواهم دشمن‌شاد بشود”، نسل ما تازه فهمید که «مادری‌ کردن»ی این چنین هم هست.

صبر بر مصیبت، تنها در پناه عشق است که میسر می‌گردد. عشقی قوی‌تر از ناگواری پدید آمده. عشق مادران شهدا به خدایی که آنان را در خلقت خود شریک گردانیده. فقط مادران این را می‌توانند درک کنند؛ این‌که خداوند چه تفضلی بر آنان نموده که قدرت خلق بشر بدان‌ها داده است. عشق به فرزند را تنها در برابر عشق به خداوند می‌توان ندیده گرفت و بر فراغ آن صبر نمود.

میلاد حضرت زهراست و روز زیبای زن و دوباره نام و آوازه‌ی زنان بر سر زبان‌ها. سخن از زنانگی و عظمت این مخلوق الهی و صحبت از کرامتی است که خداوند به زن‌ها نموده و مادری را در قواره‌ی آن‌ها قرار داده، اما شکوه و کبریایی خداوند را در صبر و شکیبایی مادران شهدا می‌توان نمودار کرد و این بار، روز زن را با صبوری این مادران جشن بگیریم.

این پیامی برای تمامی ما زنان مسلمان است. صبوری مادران شهدا که شهادت هنوز راهی فراخ دارد و تا جهاد در تمام عرصه‌ها هست، زن مسلمان حاضر است بر تمام مصیبت‌ها صبر نماید. این‌بار به صبوری مادران شهدا روز زن را پاس می‌داریم. دستشان را می‌بوسیم و از خداوند بهترین‌ها را برایشان آرزو می‌کنیم.



ارسال توسط حاجی
دبيركل حزب الله لبنان در جشن بازساری ضاحیه در جنوب بیروت


امروز هم‌تل‌آویو و هم اهداف‌مشخصی از اسرائیل را در تیررس داریم




 دبیرکل حزب‌الله لبنان با بیان اینکه هدف جنگ 33 روزه نابود کردن مقاومت بود، نه خلع سلاح آن، تاکید کرد این جنگ در تحقق همه اهدافش شکست خورد.

به گزارش رجانیوز سید حسن نصرالله در سخنرانی جشن حزب الله لبنان به مناسبت پایان پروژه بازسازی منطقه ضاحیه "وعد" اعلام کرد: بسیار مایه خوشحالی است که در این جشن به شما خوش‌آمد بگویم. جشنی که برای همه روشن است و این مناسبت موضوع صحبت‌های بنده خواهد بود. می‌خواهیم از بازسازی ضاحیه سخن بگوییم تا بخشی از حق کسانی که شرکای واقعی [ما در بازسازی] بودند، ادا شود.

دبیر کل حزب‌الله لبنان که سخنانش به طور مستقیم از شبکه خبری المنار پخش می‌شد با اشاره به تهاجم 33 روزه رژیم صهیونیستی به لبنان در سال 2006 گفت: همه می‌دانند که هدف جنگ تموز [33 روزه] نابود کردن مقاومت بود نه خلع سلاح یا خارج کردن آن از جنوب [رود] لیطانی و بازگرداندن دو اسیر [اسرائیلی] بلکه هدف سرکوب مقاومت و وادار کردن لبنان به تن دادن به تغییرات بزرگی که منطقه برای آن آماده کرده می‌شد بخصوص در فلسطین و سوریه و سپس ایران جهت ایجاد خاورمیانه‌ای جدید و در نتیجه الحاق لبنان و منطقه به طرح آمریکایی-اسرائیلی و محور سازشکار و تسلیم اعراب.

سید حسن نصرالله در ادامه بر شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در این جنگ تاکید کرد و افزود: جنگ [علیه لبنان] در همه اهدافش شکست خورد و در سال‌های پس از جنگ درباره آن و اهدافش و جریاناتش و پیامدهایش و نتایج آن در همه ابعاد سخن گفتیم و من از بُعد اجتماعی و روانی آن و بازسازی سخن خواهم گفت.

نصرالله سوالی مهم مطرح کرد و افزود: چرا اسرائیلی این حجم خرابی و ویرانی ایجاد می‌کند؟ چرا به هدف گرفتن نقاط نظامی بسنده نمی‌کند؟ آیا نیازهای نظامی وجود دارد؟ آنچه دشمن اسرائیلی در این حوزه انجام می‌دهد جنایت جنگی است که این مقدار ویرانی ایجاد می‌کند. زیر اسرائیل یک نظریه دارد که می‌گوید محیط میزبان باید تاوان راهی که انتخاب کرده است بدهد و مقاومت، این محیط را ساخته است.

اگر کمک‌های ایران نبود کار بازسازی ویرانه‌‌های جنوب لبنان به این سرعت پیش نمی‌رفت

به گزارش فارس، دبیرکل حزب الله لبنان از کمک‌های ایران در امر بازسازی ویرانه های جنوب لبنان تشکر و قدردانی کرد و گفت: اگر کمک های ایران نبود، ما نمی توانستیم کارها را به این سرعت انجام دهیم.

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی خود در مراسم "الوعد الاجمل که به مناسبت پایان بازسازی مناطق ضاحیه جنوبی بیروت از خرابی های جنگ 33 روز برگزار شده است، تاکید کرد که دشمن اسرائیلی به عمد سعی دارد تا زندگی مردم را به جهنم تبدیل کند .

وی ادامه داد: ما امروز جشن می گیریم، همانطور که در 22 سپتامبر سال 2006 جشن پیروزی بزرگ الهی را برگزار کردیم، ما امروز جشن پیروزی بازسازی جنگ ویرانگر و جشن مقاومت و پایداری را می گیریم، چرا که زندگی با خفت در سایه وجود اشغالگران، زندگی نیست، بلکه مرگ است.

وی تاکید کرد که لبنان همچنان مانند سایر نقاط منطقه در خطر اسرائیل قرار دارد، در پایان جنگ 33 روزه مشخص بود که جنگ رو به پایان است و دشمن قدرتی برای ادامه جنگ ندارد، اما کسانی که بر شکست ما حساب باز کرده بودند و با پیروزی ما محاسبات آنها به هم ریخت، سراغ نقشه های دیگری رفتند، اما الان بعد از اینکه صدها هزار نفر خانه های خود را ترک کرده بودند، با اراده خود به خانه هایشان بازگشته اند.

نصرالله از بین بردن مین ها و بمب های خوشه ای را برای پناه دادن به مهاجران بازگشته ضروری دانست و به دیگر تلاش های انجام شده در این مسیر یعنی ترمیم خانه های آسیب دیده و بازسازی خانه های ویران شده و ایجاد زیرساخت ها اشاره کرد، او گفت که برخی روی این حساب کرده بودند که بعد از پایان جنگ اوضاع کشور به سوی بحران اجتماعی سوق پیدا کند.

وی افزود: من قبل از پایان جنگ با برادران ایرانی تماس گرفتم و به آنها گفتم که ما می خواهیم ویرانی های این جنگ را بسازیم، چرا که دشمن در مورد نحوه تعامل مقاومت با شرایط انسانی و اجتماعی بعد از جنگ سخن می گوید، امام خامنه ای نیز با بخشش فراوان با این درخواست تعامل کرد و احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیز همین گونه برخورد کرد، کار به صورتی ادامه یافت که از همان روز اول توقف جنگ، کار بازسازی نیز آغاز شد.

دبیرکل حزب الله لبنان ابراز داشت: در ماههای اولیه بعد از جنگ بخش زیادی از مناطق آسیب دیده ترمیم شد و این موضوع با کمک های مالی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، منازل مسکونی و خانه ها ترمیم شدند و البته این بازسازی ها اگر می خواست از طریق دولت صورت گیرد، می طلبید که دولت کمکهایی می کرد و بودجه هایی را می پرداخت، این در حالی بود که ما بحرانی در لبنان داشتیم که ناشی از بحران سیاسی و دولتی در این کشور بود و به این ترتیب این بحث طولانی می شد. در این صورت باید بخشی از بودجه به روستاها و برخی نیز به شهرها اختصاص داده می شد، در این شرایط من تصمیم گرفتم و پیشنهاد دادم که غرامت ها به خود مردم داده شود، نبیه بری نیز در راستای تصویب این طرح در دولت تلاش زیادی کرد، به این ترتیب بود که ارائه غرامت های مالی از سوی دولت آغاز شد.

سید حسن نصرالله افزود: ما به این علت این ماجرا جویی را انجام دادیم که به چند موضوع مطمئن بودیم، موضوع اول، پروژه جایگزین بود که برای بازسازی داشتیم، مورد دوم اعتماد ما به مردم بود، چون بیشتر آنها ایده ما در زمنیه بازسازی را قبول داشتند، از سوی دیگر ارائه کمک های مالی از سوی دولت مشخص نبود و ما باید پولی می داشتیم تا بازسازی های را شروع می کردیم. در این میان ایران کمک های مالی را ارائه کرد و ما نیز صندوقی برای این موضوع ترتیب دادیم، در آن زمان من به آنها گفتم که یا در میان خود به توافق برسید و یا اینکه ما پروژه ای برای بازسازی و موسسه ای برای دادن هزینه ها داریم و با مشورت شما کار بازسازی را آغاز خواهیم کرد.

دبیرکل حزب الله ادامه داد: حزب الله هیچ کس را مجبور نکرد، مأموریت وعده در بازسازی لبنان کار سختی بود، موضوع پیچیده بود و تمام گروه های سیاسی همکاری کردند و دولت نیز اموالی را پرداخت کرد و مراحل بعدی را نیز پرداخت خواهد کرد. ما نمی دانیم که اموال کدام یک از کشورهای عربی به لبنان رسیده و برای ضاحیه هزینه شده است، اما هر کشوری که باشد، از آنها تشکر می کنیم و بویژه تشکر ویژه ای از ملت و دولت ایران داریم، چرا که اگر کمک های ایران نبود، ما نمی توانستیم کارها را به این سرعت انجام دهیم.

مقاومت توانایی هدف قرار دادن اهداف مشخصی در اسرائیل را دارد

دبیرکل حزب الله لبنان به رژیم صهیونیستی درباره هرگونه تهاجم احتمالی به لبنان هشدار داد و گفت: امروز نه تنها می توانیم تل آویو را به عنوان یک منطقه مورد حمله قرار دهیم بلکه می توانیم به اماکن مشخصی[در فلسطین اشغالی] حمله کنیم.

به گزارش فارس، سید حسن نصرالله در سخنرانی جشن حزب الله لبنان به مناسبت پایان پروژه بازسازی منطقه ضاحیه "وعد" با اشاره به 15هزار و 500 مورد پرواز جنگنده‌های رژیم صهیونیستی گفت: جنگ ماه ژوئیه معنی واقعی جنگ است...در طول جنگ ماه ژوئیه و در یک منطقه عملیاتی کوچک، دشمن ده هزار حمله در مناطق مسکونی داشت...3 هزار حمله با بالگرد انجام شد و این فقط در جنگ با مقاومت در لبنان بود.

دبیرکل حزب الله لبنان تصریح کرد: با اراده توانستیم حکومت، ملت و ارتش را حفظ کرده و در سرزمین خود بمانیم، مقاومتی که می خواهند آن را نابود کنند، قدرت ما را افزایش داده است.

سیدحسن نصرالله در بخش دیگری از سخنانش به رژیم صهیونیستی درباره هرگونه تهاجم احتمالی به لبنان هشدار داد و گفت: هر ساختمانی که در حومه بیروت ویران می شود، در مقابل آن ساختمانی در تل آویو نابود می شود.

دبیرکل حزب لبنان رژیم صهیونیستی را تهدید کرد و گفت: ما می توانیم به تل آویو حمله کنیم؛ امروز نه تنها می توانیم تل آویو را به عنوان یک منطقه مورد حمله قرار دهیم، بلکه می توانیم به اماکن مشخصی حمله کنیم.

وی بر توانمندی حزب الله برای مقابله با رژیم صهیونیستی تاکید کرد و اظهار داشت: آن دوره که ما از خانه های خود خارج شویم و آنها از خانه های خود خارج نشوند، پایان پذیرفته است، آن دوره ای که ما مهاجرت کنیم و آنها مهاجرت نکنند، تمام شده، اینک زمانی است که ما می مانیم و آنها نابود می شوند.

مقاومت با اسرای فلسطینی اعتصاب کننده غذا اعلام همبستگی می‌کند/ انتقاد از سکوت مجامع بین‌المللی

دبیرکل حزب الله لبنان ضمن اعلام همبستگی با اسرای فلسطینی دربند رژیم صهیونیستی که دست به اعتصاب زده‌اند، از سکوت اتحادیه عرب و دیگر مجامع بین المللی در این زمینه به شدت انتقاد کرد.

به گزارش فارس، سید حسن نصرالله در ادامه سخنان خود به به موضوع آوارگان فلسطینی در اردوگاه "نهرالبارد" اشاره کرد و خواستار پایان یافتن درد و رنج ساکنان این اردوگاه شد.

وی درباره تبدیل شدن آوارگان فلسطینی به گروهی اقلیت هشدار داد و خواستار رعایت حقوق آنها شد و اظهار داشت: تا چه زمانی باید رنج ساکنان اردوگاه "نهر البارد" ادامه یابد...باید درباره اینکه آوارگان فلسطینی به یک اقلیت تبدیل شوند، هشدار دهیم، این خدمتی به طرح رژیم صهیونیستی است، ما این طرح را نمی پذیریم و می خواهیم حقوق آنها به عنوان آوارگان رعایت شود و این حقوقی است که باید به آنها داده شود.

دبیرکل حزب الله لبنان در بخش دیگری از سخنانش درباره تشکیل دولت ائتلاف در رژیم صهیونیستی گفت: تشکیل دولت ائتلاف در سرزمین های اشغالی نیز نشانه این است که این امر باید مورد بررسی قرار گرفته و درباره این موضوع تامل کرد.

سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنانش به موضوع اسرای فلسطینی دربند رژیم صهیونیستی که دست به اعتصاب غذا زده‌اند اشاره کرد و از سکوت مجامع بین المللی در این زمینه انتقاد کرد.

وی تاکید کرد: یکی از اعضای اتحادیه عرب، اتحادیه اروپا و سازمان ملل به مساله افرادی که اعتصاب غذا کرده اند، نمی پردازد... نمی خواهم به محکوم کردن این اعمال بپردازم بلکه از کشورهای عربی می خواهیم درباره مساله اسرا اندکی تامل کنند؛ عراق به عنوان رئیس نشست سران کشورهای عربی باید این موضوع را به شورای امنیت بکشاند.

دبیرکل حزب الله لبنان با اسرای دربند رژیم صهیونیستی اعلام همبستگی کرد و گفت: ما با اسرای فلسطینی و کسانی که اعتصاب غذا کرده اند، اعلام همبستگی می کنیم، آنها نیازمند همراهی واقعی هستند.

وی به بازسازی خرابی‌های نوار غزه در پی تهاجم رژیم صهیونیستی به این منطقه اشاره کرد و گفت: اگر بودجه کافی برای بازسازی نوار غزه داده شود، امکان بازسازی این منطقه وجود دارد.

سید حسن نصرالله تاکید کرد: باید اموال کافی به اهالی غزه داده شده و آنها امور خود را اداره کنند، مردم غزه نباید از سرزمین خود دور بمانند.

وی در این بخش از سخنان خود از از کشورهای عربی خواست که دست یاری به سوی ساکنان غزه دراز کنند تا آنها بتوانند منازل خود را بازسازی کنند.

مردم بحرین در حرکت مسالمت آمیز خود پایدار باشند

به گزارش فارس، سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در ادامه سخنرانی خود به اوضاع و شرایط بحرین نیز اشاره و تاکید کرد که ادامه تحرک پیگیر مردم بحرین نشان از پایمردی و قدرت آنها در تحمل مشکلات دارد، ما در حزب الله محبت خود به بحرینی ها را ابراز می کنیم و اعتقادات آنها در ادامه تحرکات مسالمت آمیز را تایید می کنیم و از آنها می خواهیم که در این راه[حرکت مسالت آمیز] صبر کنند، چون خدواند فرج را در کار آنها نیز ایجاد می کند.

همانهایی که عراق را تخریب کردند، به دنبال تخریب سوریه هستند

نصرالله در ادامه اوضاع سوریه را نیز مورد توجه قرار داده و اقدامات تروریستی انجام شده در این کشور و بویژه شهر حلب را محکوم کرد، او گفت ما امروز دوستان خود در حلب را از طریق کشف یک تروریست که بیش از 1000 کیلوگرم تی ان تی همراه داشت نجات دادیم، این مسخره است که دولت سوریه به انجام انفجارها و اقدامات تروریستی در این کشور متهم می شود.

وی تاکید کرد که همان دست هایی که بدون هیچ حس انسانی در عراق فعال بودند، امروز می خواهند سوریه را از طریق اقدامات انتحاری ویران کند، اما این نشان می دهد که آنها تنها به دنبال حذف حمایت های سوریه از موضوع فلسطین و مقاومت در لبنان و ایجاد طرح خاورمیانه جدید جرج بوش هستند.

انتخابات لبنان در زمان مقرر برگزار شود

نصرالله در مورد اوضاع داخلی و سیاست داخلی لبنان نیز صحبت و با اشاره به نزدیک شدن زمان انتخابات در این کشور و تاکید بر اهمیت انتخابات پارلمانی برای لبنان خواستار این شد که موضوع مذاکرات بین گروههای لبنانی بسته نشود و هر کسی ایده های خود را در زمنیه مسایل مختلف ارائه دهد.

او گفت که حزب الله موافق برگزاری انتخابات در زمان مقرر است، اما برخی با این ادعا که انتخابات در سایه وجود سلاح را نمی پذیرند، می خواهند انتخابات را به تاخیر بیندازند.

حزب الله در دام توطئه گرفتار نخواهد شد

دبیرکل حزب الله تاکید کرد که این حزب قانون نسبی انتخابات را بهتر میداند و آن را تایید می کند و معتقد است که تمام لبنان یک بخش انتخاباتی است، او همچنین از تمامی گروه ها بویژه جریان المستقبل خواست تا تحریک ها را متوقف کنند، او گفت که البته طرح هایی برای لبنان از طریق استخدام هزاران نیروی مبارز و تمرکز آنها در بیروت تدارک دیده شده که به دنبال ایجاد فتنه میان شیعیان و اهل تسنن است، وی البته تاکید کرد که حزب الله برای از بین بردن این توطئه مصمم است و در دام آن گرفتار نخواهد شد.


ارسال توسط حاجی
به بهانه یکصدمین سفر استانی هیات دولت



سفرهای‎ استانی؛ برگ‌ برنده‌ای برای گفتمان سوم‌تیر/ ایران دیگر "فقط تهران"نیست



«۱۰۰ سفر به تمام استان‌های کشور و دیدار با مردم دورافتاده‌ترین روستاهای کشور»؛ این جمله حتی در ظاهر هم بسیار طاقت‌فرسا و حتی غیرممکن به نظر می‌رسد اما این مساله به واقعیت پیوسته و رئیس‌جمهور روز گذشته صدمین سفر استانی خود و هیات دولت را در خراسان رضوی و در پایتخت معنوی ایران جشن گرفت.

به گزارش رجانیوز، شاید ۱۰ خرداد ۸۴ هنگامی که احمدی‌نژاد در  نطق انتخاباتی خود در دانشگاه تهران وعده تمرکززدایی و مسافرت دولت به استان‌ها را می‌داد و حتی هنگامی که پس از پیروزی در انتخابات، نخستین جلسه استانی دولت را در خراسان جنوبی (آبان ۸۴) برگزار می‌کرد، کمتر کسی به ادامه و تکمیل این سفر‌ها مطمئن بود، به طوری که حتی علاوه مخالفان دولت که انتظار الگو شدن این فرآیند ابتکاری برای سیستم مدیریتی کشور در جهت حل مشکلات کهنه مردم را نداشتند و بخش‌هایی از بدنه دولت که سال‌ها با رکود و تمرکزگرایی در پایتخت خو کرده بودند، چشم انتظار عقیم ماندن این پروژه ملی بودند.

به هر حال، دیوار ضخیم دولت- ملت که احمدی‌نژاد از شکستن آن به توبه و استغفار دولت یاد کرد، در شرایطی بنا شده بود که طرفداران لیبرالیزه کردن حاکمیت، نه تنها برای کوتاه کردن آن گام مؤثری برنداشته بودند بلکه با تأکید بر ضرورت ایجاد نهادهای واسط، اساس ارتباط مستقیم مردم و دولت را منتفی می‌دانستند. شاید از همین رو نیز بود که رئیس‌جمهور از این سفر‌ها به اردوکشی پرزحمت دولت تعبیر کرد و گفت: «ما باید تلاش می‌کردیم دیواری که بین مردم و مسوولان وجود داشت، برداشته شود... در تاریخ کشورمان سابقه ندارد که یک دولت چنین حرکتی کرده باشد. سابقه ندارد یک رییس دولت تمام ایران را خودش دیده باشد... این اتفاق باعث تحول در سیستم اداری، تقویت اقتدار کشور، اتحاد ملی و همبستگی ملی است و آثار آن کم‌نظیر و بی‌بدیل است که چیزی را نمی‌توان جایگزین آن کرد.»

بازتولید سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی

اساس اشکل‌گیری انقلاب مردم در سال ۵۷ مبتنی بر حمایت آنان از امام خمینی (ره) به عنوان یک رهبر مقتدر و دلسوز بود که سبب شد ارتش «ژاندارم منطقه» هم نتواند در برابر موج خروشان انقلاب ایستادگی کند. این سرمایه اجتماعی که به طور ویژه وامدار شخصیت معنوی امام بود، سبب شد تا مردم بسیاری از مشکلات پس از انقلاب و همچنین جنگ ۸ ساله را تحمل کنند و با باوری که به امام روح‌الله داشتند، موانع را یکی یکی از پیش رو بردارند.

پس از رحلت امام و آغازبکار دولت سازندگی، با وجود تاکیدات و هشدارهای مکرر رهبر انقلاب نسبت به خطر دوری مسئولان از مردم و فاصله گرفتن از آن‌ها، دولت‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی گام به گام از مردم و ارتباط مستقیم با جامعه عقب‌نشینی کردند این در حالی بود که اشاعه فرهنگ ثروت‌اندوزی و کاخ‌نشینی باعث شد تا مردم، مسئولان را نه از جنس خود که با فاصله بسیاری از خود ببینند که مشکلات و حرف‌هایشان برای آنان خریداری ندارد.

این دوری‌گزینی مسئولان اجرایی کشور درحالی صورت می‌گرفت که شخص رهبر انقلاب بار‌ها به سفرهای استانی رفتند و از اکثر استان‌های کشور شخصا بازدید کردند.

هدف‌گذاری دقیق رهبر انقلاب و سخنان هوشمندانه ایشان سبب شد تا پس از دو دولت سازندگی و اصلاحات که بیشترین فاصله میان مردم و مسئولان ارشد اجرایی کشور را ایجاد کرده بودند، سبب شد تا در انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال ۱۳۸۴  فردید که وعده احیای فرهنگ «ریاست جمهوری به سبک شهید رجایی» را داشت پیروز میدان باشد، مساله‌ای که با بیان ایده سفرهای استانی به طور جدی‌تری پررنگ شد.

ارتباط چهره به چهره ارشد‌ترین مسئول اجرایی کشور با مردم دورافتاده‌ترین مناطق کشور که تاکنون حتی از دیدار و سخن گفتن با یک مدیرکل هم محروم بودند، باعث احیا و رونق مجدد سرمایه اجتماعی انقلاب اسلامی شده است سرمایه‌ای که بر‌تر از بر‌ترین سلاح‌های نظامی جهان می‌تواند حافظ امنیت ملی و آرامش مرزی کشور باشد.

توسعه اقتصادی و عمرانی و انقلابی به معنای واقعی کلمه

سفرهای استانی اما علاوه بر آنکه مدل جدیدی از روابط دولت- ملت ارائه می‌کرد و به ارتقاء شاخص‌های اقتصادی تمام نقاط کشور و مناطق محروم می‌انجامید، فصل جدیدی در مناسبات امنیت ملی نیز بود. این مساله از آنجایی قابل تامل است که در برخی مناطق به دلیل حجم کارهای انجام نشده و محرومیت بی‌سابقه مردم، کارهای اجرایی و عمرانی تبدیل به یک غول عظیم‌الجثه شده بود که تنها با دستور مستقیم شخص رئیس‌جمهور قابل حل شدن بود به نظر می رسد در بسیاری از موارد، این گره کور  به جای «دندان» بخشنامه‌های بی‌فایده که در تهران صادر می‌شد، با «دست» سفرهای استانی باز شده است.

علاوه بر تأثیرات قابل توجه این سفر‌ها در امنیت داخلی در اثر فروریختن دیوار میان مردم و مسئولان، سفرهای استانی همواره شاهد مهم‌ترین سخنرانی‌های رئیس‌جمهوری نیز بوده است تا مدل امام خمینی (ره) در ارسال پیام به قدرت‌های خارجی در این حوزه نیز احیا شود. به این ترتیب، مهم‌ترین پیام های سیاست خارجی این سال ها، از سفرهای استانی شنیده شده است.

صدمین سفر استانی دولت فارغ از به جلوه درآوردن برکات مثبت این سفر‌ها برای مردم سراسر ایران، یادآور یک نکته است: سفرهای استانی هیات دولت که یکی از برگ‎های برنده گفتمان سوم تیر است، اکنون به یکی از مطالبات جدی مردم تبدیل شده و دیگر در انحصار یک دولت خاص نیست و تمامی مسئولان اجرایی کشور از این به بعد باید خود را موظف و مقید به انجام آن بدانند؛ حتی اگر در نحوه اجرای آن نیز نقصی مشاهده می‌کنند، باید آن را تصحیح کنند اما تعطیلی «الگوی سفرهای استانی» توسط دولت‌های بعدی قطعا غیرممکن و بی‌دلیل خواهد بود و زمینه را برای از دست رفتن مجدد این سرمایه اجتماعی عظیم فراهم می‌کند.



ارسال توسط حاجی